تبليغاتX
نصف جهان

نصف جهان

پروردگار این کشور را از شر دشمن. خشکسالی. از دروغ محفوظ دارد. "دعای داریوش کبیر در تخت جمشید"

+ از والنتاين تا سپندارمذگان...

 

والنتاين:در قرن سوم ميلادي شخصي به نام كلوديوس بر روم حكومت مي كرد. او ارتش بزرگي داشت وعلاقه زيادي نيز به كشور گشايي داشت و از تمام مردان خواسته بود كه داوطلب نبرد در جنگ شوند، اما كسي اين كار را نكرد چون همه به همسر و خانواده خود علاقه مند بودند . كلوديوس عصباني شد و فكر عجيبي به سرش زد، فكر كرد اگر مردان را از ازدواج كردن باز دارد ديگر دلبسته نخواهند شد و همه به ارتش او خواهند پيوست . پس كلوديوس ازدواج را در كشورش غير قانوني و ممنوع كرد. در اين ميان كشيشي به نام سنت والنتاين بود كه مانند بقيه مردم با اين قانون مخالف بود اوتصميم گرفت زوج هاي جوان را مخفيانه و با يك جشن كوچك به هم برساند. يك اتاق كوچك يك شمع و عروس و داماد و والنتين و مراسمي كه در نجوا برگزار مي شد. تا اين كه يك شب آنها متوجه صداي پاي سربازان نشدند ... بله والنتاين به زندان افتاد و قرار شد محاكمه شود اما مردم دسته دسته به ملاقات او مي رفتند تا بگويند كه آنها نيز مانند او به عشق ايمان دارند. يكي از ملاقات كنندگان هميشگي والنتاين دختر نگهبان زندان بود كه توانسته بود هر روز با اجازه پدرش به ديدار او برود آنها گاه تا ساعت ها با هم صحبت مي كردند.تا اينكه روز 14 فوريه سال 269 ميلادي حكم والنتاين صادر و او محكوم به مرگ شد. او با نامه كوتاهي از دختري كه هر روز به ملاقاتش مي رفت خداحافظي كرد ...
و چون اسمش والنتاين بود، در آخر نامه نوشت "از طرف والنتاين تو" (From your Valentine)...
اگر چه حقيقت وجودي والنتاين در پرده اي از ابهام فرو رفته است ، اما در تمامي افسانه ها شاهد هستيم که والنتاين پيکره و در حقيقت نمادي از همدلي ، دلسوزي و از همه مهمتر عشق است ...
پس از آن به مرور نام والنتاين توسط مرداني که ميخواستند عشق خود را به معشوقشان ابراز کنند بکار برده شد. امروزه روز والنتاين جزو روزهاي اصلي جشن در تمام دنياست . اما اين به معني ارسال پيغام براي شخصي که عاشق او هستيد، نيست. شما ميتوانيد با فرستادن يک پيغام بدوست خود به او بگيد که به او اهميت ميدهيد ...




وقتي عاشق مي شوي
حسي گرم را در وجودت احساس مي كني
دوباره بودن و دوباره زندگي كردن را
با ذره ذره وجودت احساس مي كني
و حديث عاشقاي را بر دلت با خطي جاودانه مي نويسي
و حريري از نسيم عشق ، بر دل و روحت مي کشي
که مبادا نگاه نامحرمان زلالي عشقت را کدر کنند
عشق همچون موهبتي الهي بر دلت مي نشيند
و دل و روحت را از سياهي ها پاک مي کند
و سادگي و معصوميت را بر جسم و روح آبي يت جاري مي سازد
و با هر بار ديدن معشوقت ياد عاشق واقعي که همانا خداست در دلت جان مي گيرد..
آري عشق دوست داشتني و زيباست حتي براي من و تو دلشکسته اين راه ...




سپندارمذگان :در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، که از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است. در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن،. اين روز «سپندارمذگان» يا «اسفندارمذگان» نام داشته است.
در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي‌‌کردند و علاوه بر اينکه ماه ها اسم داشتند، هريک از روزهاي ماه نيز يک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت ، انديشه) که نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني «بهترين راستي و پاکي» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني «شاهي و فرمانروايي آرماني» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي‌‌ورزد. زشت و زيبا را به يک چشم مي‌‌نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي‌‌دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق مي‌‌پنداشتند...
سپندارمذ گان جشن زمين و گرامي داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پيدا مي‌‌کردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي‌‌دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي‌‌کردند...

                       به نقل از :آدمکها

+ نوشته شده در  86/11/26ساعت 17:59  توسط مهرداد آذر تاش  |