تبليغاتX
نصف جهان

نصف جهان

پروردگار این کشور را از شر دشمن. خشکسالی. از دروغ محفوظ دارد. "دعای داریوش کبیر در تخت جمشید"

آقای سید محمد جواد ابطحی و کاندیداتوری مجلس

 

اخبار رسیده حاکی است که آقای سید محمد جواد ابطحی ، رئیس دادگاه تخلفات اداری استان اصفهان و عضو هیئت نظارت شورای نگهبان جهت کاندیداتوری مجلس هشتم از شهرستان خمینی شهر ( شهری که متحمل شدیدترین برخوردها از جانب مسئولان استان و مخصوصا همین همشهری خود آقای ابطحی بوده است وهمزمان هفت تن از اعضای کانون صنفی فرهنگیانش محکوم به اخراج و تبعید و ... شده اند ) از سوی بخشی از جناح راست اعلام آمادگی نموده و از کلیه سمتهایش نیز موقتا استعفا نموده است. حال باید دید همکاران آقای ابطحی در شهرستان چه واکنشی در قبال این موضوع ازخود نشان خواهند داد. 

لازم به ذکر است که مسئولان شهرستان و اداره آموزش و پرورش طی دو ماهه اخیر برخورد ملایمی با همکاران صنفی داشته و احکام تجدید نظر دادگاه تهران نیز با توجه به کاندیداتوری آقای ابطحی مدتی است به تعویق افتاده است .

+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 20:33  توسط مهرداد آذر تاش  | 

حمید رحمتی به تبعیدگاه رفت

 

    درآغازمهر۱۳۸۶باران مهرورزی برحمیدوخانواده اش باریدن گرفت،وباران مهرورزی ناگهان سیلاب شد و حمید راتا دیار غربت با خود افتان و خیزان برد. 

     آقاي حميدرحمتي معلمي كه به حكم دادگاه اداري استان اصفهان به 3سال تبعيدمحكوم شده است.حميد بچه ي شهرضا است،كودكي،نوجواني ،جواني واندكي ازميانسالي اش رادرشهرضا پشت سرگذارده است.حميد فوق ديپلم آموزش ابتدايي است.نزديك به 14 سال است كه معلم بوده، روزهاي آخر شهريوربه خاطرفريادعدالت خواهي راهي ديارغربت شده.اورا به روستاي زرين آباد در 20كيلومتري شهر ساري استان مازندران فرستاده اند.حميددر باره ي آب هواي آنجا مي گويد: "آب  وهواي آنجا بسيارخوب است. "

 

   اماازسخن گفتن حميد دانستم كه آب و هواي دلش كمي ابريست ،خواستم ازخود حميد بپرسم . اوگفت: "خوشحال هستم ،نه ازاينكه ازخانواده دورم ،بلكه به اين خاطر كه جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده،ودرآينده اميد بيشتري به آن مي رود."

 

   ازسخن گفتن حميدبه اين فكرافتادم كه :

       رنج كشيدن به خاطرهدفهاي بزرگ چه شكوهي به انسان مي بخشد.حرفهايش راشيرين مي نمايد،متانت دررفتارش هويداست.در پشت شيشه ي لبخندهايش،دراعماق درياي قلبش اندوهي گرانبها به سان مرواريد مي درخشد.

ماييم ونواي بينوايي       بسم الله اگرحريف مايي

 

   شايد هركس ازاعتصاب غذاي حميد در بازداشتگاه  باخبرباشد ،باخودبگويد لابد حميد به رنگ قرمز علاقمند است، اماخودش مي گويد: " رنگ خاكستري را دوست دارم."

حميد مي گويد: "  آش ماست محلي ديارم خوشمزه است."

اين معلم تبعيدي در ادامه ي پرسشهاي بي ربط من مي گويد: " گل كوكب ،ورزش بسكتبال و رشته ي ميكانيك را بيشتر دوست دارم."

  همسرحميد،سركارخانم زهره رحمتي كه نوه ي عموي ايشان نيزهست،فوق ديپلم ديني و عربي دارد.وي دبيرمقطع راهنمايي است.كه يارباوفايي براي حميد بوده است،هرگزاوراتنها نگذاشته،ايشان به هنگام دستگيري حميد درشهرضا مي گفت : "همسرمن براي اجراي عدالت در جامعه مبارزه مي كند،اين باعث افتخارمن است."

 

   حميددرباره ي همكاران مي گويد: آنان به من بسيارلطف دارند،هم همكاران شهرضا مرا خوب بدرقه ي كردند،وهم همكاران ساري از من استقبال خوبي داشتند.

آقاي رحمتي درباره ي تصويب لايحه ي مديريت خدمات كشوري مي گويد: اگراين لايحه را خالي از محتوا نكرده باشند خوب است،اگرآنطوري باشد،كه معلمان رااززيرخط فقر بالابكشد ،جاي تشكر هم دارد.

+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 1:17  توسط مهرداد آذر تاش  | 

تداوم برخورد با معلمان

حبس، تبعيد، اخراج

‏‏ناناز اويسي
Nanaz.Oveisi@gmail.com

دادگاه انقلاب اسلامي تهران، علي اكبرباغاني، رئيس كانون صنفي معلمان ايران و نورالله اكبري، عضو هيات ‏مديره ي اين كانون، را به ۵ سال حبس، که به مدت ۵ سال به تعليق مي افتد، محکوم کرد. از سوي ديگر، رسول ‏بُداقي، عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران در تهران، با حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران ‏به دوسال كسر حقوق به ميزان يک گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.‏

يک فعال حقوق معلمان در تهران گفت: "احکام علي اکبر باغاني و نورالله اکبري بدون طي تشريفات قانوني انجام ‏گرفته چرا که وکيل مدافع امکان دفاع از وکلاي خود را نداشته و دادگاه نيز بدون در نظر گرفتن حقوق قانوني اين ‏افراد، احکام حبس را صادر کرده است."‏

علي اكبرباغاني، رئيس كانون صنفي معلمان ايران، و نورالله اكبري، عضو هيات مديره ي اين كانون، که در پي ‏اعتراضات معلمان چندين بار بازداشت شده بودند، به سازماندهي و برگزاري تجمعات معلمان در زمستان سال ‏گذشته و بهار امسال متهم هستند.‏

در حکم رسول بداقي كه به امضاي ۳ تن ازاعضاي هيات بدوي استان تهران رسيده است، اتهامات وي به اين ‏شرح ذکر شده است: "۱- شركت در تحصن ها وتجمعات غيرقانوني فرهنگيان درمقابل مجلس شوراي اسلامي ‏وخودداري از حضور در كلاس، ۲- تشويق همكاران به شركت درتحصن غيرقانوني فرهنگيان وقرائت اطلاعيه ‏هاي غيرقانوني كانون صنفي معلمان."‏

اين حکم در حالي صادر شده است که وي بارها درخواست کرده تا از خود دفاع کند اما اين امکان فراهم نشده و ‏هيات بدوي به استناد مواد ۱۸و۲۱ آيين نامه ي اجرايي و قانون رسيدگي به تخلفات اداري، بدون وجود دفاعيه، ‏تنها اقرار قبلي وي را براي حضور در تحصن كافي دانسته و حکم را صادر کرده است.‏

‎تبعيد و اخراج‎‎‏ ‏

صدور احکام سنگين تنها براي معلمان در تهران محدود نمي شود و در شهرستانها نيز اين روند ادامه دارد. در ‏تازه ترين احکام صادر شده، در شهر سقز، "اسکندر لطفي" و "پيمان نويديان" به اتهام شرکت در اعتراضات ‏صنفي معلمان، به ترتيب به 3 سال تبعيد به اردبيل و 3 سال تبعيد به روستاي وليس زنجان و محروميت از تدريس ‏دائم در محل سکونت خود محکوم شدند.‏

اسکندر لطفي، معلم ساکن سقز، در جريان اعتراضات ماههاي گذشته ي معلمان، مدتي را در بازداشت به سر برده ‏بود. ‏

همچنين "لقمان صداقت" و "سيامک مرادي" دو معلم بانه اي، از آموزش و پرورش اين شهر اخراج شدند. ‏اتهامات اين افراد عدم رعايت شئونات اسلامي و شرکت در اعتراضات صنفي معلمان عنوان شده است.‏

در همين حال، فرزاد کمانگر فعال حقوق بشري و عضو کانون صنفي معلمان، همچنان با گذشت هفته ها از انتقال ‏به اداره اطلاعات سنندج در سلول انفرادي و تحت فشار هاي روحي و جسمي قرار دارد. به گزارش خبرنامه امير ‏کبير، خانواده وي تا کنون موفق به کسب خبر از وضعيت نامبرده نشده و کليه اقدامات ايشان با عدم پاسخگويي ‏مسئولين زندان مواجه شده است.‏

‎تداوم سرکوب معلمان‎

در زمستان سال 85 پنج تجمع اعتراضي مسالمت آميز توسط كانون معلمان برگزار شد که بر اساس گفته‌ي ‏اعضاي كانون معلمان، تعداد‎ ‎شركت‌كنندگان در آخرين تجمع به بيش از بيست هزار نفر رسيد‎.‎‏ اگرچه معلمان براي ‏رسيدن به خواسته هاي قانوني خود حاضر شدند با مقامات مسئول گفتگو کنند اما پس از مذاكرات ناتمام كميته ‏منتخب معلمان با مسئولان وزارتخانه و در‎ ‎پي تجمع روز 23 اسفند 85، دست‌ كم 350 نفر از معلمان بازداشت و ‏عده زيادي مورد‎ ‎ضرب وشتم قرار گرفتند. از اين تعداد بالغ بر 200 تن به بازداشتگاه ها منتقل و پس از بازجويي ‏و تحمل سلول هاي انفرادي و فشار بازجويان با قرار هاي ضمانت و وثيقه آزاد شدند.‏

در تاريخ 18 فروردين 85، بيست و شش تن از معلمان شركت‌كننده در جلسه‎ ‎كانون صنفي همدان هم با حمله ‏نيروي انتظامي و بدون ارائه حكم ورود بازداشت شدند. اما ساعتي نگذشت که 19 نفر ديگر بازداشت و تعداد ‏بازداشتي‌ها به 45 تن ‌رسيد. معلمان در حمايت از بازداشت‌شدگان از حضور در كلاس درس خودداري نمودند. در ‏كرمانشاه‎ ‎نيز قبل از تعطيلات عيد 4 نفر از معلمان بازداشت شدند‏‎.‎

در تجمع روز 18 ارديبهشت در تهران، 22 نفر از جمله 3 زن توسط نيروهاي امنيتي‏‎ ‎بازداشت شدند. دو نفر از ‏اين زنان آزاد شدند اما ثريا دارابي پس از تحمل ده روز زندان انفرادي در بند 209 زندان اوين به‏‎ ‎قيد وثيقه 40 ‏ميليون توماني آزاد شد‎.‎

در اواخر فروردين ماه نيز 6 تن از اعضاي كانون صنفي معلمان از جمله علي اکبر‏‎ ‎باغاني، دبير كل كانون، ‏حميدرضا رضايي، پوروثوق، و باقري توسط نيروهاي امنيتي‎ ‎بازداشت شدند. بازداشت‌شدگان پس از گذراندن يك ‏ماه در سلول انفرادي با قيد وثيقه‎ ‎هاي 50 تا 60 ميليون توماني آزاد شدند‏‎.‎

در مجموع براي 50 نفر از معترضين در شعب دادگاه‌هاي انقلاب تهران و‎ ‎شهرستان‌ها پرونده تشكيل شد و اين در ‏حالي بود که احضارشدگان در كليه مراحل تحقيقات از حق دسترسي‏‎ ‎به وكيل مدافع محروم بودند. ‏

از اين ميان علي‌رضا هاشمي، دبيركل سازمان معلمان ايران با حكم‎ ‎دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزيري محكوم ‏شد. وزارت آموزش و پرورش از معلمان شركت كننده در تجمعات به هيأت رسيدگي‎ ‎به تخلفات شكايت کرد وبراي ‏آنها تشكيل پرونده داد. حداقل براي 220 نفر پرونده تشكيل شد و‏‎ ‎براي دست كم 50 نفر حکم هاي بدوي صادر ‏گرديد. از اين تعداد، دو نفر در اصفهان به نام‌هاي حميد مجيدي و سيد مجتبي‎ ‎ابطحي حكم احراج دريافت کردند. ‏دو نفر نيز در شهرستان بانه از كار اخراج و همچنين تعداد زيادي از معلمان به تبعيد محكوم شدند. عده‌اي از ‏همدان به‎ ‎ايلام و خراسان شمالي، تعدادي از اصفهان به مازندران و كهكيلويه و بويراحمد و چندين‎ ‎نفر نيز از ‏تهران به اسلامشهر و شهر ري تبعيد شده‌اند‎.‎‏ تعدادي از معلمان با احکامي مبني بر كسر حقوق به مدت يك سال و ‏برخي نيز‎ ‎با بازنشستگي پيش از موعد به همراه كسر حقوق، و تعداد زيادي با حکم هاي توبيخ با درج كتبي در‎ ‎پرونده روبرو شدند. ‏

از طرفي تعداد بيست نفر از فعالين صنفي با استفاده از اختيارات مستقيم وزير‎ ‎آموزش و پرورش به وضعيت آماده ‏به خدمت درآمده‌اند و حقوق اين افراد ظرف اين مدت به‎ ‎كمتر از صد هزار تومان در ماه كاهش يافت و از حضور ‏در مدارس نيز منع‎ ‎شدند.‏

وزارت آموزش و پرورش همچنين با صدور حكم اداري براي حدود 700 تن از‏‎ ‎معلمان اين شهر آن‌ها را به كسر ‏حقوق از 12 تا 200 هزار تومان به عنوان جريمه شركت‏‎ ‎در تجمعات و تحصن‌ها محكوم کرد‎.‎‏ تعدادي از مديران ‏آموزش و پرورش نيز كه در زمان تحصن معلمان از ارسال اسامي‏‎ ‎متحصنين به حراست خودداري كرده بودند ‏مشمول عزل و جابجايي شدند.‏

اين در حالي بود که تشکل هاي صنفي و سياسي معلمان نيز با فشارهاي نهادهاي امنيتي روبرو شد. كانون صنفي ‏معلمان همدان و كرمانشاه به دستور استانداري رسماً منحل اعلام شده‎ ‎وبعضي كانون‌ها مانند يزد و اردبيل به دليل ‏فشار شديد و تهديد اعضاي‎ ‎هيأت مديره فعاليت خود را متوقف کرده اند. كانون‌هاي تهران، شيراز و اصفهان نيز ‏تحت فشار بوده و حق برگزاري‎ ‎حلسات و صدور بيانيه را ندارند‎.‎‏ دفتر كانون صنفي معلمان تربت حيدريه نيز در ‏هفته‌هاي گذشته مورد تعرض‎ ‎نيروهاي حراست قرار گرفت و پس از شكستن قفل و ضبط وسايل دفتر، احمدي ‏مسئول كانون براي‎ ‎مدتي بازداشت شد‎.‎

طي ابلاغيه‌اي از سوي وزارت كشور، 13 نفر از 25 تن اعضاي هيأت مديره‏‎ ‎سازمان معلمان ايران فاقد ‏صلاحيت اعلام شده و در حالي كه اين سازمان، تشكلي رسمي و داراي پروانه‎ ‎فعاليت است اما اجازه برگزاري ‏انتخابات مجدد نيز به‎ ‎سازمان داده نشد.‏

در همين حال، احکام ده ها معلم ديگر صادر نشده است و در انتظار تصميم گيري دادگاه هاي انقلاب، مقامات ‏امنيتي و ادارات آموزش و پرورش به سر مي برند. نکته ديگر اينکه در مناطق کرد نشين، معلمين با اتهامات ‏ديگري نيز رو به رو هستند که عبارت است از سخن گفتن به زبان کردي در مدارس و همچنين اتهام تجزيه طلبي.

+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 1:16  توسط مهرداد آذر تاش  | 

علی اکبر باغانی سالهاست عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران است،در سال ۸۲به مدت یکسال بخاطرمشکلاتی که برای آقای بهشتی پیش آمده بود،دبیرکل کانون تهران  شد،اماازآبانماه ۱۳۸۵رسمابرای یک دوره ی ۲ ساله ازطرف هیات مدیره به عنوان رئیس کانون صنفی معلمان ایران- تهران برگزیده شد.آقای باغانی دارای فوق لیسانس تاریخ تمدن ملل اسلامی  ومعلم منطقه 7 مدرسه ی راهنمایی می باشد.ایشان دربهمن ۱۳۸۵به همراه آقای بهشتی به مدت ۱۰ساعت واسفندسال ۱۳۸۵برای مدت ۱۵روزودراردیبهشت ۱۳۸۶برای مدت ۲۰روزدرزندان به سربرد،باغانی درخرداد۱۳۸۵برای دوسال به شهرورامین تبعید شد،۳ماه انفصال دریافت کرد،وبه تازگی نیزبه حکم دادگاه انقلاب به۵ سال زندان محکوم شده است.

 

     آقای باغانی شنیده شده که شما با حکم سنگینی از طرف دادگاه انقلاب روبرو شده اید،بفرمایید این حکم چند سال بوده وآیا شما این حکم را قبول دارید؟

 

   باسپاس ازشمابه خاطرزحماتی که دراطلاع رسانی انجام می دهید.مسلما ما احکام رانمی پذیریم ،چون این ظلم مضاعفی است که در حق ما می شود.به هرحال ما برای آبادانی کشور ،برای خدمات به معلمین کشوربه مسئولین کشورو به دانش آموزان داریم یک کارصنفی انجام می دهیم،که یکی هم توجه به مشکل معیشت معلمین کشوراست.این حکم با این نیت وبااین گو شزدها ویاداوری هاوهشدارهای خیرخواهانه سازگارنیست.امیدواریم که مسئولین دراعترا ضا تی که ما به این احکام داریم،تجدیدنظرکنند.وبرای همه ی احکام صادرشده حکم برائت صادر کنند.بله حکم 5 سال حبس تعلیقی برای من صادروبطورغیرقانونی به من ابلاغ شده،زیرااین حکم می بایست به نشانی منزل من فرستاده شود.

 

      آیاشمابرای معلمانی که دراین راه زیانی دیده اند،امکاناتی دارید،که اندکی ازاین زیانها راجبران کنید؟

   همان شماره حسابی را که اعلام شده ،ودرسایت هم هست ،و به همکاران داده شده ،اگر پولی واریزشود،ما هم به همکارانی که ازطرف وزیربا حکم انفصال ویا کسرحقوق روبرو شده اند به اندازه ی توان کانون کمک می کنیم.کمک هایی هم شده اما این کمکهابسیار اندک است ودرشان همکاران فعال صنفی نمی باشد.ازهمه ی معلمان می خواهیم درحدتوانشان به این شماره حساب مبالغی بطورماهانه واریز کنند.اگرهرمعلمی ماهانه هزارتومان کمک کند،ما میتوانیم حتایک باشگاه بزرگ به نام کانون وبرای معلمان بسازیم.

 

   برخی ازکانونها(مانند : کانون کرمانشاه و کانون ملایر) ازطرف استانداری ها منحل اعلام شده نظرشمادراین باره چیست؟

     درگفتگویی که مابا وزارت کشورداشتیم،رویه ی آنها این است که کانون هاراحفظ کنند، کانون تهران بطورقانونی به کارش ادامه می دهد،اما دربرخی ازشهرستانها منحل اعلام شده، اماسفارش ما به این دوستان این است که به کارشان ادامه بدهند.کارصنفی همانطوری که در قانون اساسی بیان شده نیازی به مجوزندارد.ضمن اینکه هرشهرستان ی که مجوزش لغو شده می تواند دفتری به نمایندگی ازکانون صنفی معلمان ایران بازکند،وبه کارش ادامه بدهد.مجوز کانون تهران هم کشوری است.ما دربسیاری ازاستانها نمایندگی داشتیم.واکنون هم بطورمستقل به کارشان ادامه می دهند.

 

    همانطور که مستحضر هستید آقای بهشتی عضو بازرسان کانون هستند.وکارنظارت بر کل کانون را دارند، اما اخیرا ایشان وظیفه ی کمیته مالی رابردوش گرفته اند،با این اوصاف چه کسی باید کار نظارت برکانون بویژه نظارت برامور مالی را انجام بدهد؟

 

   مسئول کمیته ی مالی آقای رضایی است که عضوهیات مدیره می باشند.درآن هنگام که آقای بهشتی این وظیفه را بردوش گرفتند یک موقعیت اضطراری بود.وآقای بهشتی یکی از اعضای آن کمیته بودند.مسئولیت این کمیته(مالی)بردوش آقای رضایی است،وآقای بهشتی چون برای دیگران شناخته شده است وحالت کارزیماتیک دارد،اکنون حسابی هم که هست به نام من و آقای رضایی است،وآن شماره موقتی است.آقای بهشتی،درکمیته ی مالی فقط حضور دارند.وکارنظارت همچنان برعهده ی آقایان خاکساری وبهشتی است.

 

شمادرآغازباقبول وکیل برای خودتان مخالف بودید،علت این کارچه بود؟

    نه ،اینطور نیست ،من از اول هم با گرفتن وکیل موافق بودم،می دانید که آقای پیمان از اول هم وکیل کانون بود،مشاور کانون در امور حقوقی بود،ایشان یکی از دوستان من بود،ترجیح دادم که ایشان وکیل من باشند.من خودم به همه شفارش کردم که وکیل انتخاب کنند.

 

بسیاری براین باور هستن که این احکام از پیش تهیه شده است و دادگاه فرمایشی است،شماتا چه نادازه با این موضوع موافق هستید؟

  افراد از لحاظ روحیات و تفاوت های فردی باهم تفاوت دارند،اما از روی احکام صادر شده احتمال می رود،که توجه جدی به جرایم نشده.در این باره ما ازآقای آوایی مسئول دادگاه تجدید نظرومعاون ایشان آقای ابراهیم خانی در خواست خواهیم کرد، که تجدید نظرافرادی دخالت کنند که خارج ازدادگاه انقلاب باشند.

 

   اگرشماقاضی پرونده ی خودتان رابیرون ازدادگاه ببینید وبه شمااجازه بدهد که هرچه می خواهید بگویید ،به ایشان چه درخواستی خواهی کرد؟

 من همیشه برای ایشان به عنوان یک انسان ارزش واحترام قائل هستم.وبه عناون یک انسان نگاه انسانی داریم. سعی می کنم حقوق شهروندی اورا رعایت کنم.

 

  در باره ی پرونده ی خودتان چه صحبتی با ایشان خواهی داشت؟

از ایشان می خواهم در قضاوت به اندازه ای خودشان را به علی(ع)نزدیک کنند،که متهم در کنارشان احساس آرامش بکند.

 

سخن آخرشما چیست؟

     من ازهمه ی بچه های کانون سپاسگزارم از شما که اطلاع راسنی می کنید.از بچه های شهرستان ها و شورای هماهنگی سپاسگزارم ،واز همه ی کسانی که دچار مشکلی شده اند ،به ما اطلاع بدهند،روی سایت بیایند،خودشان رایا آنهایی را که می شناسند،به ما معرفی کنند. امیدواریم که لایحه ی مدیریت خدمات کشوری وآیین نامه ی اجرایی آن ازطرف دولت در اقدامی  سریع انجام شود.

 

 بر گرفته از كانون صنفي معلمان تهران

+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 1:2  توسط مهرداد آذر تاش  | 

نامه محرمانه درباره توزیع کتب آيت‌الله‌منتظری و نوانديشان مذهبی در قم

رئيس آموزش و پرورش يكي از مناطق قم، در نامه‌ای محرمانه نسبت به توزیع کتب ملی-مذهبی‌ها در بین مدارس قم هشدار داد.

به گزارش سايت اقتدارگرای «جهان» نیزدیک به حامیان احمدی نژاد، اخیرا رئيس آموزش و پرورش يكي از مناطق قم، طي نامه‌اي محرمانه به مديران مدارس اين منطقه، هشدار داده است كه اخيرا كتاب‌هايي از آيت‌الله منتظري، ملي-مذهبي‌ها و نهضت آزادي در مدارس و در بين برخي معلمان و دانش‌آموزان دست به دست مي‌شود.

در اين نامه همچنين با اشاره به محتواي برخي اين كتب، از مديران و معلمان آموزش و پرورش خواسته شده است كه به شدت اين اقدامات را كنترل كنند.همچنين برخورد با كساني كه اقدام به توزيع و تشويق سايرين به پخش اين كتب مي‌كنند، از ديگر نكات ذكر شده در نامه مذكور است.

+ نوشته شده در  86/07/24ساعت 14:19  توسط مهرداد آذر تاش  | 

معلم شکنجه شده را دريابيد

 
در خواست کمک فرزندان زنداني: - سه شنبه 24 مهر 1386 [2007.10.16]

سامناک آقايي

بيش از چهارده ماه از بازداشت خودسرانه فرزاد کمانگر، عضو انجمن صنفي معلمان استان کردستان و دو ‏تن از همکاران او با نام هاي فرهاد وکيلي و علي حيدريان مي گذرد. آخرين خبرهاي به دست آمده از ‏وضعيت و سرنوشت اين سه معلم دربند حاکي از آن است که هر سه نفر علاوه بر اينکه تحت فشارها و ‏شکنجه هاي شديد جسمي قرار گرفته اند، هنوز در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند. طي روزهاي ‏گذشته خانواده فرزاد کمانگر چندين بار از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري و دفاع از حقوق زندان براي ‏مداواي فرزندشان که گفته مي شود از چندين قسمت به شدت آسيب ديده، درخواست کمک کرده اند. ‏

در گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در خصوص وضعيت فرزاد کمانگر آمده است:‏‎ ‎‏"بيش از 14 ‏ماه از بازداشت فرزاد کمانگر مي گذرد و در طول اين مدت وي در زندان هاي کامياران، سنندج، کرمانشاه و ‏بند 209 زندان اوين زنداني بوده است. وي هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج زنداني است و تحت بي ‏رحمانه ترين شکنجه هاي جسمي قرار دارد و به ناراحتي هايي همچون سوختگي دست و ران چپ ناشي از ‏آب جوش، ناراحتي کليه ها و عفونت و خونريزي مجراي ادرار، دچار شده است."‏

اين گزارش در ادامه مي افزايد که سلامتي وي در معرض خطر جدي و اکنون سه هفته است که ممنوع ‏الملاقات مي باشد و بيم آن مي رود که هنوز تحت شکنجه باشد.‏

مراجع قضائي و امنيتي استان کردستان اتهامات اين معلم دربند را "محاربه" و "اقدام عليه امنيت ملي" ‏عنوان کرده اند، اما تا کنون فرزاد کمانگر هيچ يک از دو اتهام وارده به خود را نپذيرفته است.‏

خانواده اين معلم زنداني در مورد وضعيت فرزندشان مي گويند:‏‎ ‎‏"بعد از بيش از 14 ماه سرگرداني و پيگيري ‏ها و مراجعات مستمر به مراکز قضائي و امنيتي در چهار شهر کشور هنوز فرزندمان تحت فشار و شکنجه ‏هاي بيرحمانه قرار دارد. او اکنون از چند ناحيه به شدت آسيب ديده که آسيب ديدگي دست و ران چپ و ‏همچنين عفونت و خونريزي مجراي ادرار او کاملا جدي است و او به مداواي سريع و مراقبت هاي ويژه ‏پزشکي و هر روزه احتياج دارد. اين درحالي است که نه نتها مسئولين زندان هيچ توجهي به وضعيت وخيم و ‏نگران کننده فرزندمان ندارند و او را ممنوع الملاقات کرده اند، بلکه از مداواي او جلوگيري به عمل آورده و ‏همچنان او را با اين وضعيت در سلول انفرادي نگه داشته اند".‏

خانواده کمانگردر ادامه همچنين مي گويند که وضعيت جسمي پسرشان چنان وخيم و نگران کننده است که ‏چاره اي ندارند جز آنکه از نهادها و سازمان هاي دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانيان درخواست ‏کمک کنند. خانواده اين زنداني از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري خواسته اند براي نجات جان فرزندشان ‏تلاش کنند و از مقامات قضائي بخواهند که هر چه سريعتر اين معلم شکنجه شده را تحت مداواي پزشکي قرار ‏دهند. ‏

از سوي ديگر برخي خبرها حاکي از آن است که فرهاد وکيلي و علي حيدريان، دو تن از همکاران فرزاد ‏کمانگر که تقريبا همزمان با او دستگير شده اند نيز تحت فشار و شکنجه هستند و همچنان در سلول انفرادي ‏بسر مي برند. ‏

دادگاه انقلاب سنندج چند روز پيش اعلام کرده بود که هنوز مشخص نيست اين سه معلم دستگير شده در کدام ‏شهر محاکمه خواهند شد. همچنين گفته شده که دادستاني کل کشور در حال بررسي پرونده آنان است و بزودي ‏محل برگزاري دادگاه آنان را اعلام خواهد کرد. در اين ارتباط هفته گذشته خليل بهراميان، وکيل مدافع فرزاد ‏کمانگر گفته بود که از سرنوشت و وضعيت موکل خود هيچ خبري ندارد.‏

فرزاد کمانگر سال گذشته در منزل شخصي خود توسط نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي دستگير و به مکان ‏نامعلومي انتقال داده شد. دست کم 4 ماه هيچ کس از محل نگهداري و علت دستگيري وي اطلاعي بدست ‏نياورد. با گذشت بيش از 4 ماه خانواده او با مراجعه هاي پي درپي به مراکز قضائي و امنيتي شهرهاي ‏کامياران، سنندج و کرمانشاه سرانجام دريافتند که وي را به همراه دو معلم ديگر بازداشت شده به بند 209 ‏زندان اوين تهران انتقال داده اند.‏

خانواده اين زنداني پس از گذشت هفت ماه توانستند براي اولين بار با وي ملاقاتي حضوري داشته باشند. او در ‏اولين ملاقات خود مي گويد در مدت 4 ماهي که در زندان اوين بوده سه بار براي بازجوئي به کرمانشاه و ‏سنندج انتقال داده شده است.‏

بعد از اين نيز او به همراه هر دو همکار خود به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه انتقال داده شد و به مدت دو ‏ماه در آنجا نيز تحت بازجوئي و شکنجه هاي بي رحمانه قرار گرفت. اين سه معلم بازداشت شده هم اکنون در ‏سلول انفرادي بازداشتگاه اطلاعات سنندج بسر مي برند و روزبروز وضعيت جسمي آنان وخيم تر و نگران ‏کننده تر مي شود. ‏

تاکنون که بيش از 14 ماه از بازداشت اين سه معلم استان کردستان مي گذرد هيچ گونه دادگاهي براي ‏رسيدگي به اتهامات انتسابي آنان برگزار نشده است. خليل بهراميان وکيل مدافع فرزاد کمانگر هنوز موفق به ‏ملاقات با وي نشده و به پرونده وي نيز دسترسي پيدا نکرده است.

+ نوشته شده در  86/07/24ساعت 14:17  توسط مهرداد آذر تاش  | 

كلاه گشادي كه سر كاركنان عادي دولت رفت !

 

نظام هماهنگ پرداخت( به صورت ناهماهنگ )  از اول سال آينده اجرا مي شود.

عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري مجلس شوراي اسلامي اعلام کرد: شوراي نگهبان لايحه مديريت خدمات کشوري را مورد تاييد قرار داد.

موسي الرضا ثروتي در گفت وگو با مهر با بيان اينکه زمان اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري از ابتداي سال جاري و از زمان تصويب در نظر گرفته شده است، گفت: دولت سه ماه زمان براي تدوين آيين نامه اجرايي آن نياز داشت.
عضو کميسيون مشترک بررسي کننده لايحه مديريت خدمات کشوري با اشاره به 12 ايرادي که شوراي نگهبان به اين لايحه وارد کرده است، اظهار داشت: 6 ايراد لايحه مربوط به بار مالي لايحه و 6 ايراد نيز مربوط به مواد 121 و 104 و تبصره هاي آنها بوده است.

وي با اشاره به اينکه ايرادات شوراي نگهبان در جلسه اي با حضور نماينده شوراي نگهبان (عضو حقوقي شورا) در جلسه کميسيون لايحه مديريت خدمات کشوري بررسي و مرتفع شد، تصريح کرد: اين لايحه هم اکنون توسط شورا تاييد شده و آماده اجراست. ثروتي مدت زمان اجراي آزمايشي لايحه مديريت خدمات کشوري را 5 سال ذکر کرد و گفت: قضات، اعضاي هيات علمي دانشگاه ها کارکنان ويژه دولت، وزارت اطلاعات وزارت امور خارجه و دستگاه هاي زير نظر نهاد رهبري از اجراي اين لايحه مستثني هستند. وي با اشاره به بار مالي ۵ هزار ميليارد توماني لايحه مديرت خدمات کشوري، اظهارداشت: دولت مي گفت که نمي‌تواند چنين پولي را براي تامين بار مالي لايحه در نظر بگيرد زيرا با اين امر نقدينگي به بازار تزريق شده و باعث ايجاد تورم مي شود. عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري ادامه داد: در جلسه اي که آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان با رييس مجلس و رييس جمهوري داشتند، رييس جمهوري نظر خود را مبني بر تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس مطرح کرد که اين نظر پذيرفته شد. به گفته ثروتي، اگر لايحه به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال مي شد، دو سال طول مي کشيد تا لايحه بررسي شود و همين امر اجراي آن را دو، سه سال به تعويق مي انداخت بنابراين تصميم بر اين شد که پيشنهاد دولت پذيرفته شود.

عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري با تاکيد بر اينکه قبول اين پيشنهاد تاثيري بر افزايش يا عدم افزايش حقوق کارکنان دولت نخواهد داشت گفت: افزايش حقوق ساليانه کارکنان دولت در بودجه هاي سنواتي و طبق روال انجام مي شود و تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس تاثيري بر افزايش حقوق کارکنان دولت ندارد. وي خاطرنشان کرد: اما بخشي از افزايش حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت که به موجب قانون به يک باره به وجود مي آيد، مانند بازخريد و غيره از طريق واگذاري سهام جبران مي شود.

+ نوشته شده در  86/07/24ساعت 14:13  توسط مهرداد آذر تاش  |