تبليغاتX
نصف جهان

نصف جهان

پروردگار این کشور را از شر دشمن. خشکسالی. از دروغ محفوظ دارد. "دعای داریوش کبیر در تخت جمشید"

جايزه «دوچرخه طلايی» جشنواره بين‌المللی فيلم‌های آسيايی وزول فرانسه به محسن مخملباف،

 

جايزه «دوچرخه طلايی» جشنواره بين‌المللی فيلم‌های آسيايی وزول فرانسه به محسن مخملباف، سينماگر سرشناس ايرانی، تعلق می‌گيرد.

به نوشته وب‌سایت «خانه فيلم مخملباف»، اين جايزه صدمين جايزه خانواده مخملباف، شامل محسن مخملباف، همسرش مرضيه مشکينی، و دخترانش سمیرا و حنا، به شمار می‌رود.

به گزارش وب‌سايت رسمی جشنواره وزول، بخش ويژه‌ای از جشنواره امسال به نمايش ۱۸ فيلم از خانواده مخملباف اختصاص می‌یابد و ضمن تقدیر از آنها، «دوچرخه طلايی» این جشنواره به خاطر آنچه «فعاليت ارزنده هنری» محسن مخملباف عنوان شده، به او اهدا می‌شود.

«جشنواره بين‌المللی فيلم‌های آسيايی» از دهم تا هفدهم فوريه ۲۰۰۹ (۲۱ تا ۲۷ بهمن امسال) در شهر وزول (Vesoul) فرانسه برگزار می‌شود.

جايزه افتخاری «دوچرخه طلايی» در نخستین روز جشنواره طی مراسمی با حضور محسن مخملباف به او اهدا خواهد شد.

در وب‌سايت رسمی جشنواره وزول از محسن مخملباف (به همراه عباس کيارستمی) با عنوان «هدايت کننده موج نوی سينمای ايران» ياد شده که با ساختن حدود ۲۰ فيلم،  جوايزی از «معتبرترين جشنواره‌های سينمايی به دست آورده است.»

پانزدهمين دوره جشنواره بين‌المللی فيلم‌های آسيايی با تمرکز بر فيلم‌های معاصر آسيايی، شامل شش بخش مختلف است: بخش مسابقه، بخش فيلم‌های سينمايی و مستند، بخش ويژه مخملباف‌ها، بخش زنان کارگردان لبنانی، بخش مخاطب جوان و بخش انيميشن‌های ژاپنی است. 

به نوشته وب‌سايت خانه فیلم مخملباف، تاکنون اعضای اين خانواده چهار جايزه از جشنواره کن، ده جايزه از جشنواره ونيز و سه جايزه از جشنواره برلين دريافت کرده‌اند. ديگر جايزه‌های این خانواده نیز از جشنواره‌هایی در ۲۴ کشور، از جمله فرانسه، آمريکا، اسپانيا، ايتاليا، سویيس، لهستان، ژاپن و برزيل بوده است.

چندی پيش نشريه تايمز فيلم «سفر قندهار»، ساخته محسن مخملباف، را در فهرست صد فيلم برتر تاريخ سينمای جهان خود قرار داد.

روزنامه گاردين نيز سميرا مخملباف را در دو سال پی در پی به عنوان يکی از ۴۰ فيلمساز برتر سال معرفی کرد.

سميرا و حنا مخملباف، هر دو، فيلم‌سازی را در نوجوانی آغاز کردند. سميرا نخستین فيلم خود، «سيب»، را در ۱۷ سالگی ساخت و حنا در ۱۸ سالگی. حنا برای نخستین فيلم خود، «بودا از شرم فرو ريخت»، توانسته است تا کنون ۱۴ جايزه بين‌المللی را از آن خود کند.

 

از آخرين جوايزی که خانواده مخملباف در يافت کرده‌اند می‌توان به جايزه «ويژه قدردانی» جشنواره رم برای آخرين ساخته سميرا، «اسب دوپا»، جايزه دايناسور طلايی جشنواره کراکف لهستان برای مجموعه آثار محسن مخملباف، و جايزه آهوی طلايی جشنواره ملوديست اوکراين برای فيلم «بودا از شرم فرو ريخت» اشاره کرد.

خانواده مخملباف در سال‌های اخير فيلمی در ايران نساخته و آثار خود را در کشورهايی مانند افغانستان، هند و تاجيکستان تهيه کرده‌اند.

فيلم‌های محسن مخملباف از آغاز تاکنون  با رویکردهای مختلف و تغييرات محتوايی بسياری همراه بوده و فيلم‌های اخير او، مانند «سکس و فلسفه» و «فرياد مورچه‌ها»، نیز از نظر سینمایی با انتقاد منتقدان روبه‌رو شده‌اند

+ نوشته شده در  87/09/26ساعت 23:45  توسط مهرداد آذر تاش  | 

شکرپاره اصفهان درگذشت

ارحام صدر درگذشت

مرگ پدر تئاتر اصفهان

مرجان سخاوت

رضا ارحام صدر هم رفت. بنيان گذ ار تئاتر کمدي انتقادي اصفهان بعد از ظهر يک شنبه در اصفهان در گذشت. ارحام صدر که در دوره اي توانسته بود با تلفيق تکنيک بداهه ، ذوق و استفاده از نکته سنجي مرسوم در زبان و لهجه اصفهاني نام خود را در فهرست بازيگران کمدي تئاتر ايران ماندگار کند. اين سالها هيج گونه فعاليت تئاتري اي نداشت در حالي که تئاتر او در دهه هاي 40 و 50 با نام اصفهان گره خورده و يکي از جاذبه هاي فراموش نشدني نصف جهان بود که بي وقفه 20 سال با استقبال مردم به کار خود ادامه داد. اين جاذبه اما با وقوع انقلاب از شهر رخت بر بست.

بعد از انقلاب و تغيير فضاي فرهنگي اجتماعي کشور ديگر نه ارحام سراغ تئاتر رفت و نه به او اجازه فعاليت داده شد. او اين سالها کاملا دور از تئاتر بود و اداره يک آژآنس گردشگري را بر عهده داشت. اخيرا فيلم مستندي از زندگي او توسط محسن طباطبايي ساخته شده ارحام صدر در اين باره گفته بود: "ديدم كسي به ما محل نمي گذارد و هنرپيشه هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است. بنابراين، تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم... من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي بينم لذت مي برم".

ارحام زاده (متولد۱۲ ارديبهشت ۱۳۰۲ در اصفهان)، ملقب به شکرپاره فعاليت هنري خود را از سال ‌1326 با بازي در تئاتر آغاز کرد و بعدها موسس "گروه هنري ارحام صدر" در سال ١٣٤٣ شد. ارحام ورود خود را به عرصه تئاتر اين گونه شرح داده است: "من از نوجوانى اين نياز را در خود مى ديدم و هميشه به ديدن تئاترهايى که در شهر اصفهان، خاصه آنهايى که مربوط به جشن دانش آموزان مى شد، مى رفتم. اين علاقه پا گرفت و تبديل شد به انگيزه اى براى برپايى نمايش هاى محله اى که در ايوان خانه ها اجرا و پرده صحنه مان لاجرم چادر نماز زن هاى خانه بود و کف پوش حياط فرش هاى کهنه و نمد که همسايه ها بر آن مى نشستند. پس از ورود به دبيرستان ادب کار صحنه اى ما از يک مزاح من سرکلاس آقاى جهانشاه (که بعدها پدرخانمم شد) آغاز شد. ايشان حضور و غياب مى کردند که به اسمى به نام عباس پنيرى رسيدند. بعد از چند بار که اين اسم را صدا کردند و کسى پاسخ نداد، من از ته کلاس گفتم: «آقا، تو خيکن!» که ايشان از اين مزاح من لذت بردند و بعداً به مدير مدرسه سفارش کردند که براى جشن ها از همين بچه ها استفاده کنيد و از بيرون بازيگر نياوريد. پس از اين اتفاق اولين نمايشى که در مدرسه بازى کرديم نمايشى بود به نام «رفيق ناجنس» و من در اين نمايش درخششى داشتم که خانواده ها بعد از يک بار ديدن از مدير مدرسه خواستند که نمايش ادامه پيدا کند. پس تئاتر ما 10 شب فروخت و از درآمد آن براى مدرسه يک پيانو خريديم."

بداهه گويي ارحام از نکات برجسته او بود که بر اساس موقعيت نمايش، اتفاقات روزمره و همچنين شرکت کنندگان به کار مي برد. خودش در نقل خاطره اي از اين بداهه گويي گفته است: "يادم مى آيد که شبى شاه و فرح به ديدن يکى از تئاترهاى ما آمده بودند. گويا فرح [که رئيس جمعيت خيريه بانوان نيز بود] براى جمع آورى انعام و صدقات! به اصفهان آمده بود. من روى صحنه به مرحوم مميزان گفتم: يک مقدار از اين پولاتو بده به انجمن خيريه نسوان... ايشان گفتند: که چطور بشه؟ که چى کار بکنن؟ گفتم: هيچى. شب تا صبح زنده دارى، بعد هم شکار و بعد هم رقص، خب همه اينها خرج داره...!! مردم تا چند دقيقه دست مى زدند. در آنتراکت ميان دو صحنه همه به من گفتند که اين حرف ها را نگو، ساواک دستگيرت مى کنه. گفتم: نه تازه بقيه کارم باقى مانده، در صحنه بعد به بازيگرى که نقش تعميرکار تلويزيون را داشت، گفتم: اين دستگاه خرابه اما هر دستگاهى که خرابه از بالا خرابه تا پايين... اين بار ديگر صداى دست زدن مردم قطع نمى شد. آقاى اقبال که پشت سر آنها (شاه و فرح) در سالن نشسته بود، بعداً به من گفت که شاه به نخست وزيرش گفته است: با ارحام چه مى توانيم بکنيم که روى صحنه از من انتقاد مى کند و مردم هم دست مى زنند!"

ارحام در مور ايجاد سبک کمدي انتقادي گفته است: "قبل از انقلاب نمايشنامه ها صرفا به شکل کمدي اجرا مي شد تا اينکه من يک شب به استاد خودم مرحوم ناصر فرهمند بعد از خاتمه نمايش گفتم جناب استاد ايا ما در تئاتر اصفهان مزه بياندازيم شهر هستيم يا دلقک شهر گفت چرا اين را پرسيدي گفتم امشب موقع ورود به تئاتر عده اي پشت ويترينهاي عکس دار تئاتر جمع شده بودند و اظهار نظر مي کردند يکي با اشاره به عکسها مي گفت اينها مزه بياندازهاي شهرند ديگري گفت نه اينها يه مشت دلقکند که کاري ندارند شبها دور هم جمع مي شوند و مردم را مي خندانند. استاد من گفت نظر خودت چيست. من گفتم ما بياييم و يک رشته از تئاتر تراژدي بگيريم به نام تئاتر انتقادي و يک رشته از تئاترکمدي بگيريم به نام کمدي بوف و از مجموع اين دو رشته تئاتر کمدي انتقادي را به وجود آوريم گفت بسيار خوب ما سبک خود را از اين به بعد کمدي انتقادي مي کنيم. بدين صورت بعد از آن تاريخ، نمايشهاي ما در شهر اصفهان جنبه انتقادي به خود گرفت و با توجه به موضوعات روز مسائل و مشکلات بيان مي‌شد. مثلا وقتي گوشت گران مي‌شد، من درباره آن مي‌گفتم، نان گران مي‌شد، ضمن برنامه همان شب موضوع ديالوگ را کمي عوض مي‌کردم و در مورد آن مشکل صحبت مي‌کردم..."

ارحام صدر و هتل عباسي

شايد کمتر کسي بداند که تبديل شدن کاروانسرايي قديمي مخروبه در مرکز شهر اصفهان به هتل عباسي معروف فعلي تا اندازه اي مديون ارحام صدر است. او که زماني رييس بيمه ايران در اصفهان بوده اين گونه شرح ما وقع مي دهد: "من در به وجود آوردن هتل عباسي سهمي موثر ومفيد دارم چون با سرمايه بيمه ايران ساخته شد و من آن زمان مدير بيمه ايران بودم وآن هم سودي بود که بعد از مدتي در بيمه ايران جمع شده بود و قرار بود به مرکز منتقل شود اما من اعتقاد داشتم اين پول مردم اصفهان است و بايستي صرف خود شهرشود. آن زمان هم اصفهان هتل در خوري نداشت در حالي که يک شهر توريستي بود به همين خاطر ما فکر کرديم اين پول صرف ساخت يک هتل در شان شهر تاريخي اصفهان شود که به همراه همکارم فضلل الله جلوه که از نويسندگان خوب مملکت است هر دو بسيار همت کرديم تاساختمان قديمي کاروانسرا به هتل فعلي عباسي بدل شود. يادم هست آن زمان ما دنبال يک گچ کار مي گشتيم براي گل و بته هاي نقوش ديوار و الان مي بينيم که به واسطه هنرمندي همين هنرمندان هتل عباسي در حال تبديل شدن به يک موزه است".

+ نوشته شده در  87/09/25ساعت 21:49  توسط مهرداد آذر تاش  | 

به کار گيري 12 هزار روحاني در مدارس

 

با وجود عدم استخدام 13500 فارغ التحصيل مراکز تربيت معلم school.jpg

شروين اميدوار

معاون پرورشي آموزش و پرورش استان تهران از اجرايي شدن طرح حضور روحانيان در مدارس اين استان خبر داد، و گفت که فقط براي اقامه نماز در مدارس مزبور 800 روحاني به مدارس اعزم شده اند. اين طرح، که طي آن 12 هزار روحاني در سراسر کشور به استخدام آموزش و پرورش در مي آيند، بخشي از برنامه اي است که عليرضا عاي احمدي وزير آموزش و پرورش از آن به عنوان "اسلامي کردن مدارس" نام مي برد.

خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي، ايرنا، به نقل از علي فرهادي معاون پرورشي آموزش و پرورش تهران گزارش داد که آموزش و پرورش قصد دارد با "تغيير فضاي نمازخانه‌ها و استاندارد كردن آنها و ايجاد محيطي سرشار از معنويت، سبب جذب دانش‌آموزان براي تشكيل صف‌هاي طولاني نماز اول وقت شود."

رييس دفتر تبليغات اسلامي قم در 25 آبان سال جاري به خبرگزاري فارس گفت: "در حال حاضر 12 هزار روحاني از سوي اين دفتر به مدارس سراسر کشور اعزام شده و مشغول فعاليت هستند." حسن رباني همان روز در ديدار با معاون پروررشي وزارت آموزش و پرورش تاکيد کرد: "اعزام طلاب و روحانيون به مراكز آموزشي، نهادها و ارگان‌ها امري حساب شده و با برنامه‌ است."

در همين ارتباط، مهدي اميني معاون پروررشي وزارت آموزش و پرورش نيز به خبرگزاري فارس يآدآور شد: "در تحولات آموزش و پرورش نيروي انساني حرف اول را مي‌زند و حوزه بهترين ظرفيت را براي تأمين نيروي انساني كارآمد دارد." وي همچنين در اواخر آبان ماه از تشکيل "كارگروه‌هاي حوزه علميه و معاونت پرورشي براي گسترش همکاري حوزه هاي علميه و آموزش و پرورش خبر داد.

اميني در 9 آذر 87 به خبرگزاري رسمي دولت، ايرنا گفت: "در آموزش و پرورش به دنبال آن هستيم كه به طور اساسي بر تفكر مادي كه بعضا رنگ اسلامي به خود گرفته است پايان دهيم و براي تحقق تفكر اسلامي ناب محمدي در آموزش و پرورش بايد از طبيبان اصلي و دين شناس يعني حوزه علميه كمك بگيريم." به گفته اميني ، وزارت آموزش و پرورش و حوزه هاي علميه در ماه هاي اخير 4 قرار داد به امضا رسانده اند و آموزش و پرورش قصد دارد "در تمامي محورها و اركان تعليم و تربيت از حوزه علميه كمك بگيرد."

معاون وزير آموزش و پروزش همچنين اعلام کرد که غير از اعزام 12 هزار روحاني به مدارس کشور،"آموزش مربيان تربيتي در حوزه هاي علميه"، "تاليف كتب درسي از سوي حوزه هاي علميه" و "ايجاد تحول در معاونت پرورشي آموزش و پرورش مبتني بر يك فلسفه خاص" از مواردي است که وزارت آموزش و پرورش در مورد آنها با حوزه هاي علميه قرار داد منعقد کرده است.

انعقاد 4 قرار داد آموزش و پرورش با حوزه هاي علميه و اعزام 12 هزار روحاني در مرحله اول به مدارس کشور پس از آن صورت گرفت که که عليرضا علي احمدي در مهرماه سال جاري از کسر بودجه 6750 ميليارد توماني وزارت آموزش و پرورش در سال 87 خبر داد. وي همچنين اعلام کرد که وزارت آموزش و پرورش قصد ندارد معلمان حق التدريسي را که از سال ها پيش در اين وزارتخانه مشغول به کارند، استخدام کند، و گفت که "آموزش و پرورش بنگاه کاريابي نيست."

همزمان، رئيس كميته آموزش و پرورش كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس روز 12 آذر خبر داد که وزارت آموزش و پرورش از استخدام 13 هزار و 500 فارغ التحصيل مراکز تربيت معلم خودداري کرده و همه اين 13500 فارغ تحصيل رشته دبيري در بلاتکليفي به سر مي برند.

عليرضا علي احمد همچنين روز 15 آذر در واکنش به بلاتکليفي 13 هزار و 500 فارغ التحصيل دبيري در کشور اظهار داشت: "بايدي در خصوص استخدام وجود ندارد" و افزود: "اين‌ افراد شايد در رشته دبيري درس خوانده باشند اما تعهد دبيري در آموزش و پرورش نداشتند."

با وجود ارائه طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش از سوي نمايندگان به مجلس، هيات رئيسه مجلس از اعلام وصول و برگزاري جلسه استيضاح علي احمدي، به دليل از رسيمت افتادن دولت نهم در صورت برکناري وي، خودداري کرده است.


+ نوشته شده در  87/09/25ساعت 21:40  توسط مهرداد آذر تاش  |