تبليغاتX
نصف جهان

نصف جهان

پروردگار این کشور را از شر دشمن. خشکسالی. از دروغ محفوظ دارد. "دعای داریوش کبیر در تخت جمشید"

دوازده ارديبهشت ماه روز همبستگي وبلاگ نويسان ايراني با فرزاد کمانگر

 
فرزاد،مردي ازتبار باران،محکوم به مرگ است.بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه
 
يکصدا فرياد شويم.روز 12 ارديبهشت،بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن.بيائيد يکدل
 
ويکزبان با اعلام اين روز به نام روز همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر،حمايت خود را
 
از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي،از پاي ننشينيم....

 

جهت امضاء بیانیه حقوق بشر اینجا را کلیک کنید   

    

  http://f-kamangar.hra-iran.org/form.html 


-فرزادکمانگر، معلم شهرستان کامياران، با12سال سابقه تدريس،عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان کامياران،عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي-آموزشي رويان،عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي کامياران(ئاسک) وازاعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر درايران است.
نامبرده،در مردادماه سال1385،بدون هيچگونه اتهامي،دستگير ودر زندانهاي اوين ورجائي شهر تهران و بازداشتگاههاي اطلاعات کرمانشاه وسنندج،
تحت شديد ترين شکنجه هاي جسمي وروحي قرار گرفت که شرح آن در رنجنامه اش مکتوب است.در پانزدهمين ماه بازداشت،دردادگاهي غير علني و مغاير با قانون که فقط 7 دقيقه به طول انجاميد،نامبرده عليرغم تبرئه از تمامي اتهامات نارواي پيشين،نه تنها آزاد نگرديد بلکه بدون هيچگونه سند و مدرکي به عضويت در يکي از گروههاي معاند نظام متهم گرديد ومجرم شناخته شد وبه جرم ناکرده،محکوم به اعدام شد.
صحبت ازآزاد مرديست که نه کوه را ميتوان به استقامتش تشبيه نمود،نه خورشيد را به نورافشانيش ونه دريا را به بيکرانگي اش.با اين همه،بالا نشينان،تيشه ميزنند قامت کوه را وپنهان ميکنند پنجره خورشيد را تا در همين سياهيها،مدفون کنند دريا را در کام خشک زمين.
مگر ميشود بر دامنه کوه نشست و فرو ريختنش را تماشا کرد؟مگر ميشود در سياهي ماند وخورشيد را ازياد برد؟مگر ميشود کوير را طي کرد بي آنکه اميد رسيدن به دريا باشد؟
نه،نميشود.مانيز له ميشويم زير بارفروريختن کوه،گم ميشويم در شبهاي تاريک و بلند بي فردا وهلاک ميشويم تشنه در امتداد سراب.بايد فکري کرد براي او،براي من وبراي ما.
با توام.توئي که هنوز ميتوان ديد بيداري وجدانت را در رد اشکي که بر گونه هايت هميشگي است،در فريادي که بر سکوت معنا دار نوشته هايت طنين انداخته و در دستاني که با تمام جراحتهايش باز هم دستان نيازمندان را به گرمي ميفشارد.
فرزاد،مردي ازتبار باران،محکوم به مرگ است.بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه يکصدا فرياد شويم.روز 12 ارديبهشت،بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن.بيائيد يکدل ويکزبان با اعلام اين روز به نام روز همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر،حمايت خود را از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي،از پاي ننشينيم....

بي شک هيچکداممان روز 10 بهمن را از ياد نبرده ايم .روزي که وبلاگ نويسان ايراني در يک اقدام هماهنگ و قابل تحسين اسم وبلاگ خود را به "10 بهمن روز همبستگي با دانشجويان زنداني " تغيير نام دادند و اين اقدام باعث شد که دانشجويان زودتر آزاد شوند.حال يک بار ديگر به حمايت شما عزيزان نيازمنديم و اين بار براي همبستگي با معلم دربند فرزاد کمانگر.از همه شما دوستان عزيز مي خواهيم که حمايت خود را از ما با گذاشتن کامنت در وبلاگ اعلام داريد تا حمايت شما از ما در وبلاگ اعلام شود.
روز 12 ارديبهشت (روز معلم ) را روز همبستگي با فرزاد کمانگرمي ناميم واز همه وبلاگ نويسان آزادي خواه و آزادانديش مي خواهيم براي حمايت از فرزاد در اين روز اسم وبلاگشان را به " 12 ارديبهشت روز همبستگي با فرزاد کمانگر " تغيير نام دهند.
+ نوشته شده در  87/01/31ساعت 16:25  توسط مهرداد آذر تاش  | 

غوغا بر سر چیست؟ مگه معلمها چیزی جز صمیمیت و رفاقت هم دارن که به جان هم افتاده اند؟

 

حول و حوش یک بیانیه :

سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 23:25

توسط:کانون صنفی معلمان ایران
لطفا بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت هفته معلم را برای اطلاع همکاران در وبلاگ خود قرار دهید . با تشکر

پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت: 23:31 توسط:معلم

همكاراني كه سال هاست پي گير مسائل صنفي هستند به خوبي مي دانند كه تا به حال هر بيانيه اي كه در ارديبهشت ماه صادر شده با هماهنگي شوراي هماهنگي فرهنگيان كشور بوده و مفاد بيانيه هادر سراسر كشور اجرا مي شد . پس اين بيانيه نمي تواند بيانيه ي كانون باشد كساني كه اين بيانيه را صادر كرده اند تعدادي افراد خود فروخته ، فرصت طلب و هم پياله هاي سازمان معلمان هستند كه فقط به دنبال كسب شهرت ،قدرت و ثروت مي باشند از جمله ي اين افراد ميتوان به بهشتي ،باغاني ،و دار و دسته آنها اشاره كرد .

جمعه 30 فروردین1387 ساعت: 10:2 توسط:محمود بهشتی لنگرودی
برای نویسنده متاسفم.

جمعه 30 فروردین1387 توسط:معلم اصفهانی ساعت:1:48

آقای بهشتی:برای خودت متاسف باش که از هول حلیم توی دیک افتاده ای.
خیلی ها از این فرصتها استفاده کرده اند بپا عقب نمونی همه رای میدهند.
معلم بازیچه شما نیست که تمام حیثیتمان را به باد داده اید. خواهش دارم این بازار را جمع کن و جای دیگری . . .



+ نوشته شده در  87/01/30ساعت 23:29  توسط مهرداد آذر تاش  | 

بيانيه کانون صنفی معلمان ايران به مناسبت هفته معلم

-

همکاران محترم؛

    بی­تردید سال 86 یکی از تیره­­ترین سال­هایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطه­ی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانه­ها حاکم شد چنین به نظر رسید که تشکل­های صنفی سکوت پیشه کرده­اند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفته­اند و یا همکاران خود را فراموش کرده­اند.

    در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد می­کنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکل­های صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات می­رساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصن­ها و انجام حرکت­های اعتراضی را به کلّی نفی و انکار می­کردند.

    اما همانگونه که شاهد هستیم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بی­تفاوت نیز به هوا برخاست و اکثریت معلمان هرگونه تردید نسبت به این جمله که « تا نگرید طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بین بردند. با این وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعده­های داده شده را از یاد بردند. به طوریکه حتی حقوق اندک معلمان حق­التدریس نیز بیش از 6 ماه به تأخیر افتاد و در عوض با توزیع توهین­آمیز بن­های نخود و عدس و ... به تحقیر بیشتر فرهنگیان پرداختند.

همکاران گرامی

    طی یک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستیم تا شاید عقلای قوم به خود آیند و در روش­های مذکور تغییری ایجاد نمایند. اما نامه­ها، گلایه­ها، طومارها و زمزمه­های معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هیچکس نرسید و احدی خود را موظف به پاسخگویی به این قشر فرهیخته ندید و مسئولان کشور با این عمل خویش به معلمان آموختند که تنها راه رسیدن به حقوق حقّه فرهنگیان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بودیم.

عزیزان

    در شرایطی که اخبار معلمان را در رسانه­ها منعکس نمی­کنند و وزیر و سایر مسئولان کشور از گفت و گو با تشکل­های صنفی و نمایندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کرده­اند، در شرایطی که صندوق ذخیره فرهنگیان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگیان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگیان کاملاً محرز است سپرده­اند. در شرایطی که علی­رغم وعده­های داده شده ضعیف­ترین افراد به بالاترین پست­های این وزارتخانه گمارده می­شوند، در شرایطی که اکثریت نمایندگان مجلس در برابر خواست فرهنگیان می­ایستند و از وزیری که منفور معلمان بوده است حمایت می­کنند و پس از برکناری وی توسط رئیس جمهور فرد نالایق دیگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحیتش را تأئید نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعیت کل کشور تأئید می­کنند، در شرایطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نیز درآورده است برای سال 87 فقط 6 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته می­شود، در شرایطی که با وجود وعده­های داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئیس جمهوری در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تعلل می­کند، در شرایطی که حقوق ناچیز فرهنگیان حتی نیمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمی­دهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقیرآمیز کارآمدی خود را از دست می­دهند و زندگی فلاکت­باری را می­گذرانند، در شرایطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به این جرم که پرسیده­اند چرا قوانین مصوب خود را اجرا نمی­کنید و چرا افراد نالایق را کنار نمی­گذارید با احکامی چون زندان، تبعید، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه می­شوند. به راستی چه باید کرد؟ آیا معلمان در برابر همکاران و سایر اقشار جامعه به ویژه دانش­آموزانی که چهره­هایشان هر روز زردتر از روز قبل می­گردد هیچ مسئولیتی ندارند؟ آیا نباید پرسید که چرا از آمدن پول نفت که قیمت آن به شکل سرسام­آوری افزایش یافته است بر سرِ سفره ملت ایران خبری نیست؟  

    بر این اساس و با توجه به اینکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دلیل شرایط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگیان می­دانیم که همچون سایر اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای این هفته معلم تدوین و اجرا نماییم. امیدواریم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حق­التدریس در مدارس دولتی و غیرانتفاعی با هر دیدگاه و تفکری، تنها و تنها به نیتِ دفاع از شرافت معلمی خویش و در پاسخ به بی­مهری­ها، توهین­ها و تحقیرهایی که صورت گرفته و می­گیرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را یکبار دیگر به مردم و مسئولان بنمایانند تا بعد از این احدی به خود اجازه ندهد که این قشر فرهیخته، زنده و پویا را نادیده بگیرد و یا نسبت به نمایندگان آنان بی­حرمتی روا دارد.

برنامه­های کانون صنفی معلمان ایران در هفته معلم:

1- پنج­شنبه 12 اردیبهشت از ساعت 15 الی 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگیان تهرانی در شهرری، ابن­بابویه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجدید عهد با همکاران برای آغازی دوباره.

2- روز دوشنبه 16 اردیبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در میدان فلسطین، خیابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الی 30/15 .

3- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا می­کنیم که از فرصتِ هفته گرامیداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقیرآمیز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبیین و توضیح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانش­آموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و سایر مسائل دیگر که به دلیل بی­تدبیری مسئولان دامنگیر آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غیاب رسانه­های مستقل، به وظیفة معلمی خود آنگونه که می­بایست عمل نماییم.

( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام می­کنیم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکل­های صنفی: 1- پرداخت مطالبات معلمان بویژه حق­التدریس همکاران که بیش از 6 ماه به تأخیر افتاده است 2- لغو تمامی احکام هیئت­های تخلفات اداری که جزء اختیارات وزیر است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهیم رساند. )

امید است همکاران گرامی با درک شرایط حساس کنونی و با توجه به سانسور شدید مطبوعات، در توزیع گسترده این بیانیه واطلاع­رسانی به موقع به سایر همکاران از هر طریق ممکن آن­گونه که شایسته است همت گمارند.

 

با سپاس

کانون صنفی معلمان ایران

۲۶/۱/۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 16:58  توسط مهرداد آذر تاش  | 

دستبرد به ميراث مشترک بشري

 

تحليل حقوقي محمد شريف از اقدام گوگل؛

اعتماد:پاسداري از ميراث تاريخي يک ملت در برابر دستبرد به عهده کيست؟ از آنجا که اعضاي جوامع بشري به منظور نظم بخشيدن به روابط اجتماعي، گروهي را از بين خود برمي گزينند و وظيفه فوق را براي مدتي که به طور يقين بايد موقت باشد به آنان مي سپرند، پاسخ پرسش فوق معين است. دولت به عنوان نماينده شخصيت حقوقي جامعه عهده دار پاسداري از ميراث مشترک جامعه يي است که در صحنه بين المللي نماينده آنان شمرده مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 16:10  توسط مهرداد آذر تاش  | 

برخورد یک دستگاه ماشین راهسازی با لوله انتقال نفت، باعث نشت مقدار زیادی نفت به رودخانه زاینده رود اص

این حادثه، بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و شش فروردین رخ داد و بلافاصله، مقام های مسئول برای کنترل آب آغشته به نفت خام وارد عمل شدند.

شکستگی لوله نفت خام در مسیر بخش "سامان" استان چهارمحال و بختیاری به دنبال برخورد یک دستگاه بولدوزر صورت گرفت و نیروهای آتش نشانی پس از هشت ساعت موفق شدند لوله آسیب دیده را ترمیم کنند. معاون خط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان نیز گفته است که ترمیم این خط لوله، 45 ساعت زمان می برد.

به دنبال نشت نفت و آلودگی رودخانه زاینده رود، آب در برخی از نقاط اصفهان قطع شد.

مقام های این استان از مردم خواسته اند تا در مصرف آب صرفه جویی کنند اما به دنبال پخش شایعه ای مبنی بر قطع آب اصفهان برای دو روز، مردم برای خربد آب معدنی به مغازه ها هجوم بردند و در اندک مدتی، آب معدنی در اصفهان نایاب شد.

ستاد حوادث غیر مترقبه استان اصفهان پیشتر در اطلاعیه ای از ساکنان اطراف منطقه آلوده شده خواسته بود تا از آب استفاده نکنند و به آلودگی آب توجه کنند اما این ستاد در اطلاعیه تازه ای گفت که آب شرب اصفهان از لحاظ بهداشتی، مشکلی ندارد.

سازمان آب اصفهان نیز به دنبال نشت نفت به زاینده رود هشدار داده که این شهر با کمبود آب طی دو روز آینده مواجه خواهد شد.

این سازمان در عین حال قطعی آب در این شهر را رد کرد.

مقام های مسئول این استان خواهان صرفه جویی اصفهانی ها در مصرف آب شده اند.

نشت نفت باعث شده تا حدود 15 هکتار از باغ های منطقه آسیب ببیند.

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 16:6  توسط مهرداد آذر تاش  | 

بیایید کمانگر را نجات دهیم.

نویسنده: محبوبه
سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 8:54
با سلام
همه اطلاع داریم که یک همکار فرهنگی عضو کانون صنفی کامیاران با حکم غیر انسانی اعدام درزندان بسر میبرد هر گاه عضوی از تشکلهای صنفی در زندان بسر میبرد تمامی تشکلها دست بکار شده وبرای ازادی همکار خود تلاش میکردند واز شهرستانها نیز همکاران عضو شورای هماهنگی تشکلها به تهران میامدند وتا ازادی همکار مورد نظر به اعتراض ادامه میدادند اما اینبار زندانی ما نه از تهران است بلکه از کردستان است و همه فراموشش کرده اند مگر میشود جان انسانی در خطر باشد وانسانی دیگر بیتفاوت باشد خاصه که همکار وعضو یک کانون صنفی نیز باشد بجاست که در شورای هماهنگی تشکلها دفاع جانانه ای از این زندانی مظلوم واقع شده بنماییم ویک روز را به نام او اعلام اعتصاب نموده و خواهان ازادی بدون قید وشرط او شویم ایا این همت انسانی و والا را داریم یا مصلحت را به جان یک همکار تزجیح میدهیم اما امروز نوبت اوست فزدا نوبت ماست به یاری فرزاد کمانگر بشتابیم قبل از انکه فرصت از دست برود ثابت کنیم که انسانیم واعضای یک پیکر.
+ نوشته شده در  87/01/27ساعت 15:0  توسط مهرداد آذر تاش  | 

درخواست مناظره ی

 

به نام خداوند جان و خرد

    آقای سید محمد جواد ابطحی

    مسئول دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان

      تمایل دارم در حضور تعدادی از فرهنگیان مقاطع مختلف تحصیلی و دو کارشناس حقوقی منتخب شما و دو کار شناس حقوقی منتخب اینجانب از خود به صورت علنی در برابر آرائی که علیه اعضاء انجمن صنفی فرهنگیان خمینی شهر صادر نمودید دفاع نمایم لذا از  شما و سایر اعضاء دادگاه انتظار دارم ضمن قبول این دعوت همراه با پرونده اینجانب شرکت و مستندات قانونی خود را  ارایه دهید تا فرهنگیان بزرگوار میزان رعایت قانون در صدور این احکام را قضاوت نمایند .

     بدیهی است مسئولیت صدور این احکام متوجه شما و سایر اعضاء دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری استان می باشد.                                                    والسلام علی من اتبع الهدی             

                                                           سید مجتبی ابطحی 

                

 ۱۴/فروردین/

+ نوشته شده در  87/01/26ساعت 23:24  توسط مهرداد آذر تاش  | 

در بَرِ ِ ما آمد اين ديو دَغا، پاره‌هائی از يک شعر بلند، بتول عزيزپور

 
...
دل به مِهر تو دارم
ای بِلاد مُسخَّر
اين سرانجام ِ بی‌انجام
دو باره خواندن ِ ماهتاب را خواهد آموخت
شاد ا
فصل گام ها به پايان نرسيده
که توفان
بيدها را سرافکنده کند
چشم ها را بشوئيم
قطب‌نماها
شرق را به گريستن آلوده کرده است
باور کنيم که ارمغان ِ آتش سوختن نيست
باران ِ سنگ از « نيمهء ديگر» چشم نخواهد پوشيد
با اين همه
چشمه
تن بر خاک خواهد ساييد
و ويروس ِ سخن ِ مسموم
صفر ِ مشق‌های ديروز را مبتلا خواهد کرد
بخارا
بِلاد مُسخَّر را ميان ‌بُر می زند
سوسمار ماوراء‌النهر
امير ِ اسير
شيبک ِ جام
سَر به جام می‌دهد
تا دهان صوفی به کُشتن گشوده شود
... هوی کوهی ... آهوی کوهی ...
سلطان مراد !
ای نامراد
« مراد برقی» نيار
آوردی
و حرف ها
بعد ها
بسيجی شدند
بسيج ِ پنجه بوکس
پاسدار !
دار
رگبار
که حرف حساب نمی زند
راه بده برادر
چهار راه
- راه بندان ِ سليقه ها-
چرا
هميشه قرمز است
چراغ
رضايت نامه نمی خواهد
جان ِ من
جدّ تو
سبز ِ ما را
به بن بست ِ حوادث کشاند
تا پُشت ِ واقعه
هی انتظار بشماريم
و مصرعی نيابيم
بفرمائيد خيام
از خيمهء نيشابور
بيرون بيايد
و فتوای رباعی
از راهنمائی بپرسد
حالا بگو انقلاب
و سفر دشوار ِ جناس را
به صنعت بديع
ويزا مکن
ذوق سلامتش را از دست داده
چرا تيراژ ِ شعور را
نشانه می گيری
عبارت را محاکمه نمی کنند پدر جان!
جان ِ جانان!
« آهوی کوهی در دشت چگونه دوذا
چون ندارد يار بی يار چگونه روذا »
حالا بگو
« اوّل من قال الشعرالفارسی»
را
کميته دستبند نزند
تا کُنيتم را
صدا نزنم
« منم آن پيل دمان
منم آن شير گله »
سوسمار جَبل
ماوراء النهر ِ جوجی را
در جام ريخت
شيببک
سرانجام
سر به جام داد و بخارا گريست
قطب نما
شرق را به گريستن
آلوده کرد ه است
چشم ها را بشوئيم
اقراء
وَ اَضربُوهُنَّ
کم باد و بيش مباد !
ای امير فاتح
فاتح اسير
غلام تبرائی
بندهء تولاست !
خان ِ خانان !
خانه ات خراب
« انگشت در کرده در همهء جهان»
که را می جوئی
جوجی !
بجوی
و به دامن روز افزون
افزون شو
ای دست بريده
بادِ عقيم
ريشهء رستم سوزاند
إذا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الرِّيحَ العَقِيمَ *
فرسنگ فرسنگ
گام پيمودن
ماهور را دُوْر می زَنَد
تا قطب نمای ِ تسخير
خُتن بخواند !
وطن را خُتن نخوان لولی
بخواند؟ !
ای ايميل
S M S
خاطره ها را
از آنفولانزای ِ مرغی
برهان
هان !
برای نوشتن ِ اين زمين ِ سر بالا
نَفَس می خواهد
بپا !
نَفَس نَفَس نزن قلم
دانه دانه سکوت را
بر باد ده
به بادم دادی
ای باد
ای ناکجا آباد
آسمان افتاده پائين
سنگ جمع می کند
برای روز مبادا
سدوم
سنگ بُود
يا باد ِ عقيم؟
الرِّيحَ العَقِيمَ
إذا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الرِّيحَ العَقِيمَ
ما را به سيماهايمان خواهند شناخت
« ولی »
دارد از صندوق ِ قرض الحسنه
سر در می آورد
تا کارت اقامت ِ سقف ها را باطل کند
سر انگشتی هم که حساب کنی
به پاره‌های آسمان
می گويند ابر
نه چيز ِ ديگر
ای پلک ها
گشوده شويد
و حروف ِ سيل آسا بباريد
فرسنگ فرسنگ وطن پيمودن
گام نمی شود
گامْ
گاه ِ زدن
دردستگاه ِ ماهور
چه ربطی به طور دارد
« ای زيباترين زن
باغ ِ بسته و
چشمهء دست نيافتنی»
ترا
با لبانت نمی بوسند
ترا
ديواری می بينند
با برج های نقره
و دری پوشيده در روکشی از چوب سرو
سينا
«طور» اش را داد
و از تاک ِ تو نوشيد
« خوشا درختی
که ميوه می دهد و
برگ هايش پژمرده نمی شود »
...
پاترول
حرف ها را گشت می زند
بزند !
وقدم ها را توقيف می کند
بکند !
برادر پاترول !
پايت را از کفش ما بيرون بياور
گليمت تا خيابان ِ شهدا اعتبار دارد
نه اين‌جا
تو کجا اين‌جا کجا
فرشتهء کار آگاه
وجب به وجب
متر به متر
کيلو متر
بال گشود
تا خواب ها را
حتا
در رختخواب ما
به جوخه بسپارد
خارج از محدوده
شامل ِمنکرات نمی‌شود بابا
تا « نهی» ات را
به اين قاره ويزا کنند
حالا هی سوت بزن
ايست بده
چشم بندان ايجاد کن
گواهی‌نامهء ستاره ها را
لغو کن
پروانه ها را به خطّ کن
خطّ ها را
کَفَن کُن
نيش بزن
نيش‌ات به‌خير
مار !
شعار ِ پار و پيرار
« برادر ارتشی
چرا برادر کشی »
صدايت ديگر رنگ ندارد
شعر با کسی جَنگ ندارد
دارد؟
داشته است
داشته بود
هزار و سيصد و اندیْ
زور کَندی
وِرد کاشتی
مفقودالاثر بر داشتی
چاه فرمودی
اتوبان سَر زد
سرعتِ کاروان و نوحه
جز
شکستِ مأمور گشت
دَر رَفتن ِ مفسدان
جان به در بُردن ِ منافقان
جيم شدنِ « رجيم» مان
- گجستگان
عوارضی به‌‌بار نياورد
آورد؟
و جَمکَران
امتياز
به‌اسکناس و نامه رسان بخشيد
حالا بگو کور خوانديم
مبهوت ِ تَردستی
پروردگارا !
کجايش را نخوانديم !
در چشم بندی
با حورمندی
الحقّ که
گُورمندی
گُورمند !
مرگ از آنِ تو
وتو
از آنِ مرگ
ای نينوا !
نينوای ِ بی نوا
سر انجام
ملخ ها
ريشهء دکَل‌ها را
از خاک ِ تو ريشه کَن
و در سرزمينِ سانتريفوژ و اورانيوم
قولنامه خواهند کرد
آشيل هم که از ارتفاع ِ امتياز
پائين بيفتد
بليط پاشنه‌اش
باطل می شود
اين را Thétis
گوشزد کرد
اما
نه اوديسوس
نه ايتاک
گيشهء تروا را
غارت که هيچ
حراج هم نکردند
مناقصه جایِ خود دارد
خودمانيم قاضی
قاضی القضات!
شتر سواری و دولا دولا
پيراهنِ سياست عاقبت ندارد
آن که می پوشد
ديانت ندارد
حالا بگو ببينم
چند قرن سلول
چند ميليون دهانِ آواره
چند تُن کُليه تَر و تازه
اسنادِ حجره‌ات را
بايگانی کرده است
شکر خدا
دسترسی به کامپيوتر
نَم و نای ِ دَم و دستگاهت را
رو به راه کرده
تنها رنجِ کلاويه
احضارِ روح ارواح است
بشُمار
بشُمار و کَم نيار!
حضور و غياب ِ جهنم
زير انگشتانِ نازک‌تر از گُلت
صلواتسُوزِ منبر است
تو خربزه خوردی
لرزش را جبهه پوشيد
جريمه‌اش را
پارک ملت می پردازد
پَس لرزه‌اش را
دخترانِ دوبی پَس می دهند
ای سپيده دمان !
سيل بندِ زمان را
در انجمادِ يک قافيه
از چرخه بيانداز
تا هجای ِ Héroïque
ازگوش ِ بتهون
بيرون بريزد
هيچ مهتابی
در چشم ما به‌خواب نرفت
وقتی مُهمات
بلند گوها را پُر کرد
و الله اکبر
به ويترين‌ها و خبر‌ها
حمله‌ور شد
زمانْ
تاريخ را تا کرد
زبانِ مقدّس پوشيد
و بَر جوانیِ ما
انقلاب باريد
آن گاه که امپراتور
در تبعيد
قهرمانی را
از تَن بيرون آورده بود
آشوب
آشوبگر را بلعيد
و نغمه
ننيوشيدن را
ننيوشيده گوشيد

سوزن تَبَر کنی ای مام
مامِ سلام سلام
مامِ امام
محتملاً بگو تمام
پيشانی ِ مُهر ِ نمّام
بشوی با کلام
کلام ِ بی کُنام
بی کام
کلاغ شد
قارقار قارقار
حسنی نگو کار کار
از غار
خبر خطر شد
خطر به بَر شد
در بَر ِ ما آمد اين ديو دَغا
اين غم
اين ايران من
اين ايران خَم
اين کم
اين هم‌تن
اين من ِ من.
...
پاريس- زمستان ۱۳۸۳

+ نوشته شده در  87/01/26ساعت 0:1  توسط مهرداد آذر تاش  | 

تورم، آغاز زلزله اجتماعي؟

رکورد شکني دولت احمدي نژاد در تورم: بالاترين در خاورميانه ‏tavarrom683.jpg

حميد احدي

محمود احمدي نژاد همزمان با برکناري وزير اقتصاد و دارائي و وزير کشور، سرانجام تورم و گراني هاي ‏سرسام آور را پذيرفت و در همين زمان روزنامه هاي مختلف و حتي هوادار دولت احتياط ها و ملاحظات ‏قبلي را کنار گذاشته و در تحليل ها و گزارش هاي خود نوشته اند که امکان زلزله هاي بزرگ اجتماعي مي ‏رود.‏

رييس جمهور در سخنراني ديروز خود در مشهد در حالي پيشنهاد هفته گذشته حسين شريعتمداري مدير کيهان ‏را به عنوان برنامه تازه دولت خود اعلام داشت که صندوق بين المللي پول براي سال جاري ايران نزديک ‏‏21 در صد تورم پيش بيني کرد که بالاترين نرخ در خاورميانه است، رقمي که هيچ کشور صاحب نفت جهان ‏بدان نزديک هم نشده است.‏

مدير روزنامه کيهان هفته گذشته واقعيت تورم و بيکاري را پذيرفته بود و برخلاف گذشته که آن را ساخته ‏دشمنان و مخالفان دولت مي خواند، آن را "حقيقتي که مردم را به ستوه آورده" توصيف کرده و خواستار آن ‏شده بود که شدت عمل به کار گرفته شود و از جمله مجازات هاي سنگين براي کساني که به نوشته وي با ‏دلالي و يا فعاليت هاي سودآور باعث گراني ها مي شوند. رييس جمهور هم در مشهد گفت‎ ‎در افتادن با ‏‏"گردن كلفت هايى كه همه چيز را‎ ‎براى خود مى خواهند" و سيستم هاى پولى و اقتصادى وسيعى را ‏در اختيار دارند و با‎ ‎كوچك ترين اعمال فشارى به سرعت فعال مى شوند، گرچه دشوار است، اما دولت در ‏قطع‎ ‎دست هاى فاسد كاملاً جدى است.‏

مدير کيهان براي فهماندن توصيه خود به عوامل اجرائي از ضرب المثل تهراني استفاده کرده بود که "يک ‏ذره شاخ بهتر از صد گز دم است" چرا که به نوشته آقاي شريعتمداري شاخ موضع را از هم مي درد ولي دم ‏نوازش مي دهد.‏

اولين واکنش سرمقاله تهديد آميز روزنامه کيهان، اشاره منقدان به سرنوشت شاه سابق در آخرين سال حکومت ‏خود بود که براي مهار تورم و گراني به جريمه اصناف و بازاريان و حتي دستگيري مديران اقتصاد پرداخت ‏و به جاي گلايه از تصميم هاي غلط خود در افزايش نقدينگي و واردات بي رويه، بازرگانان و دلالان را ‏مقصر ناميد. ‏‎

‎واکنش روزنامه ها‎

در اولين روز هفته بيشتر تيتر هاي صفحه اول روزنامه هاي تهران درباره تورم و گراني بود: هواداران ‏دولت وعده طرح ضربتي براي جاره کردن تورم را مهم ديديدند و روزنامه هاي ديگر آمار صندوق بين ‏المللي پول را. بدين ترتيب آن چه تا ماه هاي گذشته در سايت هاي اينترنتي مورد تاکيد قرار مي گرفت که ‏بلافاصله هم توسط دولت فيلتر مي شدند، و اقتصاددانان بر آن اصرار داشتند و چند بار هم متهم به دشمني با ‏دولت و همدستي با دولت هاي سابق در ايجاد فاجعه هاي اقتصادي شدند، اينک مورد تائيد هواداران و حتي ‏رييس دولت قرار گرفته است.‏

اما تغييري که بعد از تعطيلات نوروزي در سطح کشور به چشم مي آيد صراحتي است که روزنامه هاي ‏هوادار و منتقد دولت در انعکاس نارضايتي مردم از تورم و گراني در پيش گرفته اند.‏

اعتماد ملي در سرمقاله خود اظهار عقيده کرد که اگر دولت به جاي‏‎ ‎پرداخت به اقتصاد جهاني و منتقدان ‏اقتصاد ايدئولوژي‎ ‎محور و تعيين‎ ‎نقش آنها در شكل‌گيري تورم، يك بار براي هميشه رفتار اجرايي و بينش ‏نفتي‎ ‎خود را ارزيابي مي‌كرد و تحليل‌هاي كارشناسي را به گوش جان مي‌خريد،‎ ‎امروز موج بزرگ نگراني ‏روي سر اقتصاد ايران چرخ نمي‌زد‎.‎

در اين مقاله احتياط کنار رفته و با اشاره به آمار صندوق بين المللي پول و گفته هاي مسوولان دولتي نوشته ‏شده بايد باور كرد كه اكنون اقتصاد در ايران‎ ‎بيش از تخيل و اراده‌گرايي و بي توجهي به استانداردهاي علمي، ‏به واقعيت گرائي نياز دارد، چرا که تورم روي نوار بحران و سكته‌هاي اجتماعي حركت‎ ‎مي‌كند و اين مساله ‏بدون توجه به ظرف زمان، مي‌تواند زمين اقتصادي ايران را‎ ‎دچار زلزله‌اي بزرگ كند‎. ‎

در واکنشي ديگر، روزنامه جمهوري اسلامي براي چندمين بار به صدا در آمده و از ميان صدها نشانه بي ‏برنامگي يکي را انتخاب کرده و به موضوع گوشي تلفن هاي همراه پرداخته و نوشته قرار بود [در زمان ‏وزارت طهماسبي] شركتهاي داخلي با تدارك زمينه ها 4 تا 6 ميليون تلفن همراه در‏‎ ‎داخل توليد نمايند و به ‏همين دليل تعرفه واردات تلفن همراه‎ 60 ‎درصد تعيين شد. ولي بر اثر فعل و انفعالاتي كه هيچگاه درباره اش ‏اطلاع‎ ‎رساني صورت نگرفت‎ ‎اين تعرفه به كمتر از نصف تقليل‎ ‎يافت و اكنون 4 درصد شده است‏‎. ‎

روزنامه جمهوري اسلامي با اشاره به آن که تصميم وزير سابق بي بررسي بود و تصميم اخير هم مغاير ‏تصميمات گذشته و به زيان منافع ملي است و با در نظر گرفتن تاثيرات‎ ‎آن بر افزايش بيكاري‎ ‎اشباع بازار از ‏محصولات بيگانه و نوميد كردن كارآفرينان براي افزايش توليد داخلي و ايجاد بي اعتمادي نسبت به‎ ‎مديريت ‏دولتي‎ ‎يك تصميم غيركارشناسي‎ ‎محسوب مي شود، از مجلس شوراي اسلامي خواست به وظيفه خود در ‏کنترل چنين سياستگذاري هايي عمل کند.‏

مردم سالاري نيز در سرمقاله خود مساله تورم را حاصل هزينه هاي دولتي و افزايش نقدينگي دانسته ولي ‏اضافه کرده که قطعنامه هاي شوراي امنيت هم اثر خود را گذاشته اند، چرا که بعضي کشورهاي خارجي اين ‏قطعنامه ها‎ ‎را ناديده مي گيرند اما براي منفعت ويژه اي که از ايران طلب مي کنند و هزينه مضاعفي که بر ‏کشور تحميل‎ ‎مي کنند.‏

روزنامه اقتصادي سرمايه خاطرنشان کرده تا چند ماه پيش رييس جمهوري گزارش ها‎ ‎و خبرهايي را كه ‏حاكي از تورم و گراني بودند، قبول نداشت و آن ها را‎ ‎تبليغات مخالفان ارزيابي مي كرد. اما او به تازگي ‏‎ ‎ضمن پذيرش تلويحي برخي گراني ها آن را متوجه مجلس دانست كه مورد اعتراض‎ ‎نمايندگان مجلس هفتم ‏قرار گرفت تا آن که در پيام نوروزي خود و‎ ‎همچنين در سخناني كه در حضور وزير مسكن در هفته گذشته ‏گفت در نهايت‎ ‎تورم و گراني در حوزه هايي چون مسكن را پذيرفت.‏

بهمن اموئي در سرمقاله روزنامه اقتصادي سرمايه نوشته در‎ 40 ‎سال گذشته هيچ دولتي در ايران تا به اين حد ‏مورد حمايت تمام نهادها و‎ ‎اجزا و سلول هاي حكومت قرار نداشته است. دستگاه هاي سياسي، نظامي، ‏اجتماعي‎ ‎و نهادهاي مدني و قضايي و مجلس تمام امكانات خود را در اختيار آن قرار‎ ‎داده اند اما پس از اين ‏همه مدت ناگهان رييس جمهوري مي گويد: "هزاران دست‎ ‎مانع برخورد او با فساد مي شوند"، آيا اين پذيرش ‏تلويحي گسترش فساد در‎ ‎تمام ارگان هاي نظام نيست؟ ‏

اين مقاله در مقابل اشاره به ميلياردها دلار زياني که دولت با تصميم هاي ندانسته خود به اقتصاد کشور وارد ‏آورده، به فعاليت هاي نمايشي صرفه جوئي اشاره کرده و از جمله، موارد زير را بر شمرده است: فشار‎ ‎بر ‏مديران دستگاه هاي دولتي براي نداشتن راننده، نخريدن روزنامه و استفاده‎ ‎از كشمش و توت خشك به جاي قند ‏در ادارات به منظور صرفه جويي، حذف غذا در‎ ‎برخي از سازمان ها و ادارات، پس گرفتن تلفن همراه برخي ‏از مديران، كاهش‎ ‎هزينه هاي تبليغاتي سازمان ها و نهادهاي دولتي و جلوگيري از چاپ سررسيد و‎ ‎تقويم، ‏خوردن غذاي ساده و آوردن آن از خانه به جاي استفاده از غذاي نهاد‎ ‎رياست جمهوري، كم كردن نيروهاي ‏خدماتي ادارات، كاهش و حذف اضافه كاري ها و‎ ‎جمع آوري فرش هاي گرانقيمت در نهاد رياست جمهوري و ‏استقبال از مهمانان‎ ‎رييس جمهوري در ساختمان هاي جنوب شهر به جاي رفتن به شمال شهر و استفاده‎ ‎از ‏مجموعه هاي كاخ سعدآباد‎.‎

‎طعنه ها‎

کنار رفتن پرده هاي احتياط و رودربايستي تا آن جاست که روزنامه جمهوري اسلامي نوشته خيل‎ ‎جوانان ‏بيكار آباداني و خرمشهري آرزو دارند ايكاش آنان نيز داماد آقاي‎ ... ‎كه از دولتمردان بلندپايه كنوني است ‏بودند که در تداوم خدمت به مردم آبادان و خرمشهر‎ ‎بويژه خيل جوانان بيكار با دريافت ماهيانه حقوق نزديك ‏به دو ميليون تومان‎ ‎با 24 سال سن در دفتر تهران منطقه آزاد اروند مشغول دعا به‎ ‎جان كساني است كه ‏اصول گراها را در سال 83 به قدرت رساندند . ‏

روزنامه جمهوري اسلامي که از آوردن نام دولتمرد مذکور خودداري کرده به طعنه ادامه داده اين خبر‎ ‎زماني داغ تر مي شود كه بدانيم داماد 23 ساله آقاي الف ـ ب نيز‏‎ ‎در سازمان منطقه آزاد اروند با حقوق مكفي ‏مشغول به كار است تا مشكل بيكاري‎ ‎جوانان آباداني و خرمشهري تا حدود زيادي مرتفع‎ ‎گردد‎!‎

به نوشته يک سايت اينترنتي، طرفه آن که محمود احمدي نژاد، که بزرگ ترين ايرادش به دولت هاي گذشته ‏اين بود که به جاي اصلاح زندگي مادي مردم به حرافي و ايده سازي مشغول شده اند، اينک در روزهائي که ‏فغان همه کشور و حتي موافقان وي از تورم بلند است شعار " ماموريت ما تغيير مديريت در جهان است" سر ‏مي دهد و از فن آوري هسته اي شعارها و جشن ها و بزرگ نمائي ها ساخته تا روي شکست اقتصادي دولت ‏را بپوشاند. از آن مهم تر، در حالي که ايراد اصلي جناح راست به دولت خاتمي اين بود که چرا مي گويد ‏‏"ديگران نمي گذارند کاري صورت گيرد" اينک رييس جمهور و مشاورانش با در دست داشتن مجلس و ‏شوراي نگهبان و حمايت رهبري و سپاه و بسيج ادعا دارد که ديگران نمي گذارند دولت کار کند. چنان که ‏ريييس جمهور در جمع مردم مشهد ديروز گفته است دشمنان مي خواستند تورم هفتاد در صدي درست کنند که ‏دولت نگذاشت.سخن فوق که مايه طنزپردازان شد در زماني ايراد گرديد که به نوشته يک سايت خبري بايد از ‏دشمني که از رهبري و ارتش و سپاه و مجلس و شوراي نگهبان و امام زمان هم قوي تر باشد ترسيد و اگر ‏آمريکاست با آن کنار آمد.‏

در همين حال روزنامه دولت در يک ستون تازه نامه هاي شهروندان آمريکائي خطاب به رييس جمهور را ‏منعکس کرده که در آنها مضمون هايي مشابه تکرار مي شود. مثلا اين که: "جناب آقاى احمدى نژاد؛ از ‏شهروندان ايالات متحده آمريكا هستم. هر آنچه بر زبان آورديد صحت دارد. اى كاش ما هم رهبرى به خوبى‎ ‎شما داشتيم."‏

+ نوشته شده در  87/01/25ساعت 23:58  توسط مهرداد آذر تاش  |