تبليغاتX
نصف جهان

نصف جهان

پروردگار این کشور را از شر دشمن. خشکسالی. از دروغ محفوظ دارد. "دعای داریوش کبیر در تخت جمشید"

بستر زاینده رود نیمه جان میزبان گوسفندان گرسنه، مهر


به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، رودخانه تاریخی که همواره محل رونق و شادابی برای اصفهانی‌ها و گردشگران داخلی و خارجی بود اکنون به بستری برای چرای گوسفندان تبدیل شده تا شاید دامداران شرق اصفهان که دیگر در اثر خسارات خشکسالی راهی برای رفع احتیاجات دامهای خود ندارد از زاینده رود بهره گیرند.


این رودخانه که در گذشته بستری جاری و روان بود تا در نهایت دشت‌های فراوانی را سیراب نماید اکنون تنها به بستری خشک تبدیل شده که تنها در گوشه هایی از آن علفزارهایی روییده است.

یکی از شهروندان حاشیه زاینده رود در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: حرکت گوسفندان از پایین زاینده رود به سمت بالادست، خود تداعی کننده این مطلب است که آنان علاوه بر اینکه می خواهند از این بستر خشک برای سیر شدن استفاده نمایند گلایه خود را اعلام کنند.

وی ادامه داد:‌ متاسفانه اکنون چند ماه است که زاینده رود دوران خشکی و بی آبی خود را سپری می‌کند و قطعا کشاورزان پایین دست دچار مشکل شده اند که اکنون این گوسفندان کیلومترها راه را برای رسیدن به چراگاهی مطلوب می‌پیمایند.

همچنین چوپان گله‌ای که در بستر رودخانه مشغول گله داری بود به خبرنگار مهر گفت: متاسفانه خشکسالی خسارات زیادی را به روستاهای پایین دست زاینده رود وارد کرده در حدی که حتی آب مورد نیاز این گوسفندان را نیز دچار مشکل کرده است.

وی تصریح کرد: متاسفانه اکنون تنها می‌توان آب مورد نیاز این حیوانات را از طریق آب فاضلابی که در رودخانه جاری است تامین کرد و به سبب همین امر تنها گله دار روستای دنارت اصفهان هستم که برای نگهداری این حیوانات تلاش زیادی می‌کنم.

این گله دار اصفهانی در پاسخ به سئوال دیگر خبرنگار مهر که این گوسفندان چه میزان راه را برای رسیدن به این نقطه طی می کنند، گفت: حیوانات تشنه و گرسنه که تنها امیدشان بستر رودخانه است پس از چرا بیش از 10 کیلومتر راه را از پل غدیر اصفهان می پیمایند تا در نهایت پس از گذر از پل بزرگمهر و پس از آن پل تاریخی خواجو، ‌پل چوبی، ‌پل فردوسی و ... در نزدیکی سی و سه پل به آب ناچیز موجود در گوشه و کنار بستر رودخانه برسند تا شاید اندکی سیراب شوند.

یکی از شهروندان اصفهانی به خبرنگار مهر گفت: نگریستن به رودخانه خشک و حرکت گوسفندان در این رودخانه بسیار ناراحت کننده است و انتظار می‌رود در سریع ترین زمان ممکن مسئولان و متولیان امر در این خصوص چاره اندیشی نمایند.

همچنین در این خصوص یکی از مسافران که برای تفرج به اصفهان آمده بود گفت: همواره در کتب تاریخی خوانده ایم که زنده رود در دوران خود همواره بستری برای استمرار زندگی مردم بوده و عمران و آبادانی را به همراه داشته و اکنون نیز که خشک و تشنه است نیز تبدیل به بستر و چراگاهی برای گوسفندان است.

حسین احمدی خاطر نشان کرد: در هر صورت سفر به اصفهان و نگاه به گوسفندان آن هم در سطح شهر و بستر زاینده رود درسی است که هرگز فراموش نخواهم کرد و امیدوارم در آینده دیگر شاهد خشکی این رودخانه تاریخی نباشیم که گوسفندان چنین نگاه اشک آلودی را به این رودخانه داشته باشند.

در وصف زاینده رود تشنه کنونی همین بس که ادیب برومند سروده است:

زنده رود آن زندگی را کام بخش/تشنگان عشق را آرام بخش
زنده رود آن همنوای عاشقان/عاشق عمران و آبادی بجان

زنده رود آن چاره ساز زندگی/شهر را سرچشمه‌ی پایندگی
زنده رود آن مایه عیش و رفاه/ در مسیر خویش سیم افشان براه‌

+ نوشته شده در  88/06/14ساعت 19:28  توسط مهرداد آذر تاش  | 

بيانيه جديد ميرحسين موسوی در تشريح شبکه "راه سبز اميد" و اقدامات حداقلی قدرتمداران در شرايط کنونی، ک

 

"آنچه اينک در جامعه ما نقش‌آفرينی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در ميان بخش وسيعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پايمال شدن حقوق خود معترض است. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد کرد پيشنهاد می‌کنم تقويت و تحکيم اين شبکه اجتماعی است"


بسم الله الرحمن الرحيم
مردم شريف، آزاده و آگاه ايران!

نزديک به سه ماه پيش از اين زمانی که شما در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری شرکت کرديد، با اين باور به پای صندوق‌های رأی رفتيد که با تأکيدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌يافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رويدادی که بنا بود سرمايه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت.

مشکلی که می‌توانست در فرآيندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبيری مسئولان امر، با يورش تبليغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نيروهای امنيتی رسمی و غيررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آميز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عميق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعيتی که پيامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد ميان مردم و حکومت نيست.

جمع کثيری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سياسی کشور و نيز مراجع عظام تقليد و نيروهای آگاه حوزه‌های علميه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمايشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانيان، برخوردهای غيرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غيرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسيدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، اين دستاورد مبارزات يک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستيابی به آزادی، استقلال، عدالت و پيشرفت در سايه دينداری، اينک نگرانند.

حفظ تماميت ارضی و استقلال ملی و صيانت از کيان کشور در مقابل مطامع بيگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چويی برای خروج از شرايط موجود را بيش از پيش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهيم که در درون دستگاه‌های حکومتی و شبه‌حکومتی افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرينی و بحران‌زايی‌های پياپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هايی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند.

آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهايی خطرناک‌ترند، تا جايی که پس از ايجاد اين همه پيچيدگی در فضای کشور اينک بی‌توجه به عواقب سنگين رفتارهای خود با بهانه جويی‌های واهی زمزمه هايی خطرناک از جمله زمزمه تسويه های وسيع از دانشگاهيان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از اين روست که اتخاذ رويکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذير تبديل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گيری از ظرفيت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنين رويکرد متفاوتی، پذيرش واقعيت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ايران زمين است.

اين راه و رسم پيامبران الهی و جانشينان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدايت نشان دادن راه است و وظيفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفايی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاريخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر يکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هايی که نتيجه آن نه يکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنين رويه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما ياد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در اين مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کيست که نداند وضعيتی که ايران امروز در آن قرار دارد حاصل استيلای چنين طرز تفکر اشتباهی بر تصميم‌گيری‌های کلان کشور است. دستيابی به اين وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصيل آن می‌شود و چه هزينه‌های گزافی که در اين راه نمی‌پردازند. اما مردم ما اين موهبت بزرگ را با هزينه هايی بسيار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند.

مردم ما اينک با پوست و گوشت و استخوان خود دريافته‌اند که تنها راه همزيستی مسالمت‌آميز سليقه ها و گرايش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و اديان گوناگونی که در اين سرزمين پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شيوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هويت ديرينه‌ ای است که آنان را به يکديگر پيوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعيف و باژگونه از دين هضم نکنند که اين اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دين حق و آئين خاتم و صراط مستقيم نيست، بلکه يعنی اجباری در دين وجود ندارد، به درستی که راه از بيراهه بيان شده است. لا اکراه فی الدين قد تبين الرشد من الغی.

از اينروست که عليرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خيز اين ايام، مردم ما اينک به نتايجی بسيار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب يک فرد دست يافته‌اند و اين آن چيزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رويداد انتخابات و هزينه هايی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هايی که گذشت نيرويی عظيم از ملت ما آزاد شد، نيرويی که بايد به کارآمدترين شيوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصوير شکوهمند اراده خود را در آيينه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمايه و توان تحقق بخشيدن به خواست‌های خود را دارند و در اين ميدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ايستاده‌اند. لذاست که اينک همه ما از يکديگر می‌پرسيم چه بايد کرد؟ اين سوالی از سر نااميدی و يا بلاتکليفی نيست، بلکه می‌پرسيم با اين سرمايه عظيم، با اين اميد تجديد حيات يافته و با اين توانمندی‌های فراهم شده چه بايد کرد؟

به راستی چه بايد کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستين قدم آن است که بدانيم چه بايد بخواهيم تا بهترين و بيشترين را خواسته باشيم. اگر در يافتن پاسخ اين سوال خطا کنيم قطعا همه يا بخشی از اين سرمايه فراهم آمده را از دست داده ايم. بلکه حساسيت اين انتخاب بسيار بيشتر از اين است. نيروی عظيمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکويی بلند برای جهش به سوی پيشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و يا در يک آنارشی درازمدت فرو برد. اين که نتيجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در اين مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبليغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، اين ما هستيم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانيم و اين ما هستيم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنيم. ما خواسته‌هايی بسيار روشن و منطقی داريم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهيم، و تقويت وحدت ملی، و احيای هويت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترين مولفه قدرت ساختار سياسی کشور جز با پذيرش حق حاکميت مردم و کسب رضايت نهايی آنان از نتايج اقدامات حکومت، و شفافيت در تمامی اقدامات از طريق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نيست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهيم. آنچه ما می‌خواهيم استيفای حقوق از دست رفته ملت است.

استيفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهايی ارائه شده است که شايد زمانی پاسخگوی مقتضيات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هايی ديگر از همين قانون راه روشن اصلاح آنها پيش‌بينی شده است. در ميثاق ملی ما مشروعيت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقيق ملاحظه شود خواهيم ديد حتی نهاد نظارت‌ناپذيری چون شورای نگهبان از هيمنه نگاه مردم به دور نيست.


آری! در قانون اساسی وظايفی سنگين، از جمله وظيفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غيرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بيفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همين قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همين اصل از ميثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشيد که هيچ يک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعيت خود را پيدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفيت‌هايی است که هنوز به فعليت نرسيده‌اند؛ مسئولان گاهی با اين حقيقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گويی به عنوان امری مستحب مخيرند همچنان استفاده‌های بيشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنين نيست. آنها مکلفند که اين ظرفيت‌ها، آن هم تمامی اين ظرفيت‌ها را به فعليت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای يکپارچه است و نبايد بر روی بخش‌هايی از آن که منافع اشخاص و يا گروه‌هايی خاص را تامين می‌کند به صورت اغراق‌آميز تاکيد شود و بخش‌هايی ديگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، يا ناقص به اجرا درآيد.

پس از سی سال ما هنوز با اصولی از اين ميثاق ملی روبرو هستيم که سخن گفتن از اجرايشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گويی گوينده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمين آزادی‌های سياسی و اجتماعی، رفع تبعيض، امنيت قضايی و برابری در مقابل قانون، تفکيک‌ناپذيری آزادی، استقلال و تماميت ارضی کشور از يکديگر، مصونيت حيثيت، جان و مال اشخاص، ممنوعيت تفتيش عقايد، آزادی مطبوعات، ممنوعيت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعيت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دريافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعريف جرم سياسی و رسيدگی به آن با حضور هيئت منصفه، آزادی بيان و نشر افکار در صدا و سيما و بی‌طرفی آن و . . . هر يک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و يا به صورتی ناقص و براساس تفسيرهای مخالف با روح اين ميثاق ملی به اجرا درمی‌آيند، تا جايی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدريس زبان‌های قومی و محلی به صرف سليقه و پسند شخصی مانع ايجاد می‌شود.

مشابه همين برخورد گزينشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نيز صورت گرفته است. ما خواستار احيای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستيم که اين نهضت عظيم به اميد تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اينک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گويی اينها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقيده، آزادی بيان، آزادی پس از بيان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جليلی که مردم ما در بهمن ۵۷ تأمين آن را يکی از مهمترين اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پيروزی انقلاب را بهار آزادی ناميدند. اين آزادی به مفهوم آزادی سياسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دينی که بسيار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسيار که دين را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ايجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سليقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جايی که دروغ به مشخصه‌ای غيرقابل تفکيک از صدا و سيما تبديل شود و زشت‌ترين بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دين پيامبری تلقی گردد که برای تکميل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانيان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دين تنها يک رسالت وجود داشته باشد آن اين است که زمينه را برای زندگی توأم با ايمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ايمانی روزبه‌روز بيشتر می‌شود؟ اين فاصله ميراث انقلاب نيست. در تابستان گرم ۵۸، چه بسيار بودند کسانی که برای نخستين بار رمضان را روزه گرفتند و از اين تجربه خود لذت بردند؛ ميراث انقلاب ما اين بود. ميراث انقلاب ما معنويتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت.

ميراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانيتی را که جامعه تشنه آن است تأمين کند. آخر يک بار هم که شده ميراثی را که از امام خود تحويل گرفتيم با ايران امروز مقايسه کنيم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزينشی با پيام دين و آن را مناسب سليقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جايگزين حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هايی از روحانيت، اين شجره هزار ساله را دولتی ساختن بيش از اين هم نبايد نتيجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمريکايی قرار می‌داد چنين روزهايی را می‌ديد. اين پوستين وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نيست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، اين دين غريب هستيم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسيدن به اين تحفه آسمانی هدايت کند. والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقيق آنان را به راه هايمان هدايت می‌کنيم.

آيا در اين چند ماهه نديديد که او چگونه به اين وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ايمان‌هايمان را ضايع نکرد و نخواهد کرد، زيرا او به خلاف مدعيان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله ليضيع ايمانکم ان الله بالناس لرئوف رحيم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کيست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخکامی‌ها را ناچيز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در اين ايام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنيم. ما چه کرديم که به اين دستاوردها رسيديم.

حقيقت آن است که جز ايمان به وعده الهی عملی متناسب با اين همه پيشرفت نداشته‌ايم. به حوادث اين ايام بنگريد و در هر کدامشان راه های خدا را که يکی پس از ديگری پيش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنيد. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هايی ديگر پيش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشايد؛ راه‌هايی امن، راه‌هايی هموار، راه‌هايی مستقيم که بدون ترديد ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنيم حال آن که راه‌هايمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنين راه‌هايی ما نياز به تخطی از قانون، پشيمانی از مسالمت، توسل به تخريب يا وارد شدن به هر کوره راه ديگری نداريم.

و در آن سو نگاه کنيم که مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب می‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا کنند. آنها چه نتيجه‌ای برای اين کار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قربانی ترور را به بند کشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين کار جز ريختن آبروی خود چه سودی ببرند؟ در سراشيبی کوره‌راهی که درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گرانی قرار گرفت که نيمه‌های شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله می‌کنند و رايج‌ترين کلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌های رکيک است.

رهروان راه‌های خدا به اميدی که از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بيراهه نيز به آن چيزی که بايد انتظارش را می‌کشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوی حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداری از حمايت خطيبی که از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيری مباهات می‌کند؛ ترس، ترس از تنهايی، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسی که با ترساندن ديگران پنهانش می‌کنند.

مردم فداکار ايران! پيمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستين‌اش از بذل هيچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و ياران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگويان به سرمايه اجتماعی و اعتمادی که ايجاد شده است، خيانت ننمايند. در عين حال تکليفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری ديديم از ملامت نترسيم و از شجاعت دريغ نورزيم.

بنا بر چنين تعهداتی اينجانب برای رسيدن به آرمان‌هايی که پيش روی خويش داريم به جز ادامه راه سبزی که در اين چند ماهه دنبال کرده‌ايد پيشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز اميد. راهی که از پيش از انتخابات آغاز کرديد و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنيد. راهی که با دعا و ندا و تکبير، با گردهمايی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار داريد.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ايم از عنوان «راه» استفاده می کنيم تا توفيق‌‎هايی که در هر مرحله به دست می‌آوريم پايان کار ندانيم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزيم. علاوه بر آن ما در اين مسير چشم به جاده‌هايی داريم که هدايت الهی پيش‌پايمان قرار می‌دهد. ما می‌انديشيم و تدبير می‌کنيم، اما ايمان داريم که در عمل، تنها راه‌هايی که او برايمان می‌گشايد از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پيش رويمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ايم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بيت پيامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بيت خرد، اهل بيت محبت، اهل بيت نورانيت و ما «اميد» را سرمايه خود قرار داده‌ايم تا حاکی از هويت ايرانی‌مان باشد؛ اميدی که اين ملت را از گردنه‌های سخت تاريخ عبور داده و حيات او را در تلخ‌ترين روزهای اين سرزمين تداوم بخشيده است؛ راه سبز اميد.

چندی پيش، زمانی که از اين نام برای بيان ويژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب يا جبهه‌ای جديد در حال تشکيل است، حال آن که اين راه به هيچ وجه مشابهی و يا جايگزينی برای سامان‌های سياسی رسمی نيست و نياز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترميم و ايجاد برخی از بنيادين ترين زيرساخت‌های سياسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثير قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعاليت ثمربخش بدانها احتياج مبرم دارند.

قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سياسی به احزاب صالح و قدرتمند نيازمند است و چه بسا زمانی که زمينه برای فعاليت موثر و مفيد سامان های سياسی فراهم شود اينجانب و برخی از همفکران شما نيز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از اين نوع قرار دهيم. اما راه سبز اميد تشکلی از اين نوع نيست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بيايند.

همچنين در يک حزب تأکيد بر بيشترين همفکری و وحدت حداکثری در عقايد است، حال آن که راه ما به عنوان مسيری که تجديد و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکيه می‌کند؛ مجموعه‌ای پيام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسير خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقويت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزيم، و فاخرترين لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعيت برده شود. واقعيت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغييرات شگرفی کرده است. آنچه اينک در جامعه ما نقش‌آفرينی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در ميان بخش وسيعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پايمال شدن حقوق خود معترض است. اين شبکه دارای ويژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصميم‌گيری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، بايد به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد کرد پيشنهاد می‌کنم تقويت و تحکيم اين شبکه اجتماعی است.

تجربه چندين دهه از تاريخ ايران که ما از نزديک شاهد آن بوده‌ايم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حيات و سرزندگی اين هسته‌ها به نتيجه می‌رسند. آن چيزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بريم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امکان استبداد و تخطی ساختارهای قدرت از خواست‌ خود را از ميان می‌برد ترکيبی تشکيل يافته از چنين شبکه‌ قدرتمندی است.

وظيفه‌ای که امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتی فطری از جمع‌های کوچک و بزرگ و حتی احزاب و تشکل‌های سياسی ما سر می‌زند آن است که به صورت هسته‌های معين برای چنين شبکه‌ای عمل کنيم.

از مهمترين نقاط قوت اين شبکه، شکل طبيعی اجزای آن است. اين واحدها عبارت از گروه‌هايی کوچک اما بسيار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی يا خويشاوندی يا همکاری نسبت به هم آشنايی و اعتماد پيدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذير نيست، زيرا به معنای انحلال جامعه است. اين واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند.

با اين همه اولين قدم در راه‌حل پيشنهادی اينجانب آن است که ما ايرانيان، در هر کجای جهان که هستيم، بايد اين هسته‎های اجتماعی را در ميان خود تقويت کنيم. بايد خانه‌هايمان را رو در روی يکديگر بسازيم؛ به تعبير قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهيم، يعنی به اين هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنيادين جامعه ما هستند بپردازيم، اهميت آنها را بشناسيم و بيش از پيش به آنها رو کنيم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهيم؛ يعنی اگر تا پيش از اين هر دو ماه يک بار همديگر را ملاقات می‌کرديم اينک هفته ای دوبار گرد هم جمع شويم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در اين امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه کنيم؟ اين نخستين سوالی است که معمولا در چنين شرايطی از يکديگر می‌پرسيم. ما معمولا تصور می‌کنيم آنچه در اين گردهم‌آيی‌ها اهميت دارد کاری است که در قالب آنها با کمک يکديگر به انجام می‌رسانيم. البته اين تصور درستی نيست، اما تصوری طبيعی است. از اين روست که واحدهای اجتماعی اگر محوری برای فعاليت‌های ثمربخش قرار نگيرند به‌مانند درختانی که ميوه‌هايشان چيده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا بايد آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سياسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و ديگر فعاليت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ايفای نقش تاريخ‌سازی که از آنها انتظار داريم بپردازند.

جمع‌های خويشاندوندی، همسايگی، دوستی، جلسات قرآن، هيئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعيت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هايی که با هم ورزش می‌کنند يا در رويدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصيلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با يکديگر صميميت يافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندين نمونه از اين زيرمجموعه‎های کوچک عضويت داريم و اين دست‌مايه اصلی گفتگو و ارتباط ميان هسته‌های جامعه ماست. بلکه تجربيات اخير نشان داد خرده‌رسانه‌هايی که از اين روابط زاده می‌شوند می‌توانند سريعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی ديگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفيت‌های اين شبکه از طريق توافق بر روی يک آرمان بزرگ به فعليت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با يکديگر خواهيم شد که در شعاری مشترک همصدا شويم؛ شعاری دقيق و عميق که قادر به تأمين خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هايی که اينک در شبکه‌های اجتماعی ما ايجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پيدا کرده ايم. تعادل طلايی ويژگی مهم اين شعار و آرمان است، به صورتی که اگر بر آن بيفزاييم چه بسا کسانی که نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بکاهيم چه بسا قشرهايی که اميدهای خود را در آن نيابند. اين بزرگترين سرمايه ماست که بايد در پالايش و پاسداری از آن بيشترين دقت و همت را به کار بگيريم.

ما اگر صرفاً در يک انتخابات شرکت کرده بوديم برخورداری از حمايت اکثريت مردم برايمان کافی بود. اما در يک حرکت عظيم اجتماعی، اکثريت تنها زمانی به پيروزی می‌رسد که به اجماع نزديک شود و آن گاه از مشروعيت غيرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز يا فردا ممکن است متفاوت با او بينديشند و در اقليت قرار گيرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمين نيازها اوليه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآيند توسعه سياسی را داشت. البته عکس اين رابطه نيز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمين معيشتی که لياقت آن را دارد نيز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پيشرفتی بيشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختيار بازار و اقتصاد ملی خود به بيگانگان نائل نمی‌شود.

ما بر اين باوريم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدوديت‌های جاری برای آزادی بيان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعيض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تيره می‌کند، به ويژه آن که در سياست‌ سال‌های اخير دورنمای روشنی برای خروج از ا ين وضعيت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به توليد ملی، تداوم فعاليت سودآور اقتصادی را به يک آرزو و يافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ايرانی پيشرفته، ما نبايد به قدم گذاشتن در يکی از آنها يا همراهی با يکی از همفکران خود اکتفا کنيم. ما در پيوندهای خود به نظمی نياز داريم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی يا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد يا واحدهايی از اين شبکه اجتماعی گسترده را ويران کرد، لطمه‌ای به حيات و پويايی آن وارد نشود و با تکيه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از اين مسير بتوانيم اهداف پيشاروی خويش را شناسايی و با بلندترين گام‌ها به سوی آن حرکت کنيم.

همچنين اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در اين مرحله می تواند به اين هدف کمک کند اقدامات زير است:

۱. تشکيل گروه حقيقت‌ياب و حکميت مورد قبول همه ذينفعان در مورد انتخابات دهم رياست جمهوری و رسيدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطيان
۲. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرايط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمينان مردم از اين امر فراهم شود.
۳. شناسايی و مجازات عاملان و آمران فجايعی که در حوادث پس از انتخابات بر عليه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
۴. رسيدگی به آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سياسی و نيروهای مردمی دستگير شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حيثيت از آنان و خاتمه يافتن تهديدها و آزارهايی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پيگيری حقوق شان صورت می گيرد.
۵. اعمال اصل ۱۶۸ قانون اساسی در خصوص تعريف جرم سياسی و رسيدگی به جرايم سياسی با حضور هيئت منصفه
۶. تضمين آزادی مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهای اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروههای سياسی و نگرشهای مختلف از ارائه ديدگاههای خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گيرد.
۷. به فعليت درآمدن ظرفيت های ايجاد شده در قالب تفسير اصل ۴۴ قانون اساسی برای ايجاد رسانه های شنيداری و ديداری خصوصی
۸. تضمين حق اساسی مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايی‌ها با اعمال اصل ۲۷ قانون اساسی
۹. تصويب منع مداخله نظاميان در امور سياسی و جلوگيری از دخالت نيروهای مسلح در فعاليت‌های اقتصادی

ما در راهی پر از نورانيت وارد شده‌ايم که از هم اينک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در اين مسير از خداوند ياری می‌طلبم و اميدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از اين مسير روشن و محقق شود

+ نوشته شده در  88/06/14ساعت 19:11  توسط مهرداد آذر تاش  | 

انتقال جعفر ابراهيمی، از فعالان صنفی معلمان، به بند ۲۰۹، هرانا

»جعفر ابراهيمی از فعالان صنفی معلمان که پيش از انتخابات دستگير و پس از سپری کردن حدود يک ماه بازداشت در بند امنيتی، ۲۷ تيرماه به بند عمومی زندان منتقل شده بود، مجدداً روز گذشته به بند امنيتی انتقال داده شد.


جعفر ابراهيمی از فعالان صنفی معلمان که پيش از انتخابات دستگير و پس از سپری کردن حدود يک ماه بازداشت در بند امنيتی، ۲۷ تيرماه به بند عمومی زندان منتقل شده بود، مجدداً روز گذشته به بند امنيتی انتقال داده شد.
جعفر ابراهيمی ازندريانی، از فعالان سابق شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت، دبير آموزش و پرورش شهريار و فعال کانون صنفی معلمان در تهران در رابطه با فعاليتهای صنفی خود مورخ ۲۰ خردادماه سال جاری در منزل شخصی خود توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.نامبرده بنا به دلايل نامعلومی روزگذشته از بند عمومی زندان اوين به بند امنيتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد.

اين فعال صنفی کماکان فاقد وکيل مدافع بوده و اتهامات وارده بر ايشان مشخص نيست، لازم به يادآوری است نامبرده پيش از بازداشت از ييماری شديد گوارشی در رنج بوده است.

+ نوشته شده در  88/05/04ساعت 21:15  توسط مهرداد آذر تاش  | 

امروزسه شنبه 8 اردیبهشت 1388 ، اخبارمعلمان کشوردراجرای بندسوم بیانیه


 رشت: برابر گزارش رسیده از رشت استقبال معلمان از بیانیه ی کانون صنفی معلمان شگفت انگیز و غافلگیر کننده بوده است،یکی از همکاران معلم که نخواست نامش برده شود،گفت: "این استقبال برای ما قابل تصور نبوده وما انتظار نداشتیم که به سرعت معلمان به اعتصابات بپیوندند .بیشتر مدارس راهنمایی ودبیرستانها و مراکز پیش دانشگاهی در شهرستان رشت تعطیل بود." 

وی در ادامه افزود:" ااما متاسفانه معلمان آموزش ابتدایی کمتر به اعتصاب کنندگان پیوسته اند. "

   اسلامشهر:  مدارس بسیاری از شهرستان اسلامشهر تعطیل بود، هنرستان کار دانش مصطفی خمینی،امام علی،خواجه نصیر وبرخی دیگر از دبیرستانهای اسلامشهر  صددرصد تعطیل بود و سایر دبیرستانها و مدارس درحالت اعتصاب بودند. وبسیاری ازمدارس معلمان درکلاس درس حاضر نشدند.مدیران مدارس درب مدارس را بسته وازبیرون رفتن دانش آموزان جلوگیری می کنند. لذا دانش آموزان می کوشیدند که از دیوار مدرسه فرار کنند.  

 

   کرمانشاه: ازکرمانشاه خبر رسیدکه صددرصد مدارس ابتدایی،راهنمایی ودبیرستان ها و مراکز پیش دانشگاهی پسرانه تعطیل شده است. همچنین رفته رفته بر شمار اعتصاب کنندگان پیوسته می شود.   

    میاندوآب : ازشهرستان میاندوآب خبررسید، که شماربسیاری ازمعلمان این شهرستان ازمنزل بیرون نرفته اند، ومدارس به تعطیلی کشیده شده ،اما مدیران ومعاونین از بیرون رفتن دانش اموزان جلوگیری می کنند

+ نوشته شده در  88/02/08ساعت 17:57  توسط مهرداد آذر تاش  | 

بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388

به نام خداوند جان وخرد

 

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان             هزار باده ناخورده در رگ تاک است.

 بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388

                                 

فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران

     بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.

رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.

   پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورد واعلام کرد چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.

اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها ،متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد چنانچه براساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده وشاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.

از آنجا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این دراجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیرقابل توجیه وخطرناک می داند،به این وسیله اعلام میدارد که براساس تعهد ملی ،برنامه های اعتراضی اسفند ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود،از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت:

1-  روز یکشنبه  ششم  اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.

2-  روز دوشنبه  هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.

3-  روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.

  بدیهی است چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل  واز 1/1/1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم.

   درپایان ازهمه ی همکاران فرهنگی ونهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند ، سپاسگزاری می نماییم.   

درضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه وتوزیع به موقع آن مارا در اطلاع رسانی یاری فرمایند.

                                         به امید پیروزی وموفقیت روز افزون

کانون صنفی معلمان ایران

یکم اردیبهشت1388

 برای مشاهده  تصویر بیانیه  کلیک کنید

+ نوشته شده در  88/02/08ساعت 17:52  توسط مهرداد آذر تاش  | 

 دراین روزمناطق گوناگون شهرتهران دوشهرهای :اسلامشهر،کرج،پاکدشت،دیواندره ،کوهدشت، خمینی شهرو میاندوآب ،استانهای کرمانشاه، یزد، اصفهان، فارس، خراسان، کردستان، لرستان، بوشهر،اردبیل،آذربایجان شرقی،همدان،بخشهایی ازاستان هرمزگان وبسیاری ازاستانهای کشورمعلمان ازحضوردرسرکلاس های درس خودداری کردند.  

برپایه ی بند دوم بیانیه ی کانونهای صنفی، معلمان ایران روزدوشنبه 7اردیبهشت1388 اعتصابات گسترده ای رابه اجرادر آوردند. 

   گزارشات رسیده ازاین حکایت دارد،که معلمان عصبانی،کانون هارابه خاطر دادن بیانیه های نرم سرزنش کرده اند،وازآنان خواسته اند،که دستوراعتصبات و تجمعات بیشتری راصادرنمایند.    

    دراین روزمناطق گوناگون شهرتهران وشهرهای :اسلامشهر،کرج،پاکدشت،دیواندره ،کوهدشت، خمینی شهرو میاندوآب ،استانهای کرمانشاه، یزد، اصفهان، فارس، خراسان، کردستان، لرستان، بوشهر،اردبیل،آذربایجان شرقی،همدان،بخشهایی ازاستان هرمزگان وبسیاری ازاستانهای کشورمعلمان ازحضوردرسرکلاس های درس خودداری کردند.  

   همچنین معلمان بسیاری ازمدارس کشوردراجرای بندسوم بیانیه، بسیارجدی و مصمم هستند. وچشم به راه بیانیه ی دیگرکانون هابرای استقبال از هفته ی معلم می باشند. 

گزارشات بعدی در صورت رسیدن در این سایت آورده خواهد شد.   

    اسلامشهر: آقای مرادی معاونت تربیتی این اداره در ساعت 10 خود را به جمع معلمان اعتصاب کننده رساند،و پس از احترام فراوان گفت :حرف شما به حق،من خودم معلم هستم درد شما را درک می کنم،اما در این حرکت باید مواظب باشیم،که از حق دیگران مایه نگذاریم،ببینیم که این ساعتی که ما در اعتصاب هستیم حق ماست یا حق دانش اموز؟ 

   پس از سخنان آقای مرادی یکی از معلمان در پاسخ  گفت:چرا هنگامی که سخن از حق وحقوق معلم وحق و حقوق ملت است،همه شرع و اخلاق و وجدان شان به درد می آید؟ اما در قانون شکنی های مسئولین هیچ کس صدایش در نمی آید؟ آیا کشاندن دانش آموز و تعطیل کردن مدرسه برای استقبال از افراد سیاسی حق است؟ قانون است؟ دستورشرع است؟چرا در اینگونه مواردشماها کوچکترین انتقادی نمی کنید؟ یا کسی جرات انتقاد ندارد؟ دانش آموز 12 ساله چرا باید مدرسه را برای گوش دادن به حرف یک فرد سیاسی ترک کند؟چرا آنجا شماها حرفی نمیزنید و دانش اموز را ابزار دست خودتان می دانید،اما در اینجا مدافع حقوق او می شوید؟

آقای مرادی گفت: آن یک مسئله ی ملی ودینی است،شما مسائل را با هم قاطی نکنید.  

    همکار دیگری در پاسخ آقای مرادی گفت: آیا تبلیغ برای برنده شدن یک فرد مسئله ی ملی است،اما حقوق 1 میلیون معلم،یک میلیون همسرمعلمان،ونزدیک به 4 میلیون فرزندان آنان که جمعا 6میلیون انسان می شود،یک مسئله ی ملی نیست؟استاندارد نبودن کلاس ها،گرفتن پول از دانش آموزان و زیر پا گذاشتن اصل 30 قانون اساسی مسئله ی ملی نیست؟   

دوشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 1:59 PM

علی رغم جو سرکوب حاکم در شهرستان الیگودرز وفشارهای ایجاد شده از طرف مدیریت و حراست آموزش وپرورش این شهرستان معلمان در تعدادی از مدارس این در ششم وهفتم اردیبهشت به بیانیه کانون معلمان ایران پاسخ مثبت دادند.

دیواندره

 با سلام امروز بیشتر مدارس شهرستان دیواندره در تحصن بودند مدارس ابن سینا، کاردانش امیر کبیر، صیاد شیرازی با هنر ،رجایی و دکتر حسابیاز جمله‌ی این مدارس بودند. 

میاندوآب:   

 

درپی اجرای بند دوم بیانیه ی کانون هادر شهر میاندوآب مدارس فروغی،رسالت،امام خمینی،احمد خمینی،آیت الله طالقانی،ابوعلی سینابطور کامل دراعتصاب بوده اند،وسایر مدارس رفته رفته به اعتصابات پیوسته اند،این در حالی بود که مسئولین آموزش وپرورش میاندوآب در بسیاری از مدارس حضور یافته وکوشیدند،معلمان را وادار به حضور در کلاس نمایند اما این اقدامات هیچگاه موثر واقع نشد. پیش بینی می شود،فردا بیشتر مدارس میاندوآب به تعطیلی کشیده شود.   

 لرستان:

 

دوشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 11:13 PM

امروز هفتم اردیبهشت  دبیران غیرتمنددبیرستانهای امام خمینی ،شهیدکاظمی ،پیش دانشگاهی علامه مجلسی ،فاطمه الزهرا وتعدادی ازمدارس راهنمایی شهرستان الیگودرز پابه پای بقیه معلمان درسراسر کشورازحضوردرکلاس درس خودداری کردند.   

کرج:

  امروزدوشنبه 7 اردیبهشت ماه 1388 اداره ی اطلاعات غرب تهران آقای مختار اسدی را طی یک تماس تلفنی به اداره ی اطلاعات احضارکرد،برابر این احضاریه فردا ساعت 8 صبح آقای مختار اسدی عضو کانون صنفی معلمان ایران،تهران بایستی خود را برای یک گفت وگوی دوستانه(به گفته ی احضار کنندگان) به این اداره معرفی کند. 

    آقای مختار اسدی اهل سنندج و ساکن شهرستان کرج می باشد،وی در اعتصابات 1386 برای دو سال به اطراف رباط کریم تبعید شد،مختار دارای مدرک فوق لیسانس علوم تربیتی ولیسانس زبان انگلیسی می باشد.  

 شهریار: 

بند دوم بیانیه کانون در برخی از مدارس ناحیه یک شهریار  مورد استقبال قرار گرفت و همکاران شرکت کننده  در تحصن بر ادامه اعتراض تا رسیدن به حقوق خود تاکید کردند.  

  

کرمانشاه : 

تهدیدهادراستان کرمانشاه آغازشد،حراست و اطلاعات چندتن ازمعلمان واعتصاب کنندگان را به زندان،احضار،بازداشت وبازنشستگی اجباری تهدید کردند.همکاران می گویند این تهدیدها کوچکترین خللی در اراده ی ما ندارد.  

 

خبر ویژه از شیراز:

  آقای خواجه احمدی مسئول بازرسی ناحیه ی حیراز از شهرستان شیراز با حضور در جمع معلمان مدرسه ی بوعلی ابراز داشته است: " من با حقوق 400 هزار تومان هم خانه خریده ام،هم ماشین خریده ام،و هم به گردشگری پرداخته ام،وبا 400هزار تومان به راحتی وبدون مشکل می توان زندگی کرد."

   دراین راستا یکی ازمعلمان این مدرسه به این سخن خواجه احمدی به شدت اعتراض نموده،واین موضوع راغیرممکن وبرای فریب افکارعمومی معلمان دانسته است.

  درشیرازبسیاری ازمدیران تهدید شده اند،نیروهای گشتی پلیس به شدت دررفت وآمد بوده اند، ومنطقه ی اطراف مدارس رازیرنظرداشته اند،پیش بینی می شودمدارس شیراز فردا به خاطر نیامدن معلمان تعطیل باشد. این درحالی است که فضای رعب و وحشت برمسئولین شیرازحاکم است.ونگرانی های شدیددرمیان مسئولین شنیده می شود.

از میان مدارسی که اعتصاب به شدت حاکم بوده است ،میتوان: خراجی،شهیدرضایی،مدرس،امام خمینی؛بوعلی،ملاصدرا،ابن سیناو....را نام برد.

    بنا به گزارش رسیده از شیراز بسیاری از معلمان ،مراتب نگرانی خود را از کانون صنفی فرهنگیان شیراز بیان نموده و خود را تابع بیانیه های کانون صنفی معلمان ایران دانسته اند. 

 

خمینی شهر: احضار عبدالرسول عمادی به هیات بدوی تخلفات اداری استان اصفهان

به نام خداوند جان و خرد

    با وجود احکام سنگینی که برای اعضای کانون شهرستان خمینی شهر صادر و اجرا شده بود و همچنین احضار آقای عبدالرسول عمادی به هیات رسیدگی به تخلفات اداری قبل از اجرای بیانیه و جلسه ای که با مدیران منطقه خمینی شهر در روز جمعه برگزار شد که آقایان مهره کش و رستمی از اعضا رسیدگی به تخلفات اداری استان اصفهان مطالبی را در جلسه مذکور ایراد نمودند، استقبال فرهنگیان خمینی شهر از بیانیه کانون صنفی معلمان ایران بسیار گسترده بود و بیشتر مدارس این شهرستان تعطیل و معلمین از حضور در کلاس درس خودداری نمودند.

+ نوشته شده در  88/02/07ساعت 17:57  توسط مهرداد آذر تاش  | 

اهانت آموزش و پرورش به معلمان



ياري نيوز: مدیریت آموزش و پرورش برخی نواحی شهرستانهای استان تهران از جمله کرج و شهریار، ورامین و اسلامشهر در اقدامی عجیب و اهانت آمیز با ارسال اس. ام.اس هایی از معلمان و کارکنان آموزش و پرورش خواسته است برای دریافت سهمیه سیب زمینی هرچه سریعتر با وسیله نقلیه مناسب به اداره آموزش و پرورش مراجعه نمایند!

در این اس. ام. اس که متن آن در اختیار جمهوریت قرار گرفت، آمده است: با تبریک سال نو، جهت دریافت سهمیه سیب زمینی، همکاران با وسیله نقلیه مناسب به اداره مراجعه نمایند. « مدیریت آموزش و پرورش ناحیه... »

همچنین پیش از آغاز سال نیز از معلمان خواسته شده است برای دریافت سهمیه نخود، عدس و کره نیز به ادارات آموزش و پرورش مراجعه نمایند. برخی منابع خبری آموزش و پرورش به جمهوریت گفتند معلمان از این اقدام به شدت عصبانی شده اند و آن را توهین به خود قلمداد کرده اند ضمن اینکه اقلامی مانند نخود و سیب زمینی هم که به عنوان سهمیه برای معلمان اختصاص داده شده است، به دلیل ماندگی زیاد در انبارها حالت گندیده و کرم خورده داشته است و همین مسئله باعث بروز مشاجره زیاد بین معلمان و دست اندرکاران دولتی این امر شده است.

گفتنی است پیش از آغاز سال هم در استانهای زیادی از کشور سیب زمینی رایگان توزیع شد که باعث بروز طنزگویی هایی میان مردم شد و عده یی آنرا تلاش احمدی نژاد برای خرید رای در ازا پرداخت سیب زمینی رایگان تعبیر کردند! برخی کاندیداهای ریاست جمهوری از جمله میرحسین موسوی به شدت از این اقدام دولت انتقاد کرده اند و دولت را به ترویج فرهنگ گداپروری و اهانت به مردم متهم کرده اند. پیش از موسوی هم شخصیت هایی مانند هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و حسن روحانی از ترویج فرهنگ گداپروری و اقتصاد صدقه یی از سوی دولت احمدی نژاد انتقاد کردند و آنرا اهانت به مردم ایران دانستند.

+ نوشته شده در  88/01/17ساعت 19:41  توسط مهرداد آذر تاش  | 

پيام اوباما بمناسبت نوروز


20/03/2009

سخنان  باراک اوباما
جشن نوروز
واشنگتن دی سی
۲۰ مارس ۲۰۰۹

امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.

من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.

نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.

برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.

در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.

پس این فصلی برای آغازی نو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.

ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.

شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید – اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.

بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همه در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.

من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم: 

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم.

سپاسگزارم. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.

 

*************************************************

Remarks of President Barack Obama
Celebration of Nowruz
Washington, DC
March 20, 2009

Today, I want to extend my very best wishes to all who are celebrating Nowruz around the world. This holiday is both an ancient ritual and a moment of renewal, and I hope that you enjoy this special time of year with friends and family.

In particular, I would like to speak directly to the people and leaders of the Islamic Republic of Iran.

Nowruz is just one part of your great and celebrated culture. Over many centuries, your art, music, literature and innovation have made the world a better and more beautiful place. Here in the United States, our own communities have been enhanced by the contributions of Iranian-Americans. We know that you are a great civilization, and your accomplishments have earned the respect of the United States and the world.

For nearly three decades, relations between our nations have been strained. But at this holiday, we are reminded of the common humanity that binds us together. Indeed, you will be celebrating your New Year in much the same way that we Americans mark our holidays – by gathering with family and friends, exchanging gifts and stories, and looking to the future with a renewed sense of hope.

Within these celebrations lies the promise of a new day – the promise of opportunity for our children; security for our families; progress for our communities; and peace between nations. Those are shared hopes. Those are common dreams.

So in this season of new beginnings, I would like to speak clearly to Iran’s leaders.

We have serious differences that have grown over time. My Administration is now committed to diplomacy that addresses the full range of issues before us, and to pursuing constructive ties among the United States, Iran, and the international community. This process will not be advanced by threats. We seek, instead, engagement that is honest and grounded in mutual respect.

You, too, have a choice. The United States wants the Islamic Republic of Iran to take its rightful place in the community of nations. You have that right – but it comes with real responsibilities. And that place cannot be reached through terror or arms, but rather through peaceful actions that demonstrate the true greatness of the Iranian people and civilization – and the measure of that greatness is not the capacity to destroy, it is your demonstrated ability to build and create.

So on the occasion of your New Year, I want you, the people and leaders of Iran, to understand the future that we seek. It is a future with renewed exchanges among our people, and greater opportunities for partnership and commerce. It is a future where the old divisions are overcome – where you, and all of your neighbors and the wider world can live in greater peace and security.

I know that this won’t be reached easily. There are those who will insist that we be defined by our differences. But let us remember the words that were written by the poet Saadi (SAH-dee)  so many years ago: “The children of Adam are limbs to each other, having been created of one essence.”

With the coming of a new season, we are reminded of this precious humanity that we all share. And we can once again call upon this spirit as we seek the promise of a new beginning.

Thank you. And Eid-eh (Aid-eh) Shoma (Sho-mah) Mobarak (Mo-bah-rak)

 

+ نوشته شده در  88/01/02ساعت 9:31  توسط مهرداد آذر تاش  | 

خاتمي رفت

با وجود مخالفت هواداران ‏

khatami898.jpg
سرانجام، پنج هفته پس از اعلام رسمي کانديداتوري سيد محمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري دهم در جلسه مجمع ‏روحانيون مبارز، وي با حضور در جلسه ديگر همين تشکل و علي رغم مخالفت گسترده هواداران خود، از رقابت هاي ‏انتخاباتي کناره گيري کرد.‏

اندکي پيش از اعلام رسمي خبر انصراف رييس جمهور سابق، پايگاه خبري مجمع روحانيون مبارز با خبر دادن از تشکيل ‏جلسه اين مجمع به رياست سيد محمد خاتمي آورده بود: "اين جلسه در حالي برگزار شد که‏‎ ‎موضوع انصراف خاتمي به ‏شدت مورد توجه محافل رسانه اي بوده و افکار عمومي منتظر‏‎ ‎بودند از نتيجه اين خبر مطلع شوند‎. ‎‏ در اين جلسه آقاي ‏خاتمي دلايل انصراف خود از انتخابات را توضيح داد و اعضاي‎ ‎مجمع هم در مورد انصراف ايشان بحث و گفتگو کردند و ‏در پايان با راي گيري، اعضاي‎ ‎مجمع بر ادامه حضور آقاي خاتمي در عرصه انتخابات تاکيد کردند‎.‎‏"‏

خبر کناره گيري خاتمي در شرايطي اعلام شد که برخي منابع غير رسمي در تهران، از "نقل قولي" سخن مي گويند كه در ‏روزهاي اخير از سوي‎ ‎يكي از مقامات عالي‌رتبه نظام با واسطه به خاتمي رسانده شده و نقشي مهم را در‏‎ ‎گرفتن اين تصميم ‏داشته است‎.‎

‎بيانيه خاتمي‎

رييس جمهور سابق ديشب بيانيه اي را منتشر کرد که "وب سايت سيدمحمد خاتمي"، محور آن را "تصميم اخلاقي فراتر از ‏کسب قدرت" توصيف کرده است. در اين‎ ‎بيانيه وي در عين حال بر حضور فعال خود در صحنه و تلاش براي اجماع ‏نامزدهاي انتخاباتي‎ ‎تأکيدکرد و افزود که همچنان براي تشويق مردم به‎ ‎شرکت در انتخابات، حضوري فعال خواهد داشت‏‎.‎

خاتمي در بخشي از بيانيه خود يادآوري کرده: "درخواستهاي گسترده‏ي اقشار مختلف و وسيع‎ ‎مردم در سراسر کشور مرا ‏بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به‎ ‎عنوان نامزد اين دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالي ‏که پيش از آن گفته بودم‎ ‎که ترجيح من چنين است تا در موقعيتي غير از مسؤوليت رياست جمهوري دين خود را به‎ ‎مردم و ‏کشور بپردازم و بر اين باور بودم که ديگراني که شايسته اند در عرصه حاضر و‎ ‎فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگاني ‏اعلام حضور کردند و اينک جناب آقاي مهندس‏‎ ‎ميرحسين موسوي هرچند دير، آمادگي خود را براي نامزدي به طور رسمي ‏اعلام کرده‎ ‎اند‎.‎‏"‏

وي سپس با اعلام اين که "همچنان و همواره در کنار مردم از عزت‎ ‎اسلامي، عظمت ايران و سربلندي ايراني در همه حال ‏و در همه جا در حد توان خود دفاع‎ ‎کرده و خواهم کرد" خبر داده: "ضمن تأکيد بر اين نکته که همه ما بايد ميدان و عرصه ‏انتخابات را‎ ‎از بازيگراني که چشم به تفرقه نيروهاي اصلاح طلب و خواستار تغيير دوخته اند بگيريم‎ ‎و همه تلاش خود را ‏براي برگزاري انتخاباتي آزاد و سالم معطوف کنيم، انصراف خود را‎ ‎از نامزدي در انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست ‏جمهوري اعلام مي دارم، اما همچنان‏‎ ‎با همه توان با فعاليت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه اي از آرمانهاي مردم ‏و‎ ‎مسؤوليت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت."‏

خاتمي در پي اعلام خبر فوق، با اشاره عملکرد دولت نهم تصريح کرده: "حرکت اصلاح طلبانه که تباري روشن و پيشينه ‏اي تاريخي دارد،‏‎ ‎حرکتي است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) مي گذرد. آرمانهاي‎ ‎اين حرکت ‏در افقي قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نيست، ولي آنچه بايد به فوريت‎ ‎به آن انديشيد، «تغيير سازنده» در وضعيت ‏کنوني کشور و در روال مديريت آن است. در‎ ‎عين احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشيد ‏به همه آنان، مي‎ ‎گويم که شيوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردي وجود داشته باشد!‏‎ ‎‏) اکنون منجر به ظهور ‏و بروز مشکلات فراوان و اساسي براي انقلاب، کشور و مردم شده است‏‎ ‎که رفع آنها نيز همتي بلند و شکيبايي فراوان مي ‏طلبد. بنابراين در اين برهه حساس‎ ‎انديشيدن به تغيير و تلاش براي تحقق آن، رسالت و وظيفه همه کساني است که به ايران،‎ ‎به مردم و خواسته هاي مبرم آنان و به آرمانهاي انقلاب مي انديشيدند‎.‎‏"‏

او در ادامه، با تاکيد بر لزوم "وحدت و‎ ‎پرهيز از تشتت رأي و تصميم براي همه کساني که گذر از وضع فعلي و رسيدن به ‏وضعيتي‎ ‎بهتر را باور دارند" اظهار داشته: "هنگامي که‏‎ ‎گفتم «يا من يا مهندس موسوي» در عين احترام به همه عزيزاني ‏که در عرصه انتخابات‎ ‎حضور داشته يا خواهند داشت، به اين ظرايف نظر داشتم"؛ "ظرايفي" که در نگاه وي به شرح زير ‏بوده اند:‏‎

‏"اولاً: به اهميت انتخابات،‎ ‎ضرورت پيروزي در آن، لزوم تغيير وضع فعلي در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان ‏و‎ ‎امکان، يکپارچگي نيروهاي تغييرخواه و پرهيز از مخدوش شدن ضرورت هاي فوق با طرح‏‎ ‎گفتمانهاي متفاوت، (ولو ‏يکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقاي‎ ‎موسوي نمي آمدم و حالا نيز نمي مانم‏‎.

ثانياً: جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي‎ ‎داراي شخصيتي اخلاقي، آزادانديش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از ‏سرمايه هاي‎ ‎ارزشمندي است که در موقعيت هاي خطير و حساس، صداقت و شايستگي خود را در خدمت به‏‎ ‎کشور و ملت ‏نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمين‎ ‎آقاي کروبي نيز از نيروهاي ارزش مدار، رنج ‏کشيده پيش و پس از انقلاب، مخلص و شايسته‎ ‎است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنين ديگر عزيزاني ‏که آمدن خود‎ ‎به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نيامدن من کردند، همگي بزرگواران شايسته‎ ‎اند‎.

ثالثاً: بر اين باورم که جناب آقاي مهندس موسوي، براي ايجاد تغيير در شرايط‎ ‎کنوني شايستگي لازم را دارند، هرچند ممکن ‏است تفاوت ها و تمايزهايي در نظر و عمل‏‎ ‎وجود داشته باشد، اما مهم آن است که اين عزيز نيز به آرمانهاي انقلاب و ملت ‏پاي‎ ‎بنداند و از حقوق و آزاديهاي بنيادين و حاکميت مردم بر سرنوشت و مصالح ملي و حيثيت‎ ‎بين المللي کشور به جد دفاع ‏کرده و مي کنند‏‎.

رابعاً: حضور در انتخابات براي‎ ‎پيروزي است، نه يک تفنن پرهزينه و بر اين باورم که ايشان زمينه کسب آراء و انتخاب‎ ‎از ‏سوي مردم را دارند، البته در صورتي که همه ما هوشيارانه و واقع بينانه عمل‎ ‎کنيم‎.

خامساً: آنچه بايد بيش و پيش از هر چيز مد نظر باشد، پيروزي اخلاقي است که‏‎ ‎اگر چنين باشد، نتيجه انتخابات هرچه باشد ‏اخلاق مداران پيروز خواهند بود و شائبه‎ ‎رقابت بر سر قدرت براي من که همواره بر اخلاق تأکيد داشته و دارم،‎ ‎امري است ‏که همه‎ ‎تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقاي موسوي به صحنه آمده اند،‏‎ ‎با اجتناب از هرگونه ‏گفتار يا عملي که موجب تفرقه باشد، نياز به ايجاد فضاي شاداب‏‎ ‎وحدت و همدلي است. هر عملي که به تشتت آراء و ‏اختلاف نظر خواستاران «تغيير» - در هر‏‎ ‎جبهه و جناحي که باشند- بيانجامد، در پيشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت ‏نخواهد‎ ‎بود‎.‎‏"‏

اين روحاني اصلاح طلب سپس متذکر شده: "من به حکم وظيفه اخلاقي و براي پرهيز از هرگونه پراکندگي در آراء و با‏‎ ‎ايمان کامل به توان و مرجعيت مردم که «ميزان» رأي آنان است و بايد آرائشان در حد‎ ‎امکان به نقطه واحدي سوق داده ‏شود، از صحنه نامزدي انتخابات کنار مي کشم تا به ياري‎ ‎خداوند تغيير و بهبود اوضاع بهتر و کم هزينه تر در دسترس ‏قرار گيرد و با اين کار مي‎ ‎کوشم تا امکان بهره برداري سوء را از کساني که پيروزي خود را در القاء اختلاف و نيز‎ ‎تشتت ‏آراء در جبهه گسترده خواستاران تغيير مي جويند بگيرم‎.‎‏"‏

خاتمي در پايان با درخواست "از همه‎ ‎افراد و شخصيت ها و گروههاي فعال در عرصه انتخابات" مبني بر اين که "با تأکيد ‏بر موازين‎ ‎اخلاقي و پرهيز از واکنشهاي احساسي راه را بر هرگونه پيش داوري و سوء تفاهم ببندند‏‎ ‎و چشم اندازي نو براي ‏تأثيرگذاري در سرنوشت انتخابات پيش رو بگشايند" آورده: "به برادران‎ ‎عزيزم آقايان کروبي و موسوي نيز صميمانه ‏عرض مي کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را‏‎ ‎با تفاهم چنان مديريت کنند که خداي ناخواسته به تفرقه و تشتت نيانجامد و ‏مي دانم که‏‎ ‎اين عزيزان همه تلاش خود را در اين راه به کار خواهند برد."‏


‎پيش از انصراف‎

پيش از اعلام رسمي انصراف خاتمي، برخي رسانه هاي داخلي و به ويژه تريبون هاي متعلق به جناح راست خبر از آن داده ‏بودند که محمد خاتمي احتمالاً دوشنبه با انتشار بيانيه اي به نفع ميرحسين موسوي از انتخابات رياست جمهوري انصراف ‏مي دهد.‏

احتمال کناره گيري محمد خاتمي زماني پر رنگ تر شد که محمد علي ابطحي، يکي از نزديک ترين مشاوران خاتمي ‏دوشنبه عصر در وبلاگ شخصي خود از انصراف خاتمي ظرف "چند ساعت آينده " نوشت و در عين حال خاطرنشان کرد ‏که تصميم رئيس دولت هفتم و هشتم مبني بر کناره گيري، پس از آن اتخاذ شده که در جلسه روز يکشنبه موسوي و خاتمي، ‏ميرحسين موسوي بر ادامه کانديداتوري خود تاکيد کرده است. ابطحي در مطلب خود با "اخلاقي" خواندن تصميم رييس ‏جمهور سابق تصريح کرد که "آقاي خاتمي صحنه رقابت را براي آقايان مهندس موسوي و کروبي باز مي‌گذارد". وي در ‏عين حال تاکيد کرد که "شوک" ناشي از کناره گيري خاتمي" خيلي فراگير تر" از تصوربوده است.‏

‎ ‎خاتمي سي و پنج روز پس از اعلام کانديداتوري اش در بيست و يکم بهمن، در حالي از انتخابات کنار خواهد کشيد که از ‏يک هفته پيش و پس از اعلام نامزدي مير حسين موسوي، نخست وزير سابق ايران، گمانه زني ها مبني بر احتمال انصراف ‏خاتمي به نفع وي مطرح شده بود.‏

برخي کارشناسان سياسي تصميم رئيس جمهور سابق را در راستاي "تحقق وعده اي" دانسته اند که او پيش از اعلام نامزدي ‏اش داده بود. رئيس جمهور منتخب دوم خرداد 76، اوايل زمستان سال جاري در حالي که ‏‎ ‎از سوي افکار عمومي، رسانه ‏ها و طرفدارانش براي اعلام هر چه زودتر کانديداتوري تحت فشار بود در اظهاراتي گفت: "يا من مي آيم يا مير حسين ‏موسوي". ‏

اندکي بعد خاتمي اعلام کانديداتوري کرد؛ آن هم در حاليکه موسوي با چراغ خاموش فعاليت هاي انتخاباتي خود را آغاز ‏کرده بود؛ فعاليت هايي که سر انجام در روز بيست اسفند با انتشار بيانيه رسمي موسوي، به نامزدي در دهمين انتخابات ‏رياست جمهوري منجر شد. کانديداتوري مهندس موسوي، خاتمي را بر آن داشت تا علي رغم تلاش نزديکانش در حزب ‏مجاهدين و مشارکت و همچنين مجمع روحانيون مبارز براي تغيير دادن نظر وي، وعده خود را عملي کند تا روشن شود که ‏از ميان او و ميرحسين موسوي، تنها يک نفر کانديدا خواهد شد. ‏

‎مصالح جريان اصلاحات‎

در واکنشي به کناره گيري خاتمي از رقابت هاي انتخاباتي، حسن رسولي در گفتگو با ايسنا ضمن رد اين خبر که ‏فعاليت‌هاي ستاد‎ ‎انتخاباتي سيدمحمد خاتمي به ميرحسين موسوي واگذار خواهد شد تاکيد کرد: " آقاي ميرحسين موسوي ‏خود ستاد‎ ‎انتخاباتي دارند". معاون مدير عامل بنياد باران همچنين انصراف خاتمي را در راستاي "مصالح ملي" و "مصالح ‏جريان اصلاحات" ارزيابي کرد.‏

در همين ارتباط علي تاجرنيا، عضو شوراي مركزي مشاركت نيز در گفتگو با ايلنا، دليل كناره‌گيري را "هدف والاي او ‏در حوزه سياست و اخلاق" بر شمرد و در عين حال تاکيد کردکه: " انصراف او احتمال پيروزي و برد اصلاح‌طلبان (در ‏دور اول انتخابات) را از بين مي‌برد". در مقابل دبير کل مجمع نمايندگان ادوار ضمن آنکه تصميم خاتمي را " نوعي گذر از ‏خويش براي اصلاحات" توصيف کرد، در عين حال افزود: " كناره‌گيري خاتمي نمي‌تواند به نفع جريان اصلاحات باشد". ‏يدالله اسلامي که معتقد است رفتن خاتمي از صحنه انتخابات "شرايط جديدي" را به وجود آورده، خاطرنشان کرد:" روش‌ها ‏و تصميم‌ها هم با اين وضعيت تغيير خواهد كرد."‏

با اين وجود و در حاليکه تا لحظه انتشار رسمي بيانيه انصراف، تمام شواهد حکايت از کناره گيري خاتمي از انتخابات ‏داشت، طرفداران عمدتا جوان وي تا آخرين دقايق به فعاليت هاي خود براي منصرف کردن خاتمي از کناره گيري ادامه ‏دادند. در همين ارتباط آنها ابتدا وبلاگي با عنوان خاتمي بماند تاسيس کردند و از وبلاگ نويسان خواستند با امضاي آن از ‏اين سياستمدار طرفدار توسعه سياسي و آزادي هاي اجتماعي بخواهند در عرصه انتخابات باقي بماند.‏

آن ها همچنين دست به ابتکار ديگري زدند و با اعلام يک شماره ارسال پيام کوتاه، از تمام آنهايي که خواستار باقي ماندن ‏خاتمي در رقابت رياست جمهوري هستند درخواست کردند با فرستادن اس ام اس، پيغام خود با محمد خاتمي در ميان ‏بگذارند.‏

اين در حالي است که سخنگوي پويش حاميان خاتمي نيز هفته گذشته پس از اعلام نامزدي ميرحسين موسوي، با انتشار نتايج ‏يک نظرسنجي خبر از آن داد که 94 درصد طرفداران خاتمي "مخالف" کناره گيري او هستند.‏

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 22:41  توسط مهرداد آذر تاش  | 

اخبار متناقض درباره ترور مقام قضايي

 
ضارب: تحصيل کرده، از اشرار با سابقه، قبلا ساکن آمريکا - سه شنبه 27 اسفند 1387

احمدرضا تولائي معاون دادستان و سرپرست دادستاني ناحيه يک اصفهان و رييس ستاد حفاظت اجتماعي اين شهر ‏صبح دوشنبه 26 اسفند در نزديکي محل کارش هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.‏

خبرگزاري مهر در ساعت اوليه گزارش داد که احمدرضا تولايي‎ ‎‏"ساعت هفت صبح دوشنبه در دفتر کاري خود ‏واقع در خيابان 22 بهمن، مجمع اداري امير کبير با شليک سه گلوله ترور شد." اين گزارش افزود که‎ ‎‏"ضارب ‏نيز دستگير شده و سه پوکه فشنگ در محل ترور پيدا شده که يکي از اين گلوله ها به شقيقه تولايي اصابت کرده و ‏موجب مرگ وي شده است‏‎.‎‏"‏

رييس دادگستري استان اصفهان نيز همزمان‏‎ ‎‏"با تاييد خبر ترور معاون دادستان اصفهان، اعلام كرد كه فرد ‏ضارب دستگير شده و به زودي محاكمه مي‌شود‎.‎‏" غلامرضا انصاري به ايسنا گفت که‏‎ ‎‏"احمدرضا تولايي، معاون ‏دادستان اصفهان و سرپرست مجتمع شماره يك صبح دوشنبه در هنگام ورود به محوطه دادسرا توسط يكي از ‏ارباب رجوعان مورد هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسيد‎.‎‏"‏

وي با اشاره به تحقيقات اوليه از ضارب معاون دادستان اصفهان گفت:‏‎ ‎‏"وي در اعترافات اوليه‌اش داشتن پرونده ‏خانوادگي در اين دادسرا را علت اقدامش عنوان كرده و گفته است كه همسرش در اين دادسرا از او طلاق گرفته، ‏و در همين دادسرا نيز از پدر و مادرش به لحاظ اختلافات شكايت كرده است‎.‎‏" انصاري در عين حال تاکيد کرد که‏‎ ‎‏"پرونده اين ترور در شعبه پنجم دادسراي اصفهان تشكيل شده و به زودي اين ضارب با صدور كيفرخواست ‏محاكمه مي‌شود‎.‎‏"‏

ساعتي بعد دادستان اصفهان ضارب معاون خود را از‏‎ ‎‏"اشرار باسابقه" معرفي کرد و به خبرگزاري ايسنا گفت‏
‏"احمدرضا تولايي، به دست يکي از افراد شرور و سابقه دار و داراي پرونده‌هاي متعدد کيفري در رابطه با ‏موادمخدر و نزاع و درگيري، در حال عزيمت به محل خدمت ناجوانمردانه به شهادت رسيد‎.‎‏"‏

محمدرضا حبيبي همچنين خطاب به‎ ‎‏"افراد شرور" گفت:‏‎ ‎‏"اين افراد بدانند اين‌گونه اقدامات کور و ضدانساني نه ‏تنها در عزم و اراده قضات شريف در انجام وظيفه خللي وارد نمي‌كند بلکه آنان را در برخورد قاطع با قانون ‏شکنان و تبهکاران مصمم‌تر مي‌سازد‎.‎‏"‏

خبرگزاري ايسکا نيوز نيز از اصفهان گزارش داد ضارب معاون دادستان اصفهان دستگير شده و افزود"اين ‏جاني عنوان کرده همسر پيشينش در همين دادسرا از او طلاق گرفته و از احمدرضا تولايي کينه به دل داشته ‏است."‏

‎ضارب 53 ساله،‏‎ ‎تحصيل کرده امريکا‎

مقام هاي قضايي تاکنون اسم و مشخصات ضارب معاون دادستان اصفهان را اعلام نکرده اند اما سايت‎ ‎‏"عبرت"‏‎ ‎يک سايت غير رسمي نزديک به نيروي انتظامي، عصر روز گذشته گزارش داد که صبح دوشنبه در حالي که ‏معاون دادستان اصفهان‎ ‎‏"وارد محوطه داسراي شماره 1 واقع در مجتمع 22 بهمن شده و در حالي که پياده در حال ‏تردد بوده مردي 53 ساله بنام ج- ه راه وي را سد کرده و با نشان دادن اوراقي از وي مي خواهد که در خصوص ‏مشکلي پاسخگو باشد و متعاقب آن و بدون هرگونه فرصتي دو قبضه اسلحه کمري را از زير پيراهن خود خارج و ‏به سمت سر وي شليک مي کند."‏

بنابر اين اين گزارش‎ ‎‏"ضارب بلافاصله پس از شليک، سلاحهاي خود را به اطراف پرتاب کرده و در حالي که در ‏محاصره حاضرين قرار مي گيرد خود را تسليم مي کند."‏

سايت عبرت افزوده که "فرد مورد نظر قبلا نيز در خصوص پرونده خود و برادرانش به معاون دادستان مراجعه ‏کرده بوده و تولايي نيز راهنمايي لازم را به وي ارائه مي کند، اين مرد 53 ساله ساکن اصفهان که اصالتا اهل ‏حوالي نجف آباد بوده است، چند سال پيش از همسرش جداشده بوده و فرزندان وي نيز به همسرش سپرده شده ‏بودند اما اين مسئله هيچ ارتباطي با مسئوليت قاضي تولايي نداشته است."‏

اين سايت نزديک به نيروي انتظامي همچنين مدعي شد: "ضارب 53 ساله تحصيلکرده بوده و مدتي را نيز در ‏کشور آمريکا سکونت داشته و سپس به کشور باز مي گردد و بدليل اقدامات خلافکارانه اش با خانواده دچار مشکل ‏مي شود."‏

اما دادگستري اصفهان با انتشار اطلاعيه اي در سايت رسمي خود اعلام کرد که "بنا بر اطلاعات رسيده، اين ‏ترور با شليك چند گلوله صورت گرفته و هنوز اطلاع دقيقي از انگيزه و علت ترور اين مقام قضايي اصفهان به ‏دست نيامده است. اخبار و اطلاعات مربوطه در خصوص چگونگي اين ترور به محض دريافت به اطلاع خواهد ‏رسيد."‏

سايت رسمي دادگستري اصفهان همچنين معاون کشته شده دادستاني اصفهان را "متولد 1347، كارشناس ارشد ‏حقوق جزا و جرم شناسي" معرفي کرده که از 12 اسفند 73 تاکنون در سمت هايي چون رييس دادگستري ‏شهرستان برخوار و ميمه فعاليت کرده و در آخرين سمت علاوه بر معاونت دادستاني و رياست ناحيه يک دادستاني ‏اصفهان، رياست ستاد حفاظت اجتماعي در اصفهان را بر عهده داشته است.‏

‎هنوز سرنخي از قاتلان شريفي نيست‏‎

پيش از اين در 24 دي ماه امسال معاون دادستان اهواز از کشته شدن قاضي امراله شريفي يکي از قضات ‏رسيدگي کننده به پرونده مفاسد اقتصادي در خوزستان خبر داد و افزود که وي روز 24 دي "در حالي كه از محل ‏كار به سوي خانه مي‌رفت، از طرف افراد ناشناس هدف چند گلوله قرار گرفت."‏

بهرام رشته احمدي همان روز به خبرگزاري ايسنا گفت که "قاضي امراله شريفي به پرونده‌هاي مهم مفاسد ‏اقتصادي و زمين خواري رسيدگي و احكام قاطعي صادر كرد." ‏

با گذشت دو ماه از اين ماجرا اما معاون دادستان اهواز در 5 اسفند به خبرنگاران گفت "هر چند پليس آگاهي ‏خوزستان با جديت پرونده قاضي شريفي را پيگيري مي‌كند ولي هنوز سرنخ قابل توجهي به دست نيامده است."‏

عباس جعفري دولت ابادي رييس کل دادگستري خوزستان نيز چندي پيش از ارتباط احتمالي قتل قاضي شريفي با ‏پرونده هاي زمين خواري در خزستان خبر داد و گفت "مجرمان پرونده هاي اقتصادي اعم از زمين خواري، ‏اختلاس و رشوه خواري و نظاير آن افرادي هستند که با توانايي تمام وارد اين مسير مي شوند."‏

روز 11 مرداد سال 84 نيز در تهران حسن مقدس معاون دادستان تهران و رييس دادسراي مفاسد ارشاد که ‏رسيدگي به پرونده هاي اخلاقي مي پردازد، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.‏

مقام هاي قضايي ابتدا کشته شدن معاون دادستان تهران را "ترور" توصيف کردند اما در نهايت دو جوان به ‏اسامي"حسين کاووسي فر"، و برادر زاده اش به نام"مجيد کاووسي فر" را به عنوان قاتل حسن مقدس دستگير و ‏در صبح 11 مرداد 86 درست دو سال پس از کشته شدن حسن مقدس در مقابل دادسراي ارشاد و در ملا عام به ‏دار مجازات آويختند.‏

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 22:40  توسط مهرداد آذر تاش  | 

سروش: ورود عرفان به سياست هلاکت آور است

«عبدالکريم سروش» معتقد است؛ «در جامعه يي که دروغ، مال اندوزي، حسدورزي و غيبت کردن حاکم باشد، نزاع در آن جامعه بالا مي گيرد.»اين محقق و پژوهشگر ديني که به مناسبت سالگرد ترور سعيد حجاريان در مراسمي با عنوان نفي خشونت در دفتر جبهه مشارکت سخن مي گفت با اشاره به مقاله سعيد حجاريان که در قسمتي از آن آورده شده بود «پاره يي از آدميان عقدهخود پيامبربيني دارند»، گفت؛ «متاسفانه اين موضوع را در کشور خود شاهد هستيم و اين رويکرد ناگوار همچنان در جامعه ما حکمفرماست.» اين استاد دانشگاه ورود عرفان به سياست را ورودي هلاکت آور دانست و گفت؛ آميخته شدن عرفان و سياست توالي خطرناکي داشته است.سروش با بيان اينکه کساني که عقده خود خدابيني دارند به خشونت روي مي آورند، اظهار داشت؛ افرادي که پا در کفش خدا مي کنند و رداي الوهيت مي پوشند از دايره بشريت و انسانيت خارج مي شوند. وي با بيان اينکه افراد به چند گونه مبتلا به خودخدابيني مي شوند، گفت؛ يکي از جنبه هاي خودخدابيني اين است که افراد دست طمع در الوهيت بزنند و به ستايش انسان ديگر بپردازند و اين ستايش را تکليف خود مي دانند. وي تصريح کرد؛ اولين کاري که بايد براي نفي خشونت انجام شود اين است که جامه پيامبري و خدايي از تن بيرون آورده شود. سروش با اشاره به «اخلاق حافظي» تاکيد کرد؛ اخلاق حافظي بهترين روش براي حاکم شدن اخلاق در جامعه است و اينکه گفته مي شود اخلاق حافظي غيرديني است به هيچ وجه صحيح نيست زيرا حافظ با مطالعه دقيق دين بهترين روش ها را براي حاکم شدن اخلاق به ارمغان آورده است. وي تصريح کرد؛ زبان حافظ بهترين درمان براي جامعه کنوني ماست. سروش با اشاره به اين بيت حافظ «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا» گفت؛ متاسفانه اکنون ما با دوستان خود هم مدارا نداريم و در حال درگيري هستيم و يکي از مهم ترين اصل ها براي من اين است که رفتاري که تعارض ها را کم مي کند اخلاقي تر است و رذيلت ها عموماً آن چيزهايي است که آدمي را با خود يا با ديگري به جدال مي افکند. وي خاطرنشان کرد؛ انساني که در اين جهان با خود و ديگران در حال نزاع است پيشاپيش در خود جهنمي دارد و اين جهنم را با خود به آن دنيا هم مي برد. سروش با تاکيد بر اينکه به مدارا و مروت حاجت داريم هم حاجت اين جهاني و هم حاجت آن جهاني با طرح اين پرسش که چرا همچنان خشونت در جامعه در جريان است، گفت؛ «روانشناسان اعتقاد دارند ريشه خشونت در فطرت آدمي است و اين افراد به هر طريقي حاضر به حذف رقيب هستند.»سروش با بيان اينکه کساني که رقيب را برنمي تابند هيچ گاه به عدالت نمي رسند، اظهار داشت؛ روح عدالت همان جمله يي است که در همه اديان وجود داشته و آن اينکه آنچه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم نپسند.

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 6:45  توسط مهرداد آذر تاش  | 

پاسخ مجلس به اخطار قانون اساسي احمدي نژاد:

 

اعتراض حضرتعالي است كه بيشتر به طنز شباهت دارد

در پي انتشار نامه اخطار احمدي نژاد به رئيس مجلس در خصوص فرايند رسيدگي به لايحه بودجه سال 88 كل كشور، علي لاريجاني به مفاد اين نامه پاسخ داد و اخطار رئيس جمهور را فاقد وجاهت قانوني دانست.

به گزارش ايلنا، متن كامل نامه علي لاريجاني بدين شرح است:

جناب دكتر احمدي‌نژاد
رياست محترم جمهوري
با سلام و تبريك ميلاد با سعادت پيامبر گرامي اسلام صلوات الله عليه و امام جعفر صادق (ع)، از اخطار جنابعالي به قوه مقننه، موضوع نامه شماره 243308 مورخ 24 اسفند ماه 1387 ابتدا از طريق رسانه‌ها مطلع گرديدم پيرامون اين نامه نكاتي در خور توجه وجود دارد كه به اطلاع مي‌رساند:
نكته اول: اخطار جنابعالي به دلايل ذيل وجاهت قانوني ندارد:
1- بر اساس اصل 57 قانون اساسي، قواي سه گانه استقلال دارند
2- طبق اصل 91 قانون اساسي تشخيص موارد خلاف قانون اساسي در حوزه تقنين، يعني وظيفه اصلي مجلس،‌منحصرا برعهده شواري محترم نگهبان است و ورود رئيس قوه مجريه دراين عرصه اعتبار قانوني ندارد.
3- استناد جنابعالي در اين اخطار به ماده 15 قانون اختيارات رياست جمهوري مصوب سال 1356 مي‌باشد كه مستند به اصل 113 قانون اساسي قبل از بازنگري است كه در آن اصل تنظيم روابط قواي سه گانه، جزء وظايف رئيس جمهور در نظر گرفته شده بود حال آنكه در بازنگري قانون اساسي، اين اختيارات از رئيس‌جمهوري سلب و به وظايف و اختيارات رهبري اضافه گرديده است (بند 7 اصل 110 قانون اساسي) بر همين اساس وقتي در دولت قبل بحث اخطار به قوه قضائيه و سپس تنظيم لايحه جديداختيارات رياست جمهوري مطرح شد. مطابق بند د، نامه 2944/30/82 مورخ 17/2/82 شوراي نگهبان به رياست مجلس شوراي اسلامي با ايراد شوراي نگهبان مواجه گرديد:
شمول دستگاه‌هاي حكومتي در مورد خبرگان رهبري و شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي و قوه قضائيه و هر مقام و دستگاه ديگري كه قانون اساسي به آنها اختيار و وظيفه داده است نسبت به تشخيص، برداشت، نوع، كيفيت اعمال اين اختيار و مسئوليت، خلاف اصول مربوط به قانون اساسي شناخته شد.
بنابر اين استناد به قانون مصوب سال 1356 جهت اخطار به مجلس شوراي اسلامي وجاهت ندارد.
نكته دوم: علاوه بر قانوني نبودن اخطار، موضوع اخطار نيز كه به تغييرات لايحه بودجه ضمن بررسي در مجلس مربوط مي شود وجاهت قانوني ندارد.
طبق اصل 71 قانون اساسي مجلس شوراي اسلامي در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسي مي‌تواند قانع وضع نمايد، و وفق اصل 52 قانون اساسي بودجه سالانه كل كشور به ترتيبي كه در قانون مقرر مي شود از طرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم مي‌گردد و هر گونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود وهمچنين ماده 145 آيين‌نامه مجلس تصويب و تغيير يا تكميل هر طرح و يا لايحه‌اي را در حوزه اختيارات كميسيون‌ها و مجلس قرار داده است. لذا لوايح دولت از جمله لايحه بودجه و طرح‌هاي نمايندگان در مسير بررسي، تصويب يا رد مي‌شود و يا با اصلاح و تغيير و تكميل تصويب مي شود و به ندرت عينا تصويب مي‌گردد لذا اگر مصوبه با قانون اساسي يا شرع مقدس تغايري داشته باشد، شوراي محترم نگهبان مسئول اظهار نظر است وحتي اگر مجلس به دلايل مختلف مصلحت كشور را در همان مصوبه بداند مجمع تشخيص مصلحت نظام نظر نهايي خواهد داد لذا اين موقف نمي‌تواند محل ايراد رئيس‌جمهور باشد و پس از تصويب نهايي لازم‌الاجرا است البته اگر دولت در عمل به مشكلي برخورد كند مي‌تواند اصلاحيه تقديم مجلس نمايد و اجازه جديدي درخواست كند.
اينجانب به عنوان رئيس مجلس، حتي اگر از حيث كارشناسي بامصوبه‌اي مخالف باشم طبق ماده 17 قانون آيين‌نامه داخلي مجلس وظيفه دفاع از اجراي قانون و حفظ منزلت مجلس را بر عهده دارم و اين امر به دليل ايجاد عدالت در كشور است كه محور آن قانون است، بنده نه اين مصوبه ونه هيچ تصميم بشري ديگري را چه لايحه دولت باشد و چه مصوبه مجلس، مصون از خطا نمي‌دانم ولزومي هم نمي‌بينم كه از جزييات بودجه مصوب دفاع كنم چه اين حق مجلس است و مطابق اصل 71 قانون اساسي مجلس شوراي اسلامي در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسي مي‌توان قانون وضع كند، و تغاير يا عدم تغاير مصوبات مجلس با قانون اساسي نيز با شوراي نگهبان است كه پس از طي مراحل همه بايد مطيع قانون باشد ولي براي آنكه نشان دهم دعاوي مطرح شده علاوه بر اينكه مرجع قانوني در تعيين آنها مجلس است از مبناي عقلاني كافي نيز برخوردار است به چند نمونه اشاره مي‌كنم.
نمونه نخست: در زمينه تغييرات زياد در لايحه كه ادعا شده است شكل لايحه به طرح تبديل گرديده متاسفانه واحد در نظر گرفته شده توسط جنابعالي كاملا غيرمتعارف است چه در لايحه بودجه خلاف سنوات گذشته 1190 پروژه ملي را به استاني تبديل شده بود كه مجلس به دلايل متعدد آن را به جايگاه پروژه‌هاي ملي بازگرداند و جنابعالي اين تصميم را 1190 تغيير لحاظ نموده‌ايد و همين طور حدود 300 مورد تغيير مربوط به حذف رديف دستگاه‌ةاي مختلف در لايحه دولت مي‌باشد كه نظير سال گذشته مجلس آن رديف‌ها را احيا نمود.
نمونه دوم: در زمينه هدفمند كردن يارانه‌ها، دولت لايحه‌اي مستقل تقديم مجلس شوراي اسلامي نمود كه د آن سه سال براي اجرا در نظر گرفته شده است و نشان مي‌دهد اين لايحه از جنس اقدامات يكساله (بودجه سالانه) نيست و همانگونه كه مطلعيد مجلس بيش از سه ماه قبل از تقديم لايحه، كميسيون ويژه‌اي را مشخص نمود وتا كنون با حضور وزرا، و مسئولين مربوطه صدها ساعت وقت صرف بررسي طرح تحول و اين لايحه نموده است و نمايندگان مجلس نمي‌توانستند در قالب رسيدگي به لايحه بودجه؛ بررسي لايحه مهم فوق‌الذكر را از نيمه راه قطع نمايد و زيرا بسياري از نمايندگان ومتخصصين كه همگي بر تاثيرات شديد تورمي آن اذعان دارند در مورد زواياي مختلف آن ابهام داشتند مخصوصا در شرايطي كه صنايع و كشاورزي كشور نيازمند مساعدت جدي هستند تا دچار ركود بيشتر نشوند. مجلس مصلحت ندانست كه در اين مقطع موضوع را بدون كارشناسي وارد بودجه سال آينده نمايند ضمن اينكه حضرتعالي در نامه شماره 227164 مورخ 4/12/87 اصلاحيه‌اي را به مجلس ارسال نموديد كه در آن آورده ايد:ژ
با توجه به همزماني بررسي لايحه بودجه سال 1388 كل كشور و لايحه هدفمندسازي يارانه‌هاي انرژي و نظر به امكان اصلاحات احتمالي از سوي مجلس شوراي اسلامي در لايحه هدفمند سازي يارانه‌هاي انرژي و مواجهه با كمبود زمان درانجام اصلاحات لازم در لايحه بودجه سال 1388 اصلاحات ذيل در لايحه بودجه به عمل آيد:
درآمد، حاصل از هدفمند كردن يارانه‌هاي انرژي به شماره طبقه بندي 130409 حذف گرديد. و همين طور پيشنهاد داديد كه سقف منابع درآمدي از صندوق ارزي افزايش و 60000 ميليارد ريال از سقف اعتبارات هزينه‌اي و تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي كسر گردد.
لذا ملاحظه مي‌نمايد كه دولت خود پيشنهادي ارائه نموده است كه در صورت حذف يارانه‌ انرژي به چه نحو بودجه به تصويب برسد و در اصلاحيه مذكور اشاره‌اي به اضافه نمودن بودجه يارانه‌ها ننموديد.
نمونه سوم: در زمينه يارانه كالاهاي اساسي نمايندگان دولت اعلام كردند كه مبلغ 4720 ميليارد تومان سهم يارانه‌ها در لايحه عبارت است از 4000 ميليارد تومان بودجه سال جاري يارانه‌ها و 18 درصد تورم ناشي از طرح هدفمند كردن يارانه‌ها، كه با توجه به هدفمندكردن يارانه‌ها، هنوز مبلغ يارانه‌ها حداقل 300 ميليارد تومان بيش از بودجه سال 87 است در حالي كه بسياري از كالاهاي اساسي از جمله قيمت جهاني گندم در سال آينده حدود نصف سالجاري پيش‌بيني مي شود.
نمونه چهارم: در زمينه اصلاح حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي به رغم اصلاح كاملا مناسب حقوق بازنشستگان كشوري بر اساس قانون مديريت خدمات كشوري درسال 87 متاسفانه در لايحه دولت براي سال 88 هيچ اقدامي را در باره مشمولان قانون اجتماعي پيشنهاد نكرده در حالي كه تاخير در اين اصلاح هم از نظر اجراي عدالت اجتماعي محل اشكال بود و هم حقوق بخش مهمي از بازنشستگان عزيز ناديده گرفته مي شد لذا مجلس شوراي اسلامي مقرر كرد بخشي از سهام شركت‌هاي دولتي براي يكبار به سازمان تامين اجتماعي واگذار گردد وئ سازمان مذكور از طريق فروش و سود آنها اين نقيصه اساسي لايحه بودجه سال 88 را جبران نمايد تاحقوق بازنشستگان تامين اجتماعي پرداخت گردد.
نمونه پنجم: كرارا ادعا شدهاست كه مصوبه مجلس لايحه بودجه را دچار بهم ريختگي وعدم انسجام نموده است جناب آقاي رئيس‌جمهور بهم‌ريختگي وقتي است كه رديف‌هاي قانوني دستگاه‌ها بلا وجه حذف مي‌گردد وعليرغم مصوبه مجلس در سال 87 دولت بر راه خويش مي‌رود حال آنكه مطابق اصل 53 قانون اساسي «كليه دريافت‌هاي دولت در حساب خزانه‌داري كل متمركز مي‌شود و همه پرداخت‌ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام گيرد»، و براي 290 رديف مربوط به دستگاه‌هايي كه به موجب قانون تاسيس شده‌اند مجوزي براي حذف وجود ندارد و اقدام مجلس كاملا قانوني و منطبق با قانون اساسي است.
ضمنا به اطلاع حضرتعالي مي رساند بودجه (جاري و عمراني) در مصوبه مجلس نسبت به لايحه دولت حدود 7 درصد كاهش داشته است.
نمونه ششم: در مورد ادعاي عدم رعايت آيين‌نامه داخلي مجلس است كه پرواضح است بر طبق قانون آئين‌نامه داخلي مجلس اجراي آن بر عهده رئيس‌جلسه است و ربطي به مرجع بيروني ندارد مخصوصا ادعاي حذف يارانه‌ها با دو سوم آرا حاضرين هيچ وجاهت قانوني ندارد چه تصويب بند 31 بودجه مربوط به يارانه‌ها، بدليل تغاير با قانون برنامه دو سوم ارا نياز دارد نه حذف آن.
نمونه هفتم: مربوط به آخرين اعتراض حضرتعالي است كه بيشتر به طنز شباهت دارد؛ اعلام فرموديد بودجه دولت تقسيم بر كارمندان 20 ميليون تومان و بودجه مجلس را بر عدد نامعلومي تقسيم كرده (شايد تعداد نمايندگان) و به 240 ميليون تومان رسيده‌ايد در حاليكه بودجه دولت تقسيم بر وزراء، ‌5000 ميليارد تومان و بودجه مجلس تقسيم بر كاركنان مجلس تنها سي ميليون تومان است.
يعني مقسم شما بايد يك سنخ باشد يا هر دو بودجه به كارمندان و يا هر بودجه به مسئولين (وزرا يا نمايندگان) تقسيم گردد هر چند اصولا اينگونه مباحث به عنوان اخطار در شان آن جايگاهي نمي‌باشد.
آقاي رئيس‌جمهور به خوبي مي‌داند كه كار ملك بر قانونگرايي راست شود و به دلايل پيش گفته نامه شما اقدامي ندارد.
با احترام علي لاريجاني

+ نوشته شده در  87/12/26ساعت 21:49  توسط مهرداد آذر تاش  | 

حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان صادر شد

یاری: هیات نظارت بر تشکل‌های دانشگاه صنعتی اصفهان ظهر امروز در شرایطی که دانشگاه به دلیل عدم حضور دانشجویان شهرستانی و تعطیلات پایان سال، در سکوت به سر می برد، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی را صادر کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری در اصفهان، در حکم صادر شده، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به دلیل برگزاری مراسم سخنرانی استاد مجتهد شبستری به 9 ماه تعلیق و به دلیل عدم اعلام برائت از همکاری با طیف علامه دفتر تحکیم وحدت منحل شد.

یکی از اعضای این انجمن در توضیح ادعاها و اتهامات وارد شده به انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان گفت:«طبق آیین‌نامه تشکل‌ها، در صورتی که یک تشکل دانشجویی در اجرای برنامه‌ای که با مجوز هیات نظارت برگزار می‌شود، تخلفی انجام دهد، در مرحله اول تذکر کتبی دریافت می‌کند و در مرحله بعد 3 الی 6 ماه از انجام آن فعالیت محروم می‌شود، که انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی تاکنون هیچ گونه تذکر کتبی دریافت نکرده است و تعلیق 9 ماهه انجمن به این دلیل غیرقانونی است.»

وی افزود:«هیت نظارت در شرایطی به دلیل عدم اعلام برائت از طیف علامه دفتر تحکیم وحدت رای به انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان داده است که این انجمن بارها استقلال خود را از هر دو طیف دفتر تحکیم وحدت اعلام کرده بود، ولی دانشگاه خواستار اعلام برائت رسمی از این تشکیلات به جای اعلام استقلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان شده بود.»

+ نوشته شده در  87/12/25ساعت 19:42  توسط مهرداد آذر تاش  | 

آيا سي‌وسه ‌پل فرو مي‌ريزد؟

 

 همشهري

كارشناسان مي‌گويند بستر اصفهان و اطراف سي‌وسه پل شني است و با جنس خاك كشورهايي كه در آنها مترو از نزديكي آثار تاريخي آن گذشته، متفاوت است.

به تازگي تاسيسات مترو اصفهان در فاصله‌اي كمتر از 40 متري سي‌وسه‌ پل مستقر شده است. با وجود حكم دادگاه و مصوبه شوراي عالي ترافيك مبني بر توقف ساخت مترو در نزديكي آثار تاريخي، حفاري تونل‌ها همچنان ادامه دارد. اين در حالي است كه شعبه 5 دادگستري اصفهان دستور ممنوعيت عبور تونل مترو را از زير خيابان چهارباغ عباسي صادر كرده است.


حتي موافقان اين طرح از جمله شوراي شهر اصفهان، حداقل فاصله مجاز براي عبور تونل مترو را 150 متري سي‌وسه پل عنوان كرده‌اند. با اين همه مجريان همچنان به كار خود ادامه مي‌دهند.

از سوي ديگر بر اساس شنيده‌هاي غيررسمي اين طرح تاكنون يك‌هزار ميليارد تومان هزينه در برداشته است. اما گويا اين مبلغ تنها توانسته 80 درصد طرح را به سرانجام برساند. زيرا به گفته حاج رسولي‌ها، رئيس شوراي شهر اصفهان، شورا امسال براي به انجام رساندن مابقي طرح، يعني ريل‌گذاري، خريد واگن و... مبلغي حدود 300 ميليارد تومان تقاضا كرده كه هنوز به تصويب نرسيده است.

هر چند حاج رسولي‌ها، به‌طور علني موافقت يا مخالفت خود را درباره عبور تونل مترو از سي‌وسه پل مشخص نكرد اما از ميان صحبت‌هاي او مي‌شد فهميد كه نه‌تنها موافق است كه تمايلي هم براي پاسخگويي ندارد. براي همين سراغ ديگر مسئولان و كارشناسان شهري اصفهان رفتم.

همه آنها به محض شنيدن عبارت «خبرنگار همشهري هستم.» يا نشستن در يك جلسه مهم را بهانه مي‌كردند يا خود را در اين باره ذيصلاح نمي‌دانستند. به ناچار سراغ يك مقام غيررسمي اما فعال در اين موضوع رفتيم. عليرضا روحاني عضو يك انجمن غيردولتي به نام «حاميان ميراث فرهنگي اصفهان» است كه همزمان با روز تولد اصفهان، اول آذر اعلام موجوديت كرد.

روحاني درباره رد شدن تونل مترو از فاصله 40 متري سي‌وسه پل و خطراتي كه اين بناي تاريخي با آن مواجه است، گفت: «متاسفانه خيلي از مسئولان موافق عبور مترو از چهار باغ بر اين باورند كه گذر مترو در خيلي از كشورهاي داراي تمدن كهن در كشورهاي اروپايي هم عملي شده است. در حالي كه خاك آنجا به هيچ عنوان قابل مقايسه با خاك اصفهان نيست.

كارشناسان امر مدام تاكيد مي‌كنند كه زير پايه‌هاي سي‌وسه پل، چاهك‌هايي به عمق بين 20 تا 30 متر حفر شده و پايه‌هاي سي‌وسه پل را بر روي اين چاهك‌ها بنا كردند. پرسش اين جاست كه اگر قرار باشد تونل از زير سي‌وسه پل رد شود با چه عمقي قرار است رد شود؟ آيا قرار است بيشتر از عمق 20 متر تونل را حفر كنند؟

و اگر باز هم با عمق بيش از 20 متر حفر كنند آيا لرزه‌هاي ناشي از عبور مترو بر اين بناي تاريخي كه حجيم‌ترين بناي آبي جهان است تاثير نمي‌گذارد؟ حالا اگر اين فاصله را كمي عقب‌تر ببريم، يعني همان 40 متر يا كمتر از آن قطعا اينها به سي‌وسه پل آسيب وارد مي‌كند و اين تنها نظر من نيست.»

با اينكه علاوه بر دستور قضايي توقف طرح مترو هر 2 دولت هشتم و نهم يكي در سال 81 و دومي در سال 85 تاكيد بر توقف گذر تونل مترو از محور چهارباغ و وارد شدن محور آن از طرف شمس‌آبادي داشته و دارند باز هم انگيزه‌هايي براي پافشاري بر اجراي طرح وجود دارد كه چرايي آن هنوز بر هيچ‌كس روشن نيست.

ماشين‌هاي حفاري «تي‌بي‌ام» همچنان به سمت تخريب سي‌وسه پل پيش مي‌روند. به طوري كه كارشناسان زيست‌محيطي مي‌گويند پس از پايان ساخت مترو، هر بار كه قطار از زير چهارباغ رد مي‌شود، لرزه‌اي به قدرت 2 ريشتر با خود همراه دارد كه نه‌تنها آسيب جدي به اين ميراث تاريخي شهر اصفهان و ايران مي‌زند كه حتي مي‌تواند به گنبد مدرسه چهارباغ هم ضرر برساند.

روحاني در ادامه به عدم مخالفت كارشناسان زيست‌محيطي با ساخت مترو در اصفهان اشاره كرده و مي‌گويد: « چرا چهارباغ؟» و اضافه كرد: «شايد يك دليلش اين است كه مسئولان اشتباهات ديگري را درباره اين طرح انجام داده‌اند كه فكر مي‌كنند اگر بخواهند اينجا اشتباهاتشان را بپذيرند، مجبورند اشتباهات قبلي را هم بپذيرند. در نتيجه تاكيد بر عبور مترو بر چهارباغ، تاكيد بر اشتباهات پيشين و فرار از پاسخگويي و جبران خسارات است.»

حالا فرض كنيد مسئولان اشتباهات خود را بپذيرند و از همين جا، حفاري را متوقف كنند و مسير عبور مترو را از چهارباغ به محلي ديگر تغيير دهند. آيا هنوز جاي اميدواري هست كه آسيبي به سي‌وسه پل نرسد؟ روحاني در برابر اين پرسش گفت: «اگر از كنار سي‌وسه پل رد شود، فكر نمي‌كنم ديگر فرصتي باقي بماند. الان آخرين نقطه‌اي است كه مي‌شود از اين خطر جلوگيري كرد.»

ولي با اين حال دكتر امين‌پور، رئيس ميراث فرهنگي استان اصفهان در مصاحبه‌اي كه اخيرا با يكي از خبرگزاري‌ها داشته، گفته است: «الان تونل مترو حفر شده است. با اينكه ما تاكيد كرديم كه اين اتفاق نبايد بيفتد و بايد تونل مترو پر شود. بعد كارشناسان مترو گفتند كه چون ما حفر را با دستگاه تي‌بي‌ام انجام داده‌ايم نه مي‌توانيم تغيير مسير بدهيم نه مي‌توانيم تونل را پر كنيم.

كارشناسان ميراث پيشنهاد دادند كه تونل موازي حفر شود و اين تونلي كه تا امروز حفر شده به‌عنوان تونل كمكي استفاده شود كه باز امين‌پور در همان مصاحبه گفت اگر اين اتفاق هم بيفتد و همين تونل به قوت خودش باقي بماند، اين مسير ادامه پيدا كند و مترو عملا راه‌اندازي شود و از همين مسير عبور كند، پاسخگويي‌اش با مديرعامل مترو است.»

اما مديرعامل مترو اصفهان در گفت‌وگو با ما گفت: «هيچ خطري به واسطه حفاري‌هاي تونل مترو، سي‌وسه پل را تهديد نمي‌كند.» وقتي توضيحات بيشتري از او در اين باره خواستم تنها به اين جمله بسنده كرد: «با هيچ خبرنگاري مصاحبه نمي‌كنم، پاسخگو هم نيستم!»

+ نوشته شده در  87/12/23ساعت 23:21  توسط مهرداد آذر تاش  | 

              ۲۳  اسفند

 

( سال ۱۳۸۵ ) تجلي " عدالت طلبي و

 

خودآگاهي " بر  معلمان ميهن گرامي باد !

+ نوشته شده در  87/12/23ساعت 22:54  توسط مهرداد آذر تاش  | 

دوشنبه 5 اسفند ماه اعتصاب و اعتراض سراسری معلمان ایران
+ نوشته شده در  87/12/01ساعت 18:34  توسط مهرداد آذر تاش  | 

آمادگي براي اعتراض هاي تازه‏

مهلت معلمان به دولت تمام شد - چهارشنبه 30 بهمن 1387 [2009.02.18] آزاده کمالي با نزديک شدن به آخرين روز بهمن،معلمان ايران بار ديگر در اعتراض به عدم اجراي قانون پرداخت هماهنگ ‏حقوق، براي اقدامات اعتراضي گسترده اي آماده مي شوند.معلمان پيش از اين از دولت خواسته بودند تا 30 بهمن ‏رسما اجراي اين قانون را اعلام کند.‏ روزهاي زيادي از آخرين فرصتي که مجلس به دولت داده بود تا قانون مديريت خدمات کشوري يا همان لايحه ‏هماهنگ پرداخت حقوق را اجرا کند سپري شده است.دولت موظف بود اين قانون را تا نيمه آذرماه 87 اجرا کند؛ ‏امري که تاکنون عملي نشده است.آن هم در حاليکه نمايندگان مجلس و کارشناسان اقتصادي مي گويند دولت در اين ‏مدت مرتکب کارهاي غير قانوني فراواني شده است.‏ به همين علت بود که معلمان باصدور بيانيه اي به اعتراض برخاستند و براي اجراي اين قانون، زمان تعيين ‏کردند. بيانيه مزبور پس از آن صادر شد که اعتراض معلمان در دي ماه به بازداشت و برخورد امنيتي با آنان ‏مواجه شد.اعضاي شوراي مرکزي تشکل هاي معلمان که در اولين روزهاي بحران غزه، در اعتراض به تضييع ‏حقوق خود در مجلس حاضر شده بودند با تهديد نيروهاي امنيتي مواجه شدند؛ آن هم به اين بهانه که بايد تا پايان ‏بحران غزه صبر کنند.‏ در آن زمان 11 معلم بازداشت شدند و اينک در حاليکه وعده حل مسائل بعد از بحران غزه هم به جايي نرسيده، ‏معلمان همچنان خواستار اجراي لايحه پرداخت هماهنگ حقوق يا همان قانون مديريت خدمات کشوري هستند‎.‎ در بيانيه صنفي کانون صنفي معلمان که به همين مناسبت منتشر شد،آمده بود: "در پاسخ به درخواست عمومي ‏فرهنگيان، حداد عادل رئيس مجلس هفتم در سال 83 ، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به ‏مجلس ظرف دوماه سخن گفت !! البته در مهلت مذکور هيچ اتفاقي رخ نداد. وي همچنين تاکيد کرده بود با هر ‏مسئولي که از مصوبات مجلس درباره فرهنگيان تبعيت نکند برخورد جدي خواهيم کرد ! پس از دو سال تعلل از ‏اين وعده، درسال 85 زماني که مجلس هفتم مراحل نهايي تصويب لايحه را مي گذراند، اين بار نامه معاون اول ‏رئيس جمهور براي استرداد آن منتشر گرديد که موجب واکنش به موقع معلمان ايران شد و با حضور جمعيت هاي ‏فرهنگي در مقابل مجلس که بعضاً تعداد آنها حدود 30 هزار نفر تخمين زده مي شد دولت ناچار شد درخواست ‏خود را پس بگيرد. درآخرين روزهاي اسفند ماه سال 85 در حالي که مسئولان اعلام مي کردند نيازي به ‏برگزاري اين تجمعات نيست، لايحه ي مديريت بزودي اجرا خواهد شد،تمام مطالبات معلمان پرداخت مي شود و ‏غيره...‏‎ ‎بر خلاف وعده هاي داده شده نظام هماهنگ پرداخت ازرديف بودجه 86 حذف و مدرسه ها ومجلس ‏براي جلوگيري از ادامه اعتراضات معلمان تعطيل شدند."‏ در ادامه اين بيانيه ضمن اشاره به اتفاقات سال 86 آمده بود: "در سال 86 عليرغم دستگيري ها و برخورد با ‏فرهنگيان به ناچار در اثر پافشاري هاي مستمر معلمان اين قانون توسط مجلس شوراي اسلامي تصويب شد. ‏بنابراين پرداخت ها بايد از زمان تصويب قانون بر اساس نظام هماهنگ صورت مي گرفت. امااين بار تدوين ‏آئين نامه ها به عنوان عامل بعدي عدم اجراي قانون مطرح گرديد.آئين نامه بايد ظرف شش ماه تدوين مي شد که ‏اين وعده نيز عملي نشد. مسئولين سال 86 را هم با وعده هاي ديگري به سال 87 پيوند زدند و البته قانون باز هم ‏اجرا نشد. اين در حالي بود که نفت به بالاترين قيمت خود رسيد و درآمدهاي سرشاري نصيب کشور گرديد ولي ‏فرهنگيان حتي از دريافت به موقع حقوق اندک حق التدريس خود نيز محروم بودند. تعدادي از فعالان صنفي هم ‏که درآستانه روز جهاني معلم سال جاري براي حضور در شوراي هماهنگي و ملاقات با نمايندگان مجلس براي ‏پيگيري اجراي قانون به تهران آمده بودند به شکلي غير قانوني در ايستگاه مترو دستگير شدند. در ملاقات اين ‏فعالان با نمايندگان پس از دستگيري در مجلس صراحتا اعلام شد؛15 آذر سال 87 آخرين فرصت قانوني دولت ‏براي تنظيم آئين نامه هاي مربوط و اجراي قانون مديريت خدمات کشوري است.... مهلت قانوني دولت به پايان ‏رسيد وباز هم از اجراي قانون خبري نشد . سال 87 رو به اتمام است و صحبت از برقراري نظام هماهنگ ‏درسال 88 به ميان آمده وباز هم وعده هايي ديگر. در اين بين لايحه حذف يارانه ها به معناي افزايش قيمت ها ‏ست و عملا قانون خدمات کشوري رابي اثر مي کند. تاخير در اجراي قانون که از سال 85 تاکنون به صورت پي ‏در پي صورت گرفته است اعتماد جامعه ي معلمان را نسبت به وعده ها و ادعاهاي جديد به طور کامل از بين ‏برده است.‏‎ ‎حال فرهنگيان مي پرسند : چه کسي پاسخگو ي معلماني است که حداقل درطول اين 3 سال با حقوقي ‏ناچيز زندگي سختي را گذرانده اند؟ مشکل اصلي کجاست؟ آيا زمان آن فرا نرسيده که مسئولين ازبازي با قانون ‏دست برداشته و به وعده هاي خود عمل کنند؟ با توجه به نرخ تورم ما به التفاوت بين حقوق قانوني فرهنگيان و ‏آنچه در طي سالهاي اخير به شکل غير قانوني دريافت نموده اند چگونه به آنان بازگردانده مي شود؟ آيا با سابقه ‏ي وعده هاي قبلي در فضاي ابهام آلود موجودو گفته هاي ضد و نقيض در مورد قانون خدمات وماده 13 طرح ‏تحول اقتصادي، اميد به وعده ي اجراي نظام هماهنگ خوش باوري نيست؟"‏ در ادامه اين بيانيه مي خوانيم: ".....دولت مدعي قانون گرايي تاكنون معلمان زيادي را به اتهام تخلف از قانون و ‏به بهانه تجمع غيرقانوني به انحاء مختلف مورد لطف قرار داده است! شخص رئيس جمهور بر اساس اصول ‏‏113 و 121 و 122 قانون اساسي به عنوان عالي ترين مقام اجرايي و مسئول اجراي قوانين سوگند ياد کرده است. ‏بر اساس ماده 2 قانون مدني مي بايست 15 روز پس از تصويب قوانين،آنها را در سراسر کشور به اجرا درآورد، ‏اماعملاً از اجراي اين قانون براي شاغلين خودداري نمود ه و به بهانه هاي مختلف مانع از اجراي آن گرديده است ‏و با وجود نامه ها و شکوائيه هايي که توسط معلمان بويژه کانون هاي صنفي براي شخص رئيس جمهور، رياست ‏محترم مجلس، رياست محترم قوه قضائيه، رياست محترم سازمان بازرسي کل کشور، رياست محترم کميسيون ‏اصل 90 و ديگر نهادهاي ذيربط ارسال شده است نه تنها کوچکترين واکنشي از سوي مقامات مذکور مشاهده نشده ‏بلکه تلاش نمايندگان کانون هاي صنفي سراسر کشور براي ديدار با نمايندگان خود در خانه ملت نيز با واکنش ‏نيروهاي امنيتي مواجه گرديد و حاصلي جز دستگيري و بازداشت نمايندگان معلمان نداشته است."‏ نويسندگان اين بيانيه در مورد بي توجهي به خواست فرهنگيان توسط مقام هاي مسوول مي افزايند: "به استناد مواد ‏‏570 و 576 قانون مجازات اسلامي و اصل 40 قانون اساسي و اصول و قواعد فقهي و حقوقي از جمله «حرمت ‏مال مسلم» و قاعده فقهي «ضمان يد» شخص رياست جمهوري در اين زمينه متهم به تخلف و سرپيچي از اجراي ‏قانون مصوب مجلس محسوب مي شود با اين اوصاف و از آنجا که بر اساس ماده 13 طرح تحول اقتصادي بيم آن ‏مي رود که با تصويب نهايي اين طرح، اجراي قانون مديريت خدمات کشوري به حالت تعليق درآيد."‏ ‏ کانون صنفي معلمان ايران از همه فرهنگيان خواسته بود "يک بار ديگر با اتحاد و همدلي خويش حقوق حقّه خود ‏را که همانا اجراي قانون مصوب مجلس است از دولت مطالبه نمايند."‏
+ نوشته شده در  87/11/30ساعت 21:27  توسط مهرداد آذر تاش  | 

علی احمدی: ترجیح میدهم فریاد بزنم

 

ایلنا: وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش گفت: دولت آمادگي اجراي قانون خدمات كشوري را دارد و در صورت تصويب مجلس به صورت سراسري اجرا خواهد شد.

نشست خبري وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش به مناسبت ايام 22 بهمن و با هدف تشريح فعاليت سي ساله نظام در بخش آموزش‌‏و‌‏پرورش در حالي عصر امروز برگزار شد كه همانند نشست‌‏هاي خبري گذشته وزير به دور از حواشي نبود و به بسياري از سوالات خبرنگاران پاسخ روشن نداد.

وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش در حاشيه اين نشست، در پاسخ به سوالی مبني بر اينكه «آيا اين وزارتخانه با توجه به كسري بودجه‌‏اي كه سال آينده در حدود هشت هزار ميليارد تومان خواهد داشت توان اجراي قانون خدمات كشوري را دارد» گفت: اجراي قانون خدمات كشوري يك بحث عمومي است كه بودجه‌‏اي كه براي اين لايحه در نظر گرفته شده است خارج از اعتبارات آموزش‌‏و‌‏پرورش بوده و بر مبناي تصويب مجلس، دولت آمادگي اجراي اين قانون را دارد.

وي اضافه كرد: در حال حاضر آيين‌‏نامه‌‏هاي اين بحث در كارگروهي در دولت پيگيري مي‌‏شود و از اين بابت فرهنگيان نيز مانند ساير كارمندان دولت نيز مشمول اين قانون خواهند بود.

علي احمدي در پاسخ سوالی به اين شرح كه« با توجه به قانون احياي معاونت پرورشي و تربيت‌‏بدني مصوب 15/5/85 در مجلس چرا تاكنون روند احيا روند كندي به خود گرفته است و دو معاون انتسابي در زمان احيا و در طول تصدي‌‏گري شما بركنار شده است.» پاسخي نداد و از ارائه جوابي روشن به اين سوال تفره رفت.

وي در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران كه «رويكرد و واكنش اين وزارتخانه نسبت به تحصن فرهنگيان در تاريخ 5 اسفند چيست؟»گفت: صبر مي‌‏كنيم تا ببينيم اعتصاب فرهنگيان چه‌‏قدر جولان دارد يا اينكه اين جريان هرنش چيست؟

وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش به سوال يكي ديگر از خبرنگاران مبني بر اين‌‏كه «در مقايسه با زمان فرشيدي كه اعتراضات زيادي به نحوه تغييرات و عملكرد وي مي‌‏شد اين بار در زمان شما تغييرات مديريتي بيشتر است و از طرف ديگر رضايت فرهنگيان كمتر شده دليل اين امر چيست؟» نيز پاسخ روشني نداد.

وي در خصوص نحوه و كيفيت استخدام 10 هزار نيروي فرهنگي در آموزش‌‏و‌‏پرورش، اظهار كرد: 10 هزار نفر از شركت‌‏كنندگان در آزمون استخدامي آبان ماه 86 شركت كرده‌‏اند كه هم‌‏اكنون مراحل استخدامي آنها طي شده است و استان‌‏ها و مناطق احكام آنها را صادر كرده‌‏اند و در مرحله جايابي براي آنها هستند.

وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش افزود: ساير جزييات اين امر در سايت اين وزارتخانه موجود است و همكاران ذي‌‏نفس استخدام اطلاعات را لازم را حاصل كرده است.

علي احمدي در پاسخ به اين سوال كه "پيگيري‌‏هاي وزارت آموزش‌‏و‌‏پرورش در خصوص مشكلات دانش‌‏آموزان استثنايي و تجمع آنها به كجا رسيد؟" ابراز كرد: ما در كشور به خصوص در بخش آموزش‌‏و‌‏پرورش توقعات را خيلي بالا برده‌‏ايم چرا كه ما بايد براي دانش‌‏آموزان استثتايي آموزش‌‏و‌‏پرورش مهيا كنيم توانمندي‌‏هاي شخصي‌‏شان را بالا ببريم و هزينه اياب و ذهاب و آينده آنها را تامين كنيم.

او ادامه داد: هزينه اياب و ذهاب دانش‌‏آموزان استثنايي با توجه به افزايش قيمت سوخت بالا رفته و ما هم به اندازه سال قبل با محدوديت‌‏هايي كه داشتيم هزينه را همانند سال قبل اختصاص داديم.

علي احمدي خاطرنشان كرد: سوال جدي من اين است كه آموزش‌‏و‌‏پرورش به عنوان دستگاه تعليم و تربيت آيا هم بايد مدرسه بسازد، همكار آموزش‌‏و‌‏پرورش انجام دهد، هم به پرورش و توانمندي دانش‌‏آموزان بپردازد يا اينكه ساير ارگان‌‏ها هم بايد به آموزش‌‏و‌‏پرورش در اين زمينه كمك كنند؟

وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش با تاكيد بر اين‌‏كه بودجه آموزش‌‏و‌‏پرورش هر سال در دولت نهم رشد قابل توجهي داشته است، گفت: بودجه هر سال افزايش پيدا مي‌‏كند اما دامنه نيازهاي آموزش‌‏و‌‏پرورش گسترده است كه بودجه‌‏هاي مصوب و پيشنهادي پاسخگوي نيازهاي ما نبوده است.

علي احمدي بااشاره به اين‌‏كه از نمايندگان مجلس درخواست شده است كه نيازهاي واقعي را مدنظر قرار دهند، بيان كرد: از نمايندگان مجلس خواسته‌‏ايم كه بودجه آموزش‌‏و‌‏پرورش را با توجه به مصلحت كشور قيمت نفت و بحران اقتصادي جهان بيشتر كنند.

در ادامه اين نشست يكي از خبرنگاران با استناد به جمله وزير كه «خيلي‌‏ها من را وزير نقاد مي‌‏شناسند» اين چنين سوال كرد كه «تا كي مي‌‏خواهيد همچون نقاد فيلم‌‏هاي سينمايي به نقد مسائل بپردازيد در حالي‌‏كه فيلمي نمي‌‏سازيد و كاري را انجام نمي‌‏دهيد» گفت: ما شعارمان لا‌‏الاله‌‏الله است و هر تحول كه انجام مي‌‏دهيم يا اين‌‏كه وضع موجود را زير سوال مي‌‏بريم پشت آن اصلاحاتي را داريم.

او ادامه داد: اگر ساختار ستادي را تغيير داديم و فرياد زديم كه اصلاحاتي بايد صورت بگيرد يا به طور كلي هر جايي كه دست گذاشتيم و تغيير داديم برنامه‌‏اي براي تغيير و تحول داشتيم.

وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش خود را وزيري محافظه كار نخواند و گفت: برخي مسوولان درس‌‏هاي خودشان را درون خود مي‌‏ريزند و محافظه‌‏كاري مي‌‏كنند در حالي‌‏كه من ترجيح مي‌‏دهم كه فرياد بزنم و مشكلات آموزش‌‏و‌‏پرورش را بگويم و ريسك آن را پذيرفته‌‏ام و مي‌‏گويم بهتر از هيچ چيز در آموزش‌‏و‌‏پرورش مخفي نماند.

وي در خصوص بركناري رييس سازمان استعدادهاي درخشان گفت: تغييرات خاصي را در سازمان استعدادهاي درخشان در نظر داريم و در خصوص تغيير رييس سازمان بايد بگويم كه ايشان را بعد از بيست و سه سال تغيير داديم به خاطر اين كه معتقدم هر كس كه بيش از چند سال در يك حوزه كاري مشغول به كار باشد تا حدي خلاقيت خود را از دست مي‌‏دهد.

وزير آموزش‌‏و‌‏پرورش در خصوص نحوه تعامل فرهنگيان و آموزش‌‏و‌‏پرورش باتشكل‌‏هاي صنفي گفت: هر چه به سمت انتخابات نزديك مي‌‏شويم اين مسائل و حواشي آن بيشتر مطرح مي‌‏شود، ما هم براساس آن‌‏چه كه وظيفه ماست با تشكل‌‏ها تعامل خواهيم داشت.

وي تاكيد كرد: هر وقت كه اين تشكل‌‏ها پشتوانه‌‏اي از خارج از كشور داشته باشند تعاملان را با آنها قطع مي‌‏كنيم و ديگر با آنها ارتباط نخواهيم داشت
.

+ نوشته شده در  87/11/21ساعت 18:4  توسط مهرداد آذر تاش  | 

كانون صنفي معلمان ايران، درخواست كرد؛

 


اعتصاب سراسري معلمان ايراني


خرداد:
كانون صنفي معلمان ايران تمامي فرهنگيان و آموزگاران ايراني را براي اعتصاب سراسري در روزهاي چهارم و پنجم اسفند فرا خواند.
اين دومين اعتراض مسالمت‌آميز اين نهاد مدني در دو ماهه‌ي اخير است. پيش از اين نيز كانون صنفي ملعمان ايران، در دي ماه در اعتراض به اجرا نشدن قانون مديريت خدمات كشوري و نظام پرداخت هماهنگ حقوق در برابر پارلمان ايران دست به تجمع زد كه با برخورد سريع و تند نيروهاي امنيتي رو‌به‌رو شد. در جريان آن تجمع بيش از پانزده نفر از اعضاي هيات مديره‌ي اين كانون صنفي بازداشت شدند.

متن كامل فراخوان تازه‌ي كانون صنفي معلمان ايران چنين است:

« فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند

سال­هاست، دغدغه ی اصلی ما وشما اجرای قانونی است که مسئولان بارها و بارها وعده داده بودند با اجرای کامل آن تبعیض­ها به حداقل رسیده و مشکلات معیشتی معلمان به طور جدی برطرف خواهد شد .

گزارشی مختصر از وعده های تحقق نیافته در سالهای اخیر :

در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان، حداد عادل ريیس مجلس هفتم در سال ۸۳ ، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به مجلس ظرف دوماه سخن گفت!
البته در مهلت مذکور هیچ اتفاقی رخ نداد . وی همچنین تاکید کرده بود با هر مسئولی که از مصوبات مجلس درباره فرهنگیان تبعیت نکند برخورد جدی خواهیم کرد ! پس از دو سال تعلل از این وعده ، درسال ۸۵ زمانی که مجلس هفتم مراحل نهایی تصویب لایحه را می­گذراند، این بار نامه معاون اول رئیس جمهور برای استرداد آن منتشر گردید که موجب واکنش به موقع معلمان ایران شد و با حضور جمعیت­های فرهنگی در مقابل مجلس که بعضاً تعداد آن­ها حدود ۳۰ هزار نفر تخمین زده می­شد دولت ناچار شد درخواست خود را پس بگیرد .

درآخرین روزهای اسفند ماه سال ۸۵ در حالی که مسئولان اعلام می کردند : ” نیازی به برگزاری این تجمعات نیست . لایحه ی مدیریت بزودی اجرا خواهد شد . تمام مطالبات معلمان پرداخت می شود و… ” بر خلاف وعده های داده شده نظام هماهنگ پرداخت ازردیف بودجه ۸۶ حذف و مدرسه ها ومجلس برای جلوگیری از ادامه اعتراضات معلمان تعطیل شدند!! در سال ۸۶ علی رغم دستگیری ها و برخورد با فرهنگیان به ناچار در اثر پافشاری های مستمر معلمان این قانون توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد .
بنابراین پرداخت ها باید از زمان تصویب قانون بر اساس نظام هماهنگ صورت می گرفت . این بار تدوین آئین نامه ها به عنوان عامل بعدی عدم اجرای قانون مطرح گردید .آئین نامه باید ظرف شش ماه تدوین می شد که این وعده نیز عملی نشد . مسئولین سال ۸۶ را هم با وعده های دیگری به سال ۸۷ پیوند زدند و البته قانون باز هم اجرا نشد ! این در حالی بود که نفت به بالاترین قیمت خود رسید و درآمدهای سرشاری نصیب کشور گردید ولی فرهنگیان حتی از دریافت به موقع حقوق اندک حق التدریس خود نیز محروم بودند .

تعدادی از فعالان صنفی که درآستانه روز جهانی معلم سال جاری برای حضور در شورای هماهنگی و ملاقات با نمایندگان مجلس برای پیگیری اجرای قانون به تهران آمده بودند به شکلی غیر قانونی در مترو دستگیر شدند ! در ملاقات این فعالان با نمایندگان پس از دستگیری در مجلس صراحتا اعلام شد : ۱۵ آذر سال ۸۷ آخرین فرصت قانونی دولت برای تنظیم آئین­نامه­های مربوط و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری است .

لازم به توضیح نیست که مهلت قانونی دولت به پایان رسید وباز هم آن چنان که انتظارآن می رفت از اجرای قانون خبری نشد . سال ۸۷ رو به اتمام است و صحبت از برقراری نظام هماهنگ درسال ۸۸ به میان آمده وباز هم وعده هایی دیگر ! در این بین لایحه حذف یارانه ها به معنای افزایش قیمت ها ست و عملا قانون خدمات کشوری رابی اثر می کند.
تاخیر در اجرای قانون که از سال ۸۵ تاکنون به صورت پی در پی صورت گرفته است اعتماد جامعه ی معلمان را نسبت به وعده ها و ادعاهای جدید به طور کامل از بین برده است .


حال فرهنگیان می پرسند:
چه کسی پاسخگو ی معلمانی است که حداقل درطول این ۳ سال با حقوقی ناچیز زندگی سختی را گذرانده اند ؟ مشکل اصلی کجاست که پس ازگذشت سی سال از انقلاب اسلامی ، هنوزهم حقوق معلمان را به درستی پرداخت نمی کنند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که معلمان کشور که ازقشر تحصیل کرده و ازافراد موفق دروادی علم و دانشند از زندگی زیر خط فقر خارج شوند یا باز هم بایددر اثر فشار مسائل اقتصادی به اموری خارج ازشان وتخصص خود بپردازند ؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که مسئولین ازبازی با قانون دست برداشته و به وعده های خود عمل کنند ؟ با توجه به نرخ تورم ما به التفاوت بین حقوق قانونی فرهنگیان و آنچه در طی سالهای اخیر به شکل غیر قانونی دریافت نموده اند چگونه به آنان بازگردانده می شود ؟ آیا با سابقه ی وعده های قبلی در فضای ابهام آلود موجودو گفته های ضد و نقیض در مورد قانون خدمات وماده ۱۳ طرح تحول اقتصادی ، امید به وعده ی اجرای نظام هماهنگ خوش باوری نیست ؟

همکاران گران قدر

دولت مدعی قانون­گرایی تاکنون معلمان زیادی را به اتهام تخلف از قانون و به بهانه تجمع غیرقانونی به انحاء مختلف مورد لطف قرار داده است!!! شخص رئیس جمهور بر اساس اصول ۱۱۳ و ۱۲۱ و ۱۲۲ قانون اساسی به عنوان عالی­ترین مقام اجرایی و مسئول اجرای قوانین سوگند یاد کرده است .
بر اساس ماده ۲ قانون مدنی می‌بایست ۱۵ روز پس از تصویب قوانین ،آن­ها را در سراسر کشور به اجرا درآورد، اماعملاً از اجرای این قانون برای شاغلین خودداری نمود ه و به بهانه­های مختلف مانع از اجرای آن گردیده است و با وجود نامه­ها و شکوائیه­هایی که توسط معلمان بویژه کانون­های صنفی برای شخص رئیس جمهور، ریاست محترم مجلس، ریاست محترم قوه قضائیه، ریاست محترم سازمان بازرسی کل کشور، ریاست محترم کمیسیون اصل ۹۰ و دیگر نهادهای ذیربط ارسال شده است نه تنها کوچک ترین واکنشی از سوی مقامات مذکور مشاهده نشده بلکه تلاش نمایندگان کانون­های صنفی سراسر کشور برای دیدار با نمایندگان خود در خانه ملت نیز با واکنش نیروهای امنیتی مواجه گردید و حاصلی جز دستگیری و بازداشت نمایندگان معلمان نداشته است.

بنابراين به استناد مواد ۵۷۰ و ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی و اصل ۴۰ قانون اساسی و اصول و قواعد فقهی و حقوقی از جمله «حرمت حالِ مسلم» و قاعده فقهی «ضمان ید» شخص ریاست جمهوری در این زمینه متهم به تخلف و سرپیچی از اجرای قانون مصوب مجلس محسوب می­شود چرا که به واسطه سلیقه شخصی ایشان در ممانعت از اجرای قانون در زمان مقرر، ستم بزرگی متوجه جامعه کارمندی به ویژه معلمان ایران گردیده است.

ا این اوصاف و از آنجا که بر اساس ماده ۱۳ طرح تحول اقتصادی که یک فوریت آن در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است بیم آن می­رود که با تصویب نهایی این طرح، اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری به حالت تعلیق درآیدلذا کانون صنفی معلمان ایران در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان تصمیمات زیر را برای وادار کردن دولت به اجرای قانون مصوب اتخاذ و از همکاران فرهنگی و مدیران محترم و معلمان دلسوز می­خواهد یک بار دیگر با اتحاد و همدلی خویش حقوق حقّه خود را که همانا اجرای قانون مصوب مجلس است از دولت مطالبه نمایند.
همکاران از یاد نبرند که اجرای قانون همترازی ، طرح ارتقای شغلی ، افزایش حق التدریس همکاران و بسیاری از دستاوردهای دیگری که فرهنگیان شاهد به وقوع پیوستن آن بوده اند جز در سایه همدلی ، اتحاد و همراهی حاصل نشده است .

۱- ­شنبه ۳/۱۲/۸۷ ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس، فرصت زنگ‌های تفریح را مغتنم شمرده و با روش­های مختلف همکاران فرهنگی را در جریان برنامه­های روزهای یکشنبه و دوشنبه ۴و ۵ اسفندماه قرار دهند.

۲- روزیکشنبه ۴/۱۲/۸۷ تمامی همکاران فرهنگی ضمن حضور در مدرسه و استقرار در راهروی مدارس و کمک به مدیران و معاونان محترم در حفظ نظم کلاس­ها، دلایل عدم تدریس خود را به اطلاع دانش­آموزان و خانواده­ی آنان خواهند رساند.

۳- روز دوشنبه ۵/۱۲/۸۷ به عنوان روز اعتصاب عمومی اعلام و فرهنگیان در این روز از حضور در مدرسه خودداری خواهند کرد.

از نمایندگان محترم معلمان توقع داریم ضمن یاری همکاران خود در اجرای هر چه بهتر مفاد این بیانیه متن امضاء شده بیانیه حاضرتوسط همکاران را برای مسئولان رده های مختلف نظام ارسال نمایند .

لازم به ذکر است چنانچه تا تاریخ ۳۰/۱۱/۸۷ شخص رئیس جمهور یا معاون اول وی به صورت رسمی و شفاف تصمیم دولت را برای اجرای بی کم و کاست و به موقع این قانون در رسانه‌های جمعی خصوصاً صدا و سیما اعلام نمایند، کانون صنفی معلمان ایران لغو برنامه­های فوق را رسماً و از همان طریق به اطلاع همکاران فرهنگی خواهد رساند در غیر این صورت برنامه­های آتی در بیانیه‌های بعدی به اطلاع همکاران خواهد رسید.

بدیهی است توقف یا تشدید برنامه­های اعتراضی فوق به عکس­العمل مسئولان محترم وابسته است و امیدواریم دلسوزان نظام مانع از برخوردهای امنیتی با حرکت صنفی معلمان شده و اجازه ندهند با برخی تصمیمات نسنجیده بر شکاف بین فرهنگیان و مسئولان بیش از گذشته دامن زده شود.

در خاتمه از همکاران محترم فرهنگی نیز خواسته می شود برای رفع نگرانی خانواده‌های محترم دانش‌آموزان و جلوگیری از وقفه آموزشی، در اولین فرصت ممکن ساعت های تعطیل شده کلاس درس را جبران نمایند.

با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران»


اعتصاب سراسري معلمان در روزهاي چهارم و پنجم اسفند، مسبوق به سابق است و دو سال پيش‌تر نيز تكرار شده بود كه با برخورد شديد نيروهاي امنيتي رو‌به‌رو بود.

معلمان ايراني سال‌هاست كه براي تحقق مطالبات صنفي برآورده نشده‌ي خود تلاش دارند اما اين كوشش‌ها با برخورد غيرقانوني دستگاه قدرت رو‌به‌روست.
 "كانون صنفي معلمان ايران " و " سازمان معلمان ايران "، دو نهادي هستند كه در برابر اين فشارها مقاومت كرده و هم‌چنان مصر به پيگيري مطالبات آموزگاران ايراني هستند.

+ نوشته شده در  87/11/18ساعت 20:30  توسط مهرداد آذر تاش  | 

از طرف آموزش بین الملل (ایی آی)

جناب محمود احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران،
خیابان فلسطین، تقاطع اذربایجان، تهران، جمهوری اسلامی ایران
بروکسل، 10 بهمن ماه 1387

رئیس جمهور احمدی نژاد
من از طرف آموزش بین الملل (ایی آی) می نویسم تا در مورد بازداشت و زندانی کردن آقای سجاد خاکساری؛ گزارشگر سابق قلم معلم و پسر آقای محمد خاکساری؛ بازرس کانون صنفی معلمان ایران سوال کنم.
ایی آی با دلایلی که در دست دارد بر این باور است که بازداشت سجاد خاکساری در تاریخ نهم بهمن ماه 1387، به فعالیتهای معمولی صنفی پدرش مربوط می شود. سجاد خاکساری قبلا نیز تحت آزار و اذیت قرار گرفته بود: در سال 1385، سجاد بخاطر گزارش در باره وضعیت معلمان در هفته نام قلم معلم بازداشت شد. اخیرا، در تاریخ 7 بهمن ماه امسال نیز به اتهام آنچه که "تجمع غیر قانونی معلمان" خوانده می شود، به دادگاه رفت. این هفته نیز سجاد دستگیر و زندانی شد و بخاطر عکس گرفتن از یک ساختمان دولتی با دادگاه دیگری روبروست.
ایی آی از مقامات می خواهد که به اتهاماتی که علیه خاکساری جوان بعنوان مستندات علیه ایشان مطرح شده، نگاه کنند. بازداشت و دادگاه احتمالی درروز شنبه 2 بهمن ماه فقط بخاطر عکس گرفتن از یک ساختمان دولتی کاملا بی تناسب است. برای اینکه به ماموران دولت شما در بررسی اطلاعات کمک کرده باشیم، مطالبی که به ایی آی گزارش شده است را به این شرح برایتان می نویسم: در تاریخ 4 بهمن ماه 1387، دوربین سجاد در حالیکه در حال عکس گرفتن از یک ساختمان دولتی بود که در مقابل آن هیچ علامت عکس ممنوع نزده بودند، مصادره شد. سجاد خاکساری برای بازجویی به کلانتری واقع در میدان فلسطین تهران برده شد. سجاد در همان روز ازاد شد اما به او گفتند که دوربین او به پایگاه سوم اطلاعات فرستاده می شود. بعدا، از طریق تلفن به پایگاه سوم واقع در خیابان عباس آباد، میدان نیلوفر فراخوانده شد. در آنجا به او گفته شد که اسم او برای آنها شناخته شده است. بدنبال این حریان او را به دادگاه انقلاب می برند و در انجا قاضی حداد دستور بازداشت او را در پایگاه سوم اطلاعات می دهد.
جناب رئیس جمهور، در نامه های قبلی مربوط به بازداشتها و تهدید هایی که معلمان و نمایندگان آنها با آن روبرو بودند، ایی آی از اینکه معلمان از آزادی تشکل که در ماده 87 پیمان نامه آی ال او تضمین شده است، محرومند، اظهار تاسف کرده بود. تا زمانی که مقامات ایرانی، کانون صنفی معلمان ایران را از فعالیت منع می کنند و اعضای اتحادیه های کارگری از جمله منصور اسانلو و فرزاد کمانگر و سایر فعالان کارگری را در زندان نگه می دارند، تا زمانی که آزار و اذیت معلمانی که در جلسه اطلاع رسانی معلمان شرکت می کنند، ادامه دارد که اخیرا دوباره در تاریخ 11 دی ماه 1387 اتفاق افتاده، ایی آی و همه فعالان جنبش اتحادیه های کارگری در سراسر جهان به فعالیت خود برای رعایت کامل حقوق صنفی در جمهوری اسلامی ایران ادامه می دهند.

ارادتمند شما
فرد ون لی وون – دبیر کل
رونوشت:
آیت الله سید علی خامنه ای از طریق نمابر : 2228 7774 251 98+
مقام عالی منوجهر متکی، وزیر امور خارجهف نمابر: 49 31 667 9821+
سفیر جمهوری اسلامی ایران : نمابر 4666 779 02+
آی ال او، آی تی یو سی، ای تی یو سی، آی تی اف، عفو بین الملل

+ نوشته شده در  87/11/14ساعت 18:32  توسط مهرداد آذر تاش  | 

اطلاعیه از خاکساری:

سلام

با آزادی فرزندم سجاد خاکساری خبرنگار قلم معلم از بازداشتگاه پایگاه سوم پلیس امنیت تهران تصمیم به راه اندازی وبلاگی در مورد تاریخچه تشکل های صنفی معلمان که به اختصار. TTS902 نام گذاری شده است، گرفتم. این وبلاگ به درج تاریخچه فعالیت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان و اعضای آن می پردازد. این مقوله در سال 85 در هفته نامه قلم معلم شماره 19 شروع شد و با توقف انتشار غیر قانونی هفته نامه در شماره 44 متوقف شد. در ضمن چنانچه این وبلاگ فیلتر شد به پیوند های وبلاگ های معلمان برای مشاهده آدرس جدید مراجعه بفرمایید.

محمد خاکساری مدیر مسئول و صاحب امتیاز قلم معلم
یکی از موسسین/ نایب رئیس سابق و بازرس کانون صنفی معلمان
شنبه 12 بهمن 87

http://tts902.blogfa.com/
+ نوشته شده در  87/11/14ساعت 18:28  توسط مهرداد آذر تاش  | 

فيلم هاي فرهادي و مقدم و ميري و امير يوسفي در جشنواره فجر پذيرفته نشدند

Print This Page!!!

اعتماد-شيما شهرابي: بالاخره خبرها رسميت پيدا کرد. گرچه در اين چند روز، اخبار غيررسمي مجامع فرهنگي از عدم نمايش برخي فيلم ها مثل فيلم «درباره الي» در جشنواره فيلم فجر حکايت مي کرد اما هيچ منبع رسمي اين خبر را تاييد يا تکذيب نکرده بود. اعضاي هيات انتخاب بالاخره روز گذشته جلسه نهايي انتخاب فيلم ها را برگزار کردند و ليست فيلم هاي بخش مسابقه جشنواره بيست و هفتم ارائه شد. اخبار غيررسمي خيلي بيراه نبود. شايد بيشترين نارضايتي از انتخاب فيلم ها از آن فيلمسازان نسل سومي باشد؛ اصغر فرهادي که آخرين ساخته اش«درباره الي» در فهرست هيات انتخاب جايي نداشت. هيات انتخاب هنوز دليلي براي رد شدن اين فيلم که به نمايندگي از ايران در همين روزهاي جشنواره راهي برلين مي شود، ارائه نداده اما بسياري حضور گلشيفته فراهاني در اين فيلم را به عدم انتخاب اين فيلم مربوط مي دانند. سامان مقدم دومين کارگردان هم نسل فرهادي است که از سال پيش کشمکش هاي فيلمش همچنان ادامه دارد. «صد سال به اين سال ها» با اعمال تمام اصلاحيه هاي سال پيش راهي دبير خانه جشنواره شد اما اين فيلم تکه تکه شده هم مورد قبول هيات انتخاب قرار نگرفت. محسن اميريوسفي هم وضعيتي مشابه او پيدا کرد. فيلم «آتشکار» ساخته اين کارگردان جوان با تدوين مجدد هم نتوانست هيات انتخاب را راضي کند. اين فيلم سال گذشته هم از سوي هيات انتخاب پذيرفته نشد.مازيار ميري سومين کارگردان نسل سومي است که فيلمش از بخش مسابقه جشنواره فجر بيرون مانده است. «کتاب قانون» او هم با سليقه هيات انتخاب جشنواره هم سو نبود و در ليست ارائه شده از جانب آنان قرار نگرفت. با گذشت چند ساعت از انتشار نام فيلم هاي مسابقه کارگردانان ناکام نسل دومي هنوز واکنشي نشان نداده اند. غير از اينها عدم حضور فيلم «پاداش» آخرين ساخته کمال تبريزي بسياري را غافلگير کرد اما بلافاصله بعد از اعلام اسامي فيلم ها کريمي تهيه کننده اين فيلم در گفت وگويي از آماده نبودن فيلم «پاداش» خبر داد. به گزارش ايسنا او گفت؛«کارهاي تروکاژ فيلم در استوديويي در ترکيه در حال انجام است و فيلم هنوز آماده نشده است.ما تاکنون نسخه کاملي از فيلم را به جشنواره فجر ارائه نکرده ايم، بنابراين در تلاش هستيم فيلم را آماده نمايش کنيم. بنابراين عدم حضور فيلم در جشنواره فجر به دليل آماده نشدن نسخه فيلم است که اميدواريم آماده شود.» محمد رضا شرف الدين تهيه کننده فيلم «فرزند صبح» هم با اينکه چند بار از حضور يا عدم حضور فيلم در جشنواره بيست و هفتم سخن گفته بود، با اعلام فهرست فيلم هاي حاضر مي گويد؛«گروه سازنده اين فيلم تمايل بسياري براي اکران آن در بخش مسابقه داخلي دارد و براي همين موضوع پيگيري هايي را درخصوص حل شدن مشکل فيلم انجام مي دهيم که اميدواريم به نتيجه مطلوبي برسد.» او توضيحات بيشتر درخصوص مشکل اکران اين فيلم در بخش مسابقه داخلي را به زمان ديگري موکول کرد. بنا بر اعلام هيات انتخاب اسامي 25 فيلم بخش سوداي سيمرغ بيست وهفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر به شرح زير است؛در اين بخش از جشنواره24 فيلم در مسابقه و فيلم «هرشب تنهايي» رسول صدر عاملي به خاطر حضور او در بين داوران در بخش خارج از مسابقه نمايش داده مي شود. «امشب شب مهتابه» به کارگرداني محمدهادي کريمي، «به کبودي ياس» به کارگرداني جواد اردکاني، «بي پولي» به کارگرداني حميد نعمت الله، «بيست» به کارگرداني عبدالرضا کاهاني،«پاي پياده» به کارگرداني فريدون حسن پور، «پستچي سه بار در نمي زند» به کارگرداني حسن فتحي، «پنالتي» به کارگرداني انسيه شاه حسين، «ترديد» به کارگرداني واروژ کريم مسيحي، «چهره به چهره» به کارگرداني علي ژکان ، «حيران» به کارگرداني شاليزه عارف پور، «دوزخ، برزخ، بهشت» به کارگرداني بيژن ميرباقري، «زادبوم» به کارگرداني ابوالحسن داودي،«زماني براي دوست داشتن» به کارگرداني ابراهيم فروزش،«سوپراستار» به کارگرداني تهمينه ميلاني، «شبانه روز» به کارگرداني کيوان علي محمدي و اميد بنکدار،«صداها» به کارگرداني فرزاد موتمن، «صندلي خالي» به کارگرداني سامان استرکي،«عيار 14» به کارگرداني پرويز شهبازي،«کودک و فرشته» به کارگرداني مسعود نقاش زاده، «ملک سليمان» به کارگرداني شهريار بحراني،«موش» به کارگرداني شاهد احمدلو، «مي زاک» به کارگرداني حسينعلي ليالستاني ، «وقتي همه خوابيم» به کارگرداني و تهيه کنندگي بهرام بيضايي و «هفت و پنج دقيقه» به کارگرداني محمد مهدي عسگرپور.

+ نوشته شده در  87/11/07ساعت 0:34  توسط مهرداد آذر تاش  | 

شمارش معكوس براي سونامي اقتصادي

دولت احمدي‌نژاد "بودجه احتياطي" مي‌بندد bodjeekhtesasi.jpg

جواد ملك‌زاده

همزمان با اعتراف رسمي وزير اقتصاد دولت احمدي‌نژاد به تنظيم "بودجه احتياطي" و نيز "دو سطحي" بودن لايحه دولت براي بودجه سال آينده، يك مقام سابق دولتي پيش‌بيني كرد كه سياستهاي اقتصادي اخير دولت نهم، ايران را به بحراني شبيه بحران 1997 آسياي جنوب شرقي مبتلا كند و با افزايش بدهي دولت به بانك مركزي و كسري بودجه 88 كه رقم آن دست‌كم 30 هزار ميليارد دلار اعلام شده، نرخ تورم از ميزان فعلي بالاتر رود.

اكبر كميجاني كه پيش از اين معاون اقتصادي بانك مركزي بوده، ديروز در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا ضمن انتقاد از برنامه‌هاي اخير دولت براي جذب سپرده‌هاي كوتاه مدت خارجي از طريق شعب خارجي بانك‌هاي دولتي، پيش‌بيني كرد كه: "با بهبود اوضاع اقتصادي جهان، سپرده‌‏هاي مذکور به سرعت از بانک‌‏هاي کشورمان خارج و مشابه بحراني که در سال 1997 در آسياي جنوب شرقي روي داد، براي نظام پولي وبانکي کشور نيز به وجود آيد."

وي همچنين با اشاره به احتمال جدي كسري بودجه سال آينده از هم‌اكنون و رقم رو به رشد مطالبات بانك مركزي از دولت، تاكيد كرد: "با کاهش درآمدهاي دولت و بروز کسري بودجه و افزايش خالص مطالبات بانک مرکزي از دولت، طبيعي است پايه پولي نيز افزايش يافته و به تبع آن تورم نيز بالاتر رود."

اين پيش‌بيني‌هاي نگران‌كننده در شرايطي مطرح مي‌شود كه اظهارات اخير دولتمردان و نمايندگان درباره ترازهاي ابتدايي لايحه بودجه سال 1388 نشان مي‌دهد خوشبين‌ترين كارشناسان، از همين حالا كسري بودجه قابل توجهي را براي سال آينده احتمال مي‌دهند كه در بهترين تخمين‌ها ميزان آن حداقل 30 هزار ميليارد تومان برآورد شده است.البته به اين كسري بودجه، بايد 28 ميليارد دلار بدهي‌هاي خارجي دولت احمدي‌نژاد را هم اضافه كرد كه كميجاني بر كوتاه‌مدت بودن سررسيد آنها تاكيد دارد.

با اين وجود در ابتداي هفته جاري، يك نماينده نزديك به دولت فاش كرد كه دولت احمدي‌نژاد قصد دارد براي مقابله با تبعات كسري بودجه و جبران كاهش درآمدهاي نفتي كه سرنوشت بودجه 88 را از حالا به يك تراژدي بدل كرده، اقدام به استقراض از بانك مركزي كند؛ اقدامي كه معاون سابق بانك مركزي، آن را باعث بالا رفتن پايه پولي كشور و از اين رو تورم‌زا مي‌داند.

يك برنامه ديگر كه از سوي برخي مسئولان جديد بانك مركزي پيشنهاد شده، جذب موقت سرمايه‌گذاري خارجي است كه از سويي امكان‌پذير بودن آن با توجه به قرار داشتن ايران در تحريم و نيز نشانه‌هاي نامطلوبي از جمله تنزل 31 رتبه‌اي ايران در زمينه وضعيت كسب و كار و آزادي اقتصاد، زير سؤال است و از سوي ديگر اكبر كميجاني هم به خطرات جبران‌ناپذير آن اشاره مي‌كند؛ خطري كه اقتصاد مالزي در دوران ماهاتير محمد را با همه شكوفايي آن، بر زمين زد.

در اين شرايط برخي نمايندگان به دولت پيشنهاد داده‌اند به بهانه شرايط جهاني، از شعار پرداخت نقدي يارانه‌ها عقب‌نشيني كند تا تنها با آزاد كردن بخشي از يارانه حامل‌هاي انرژي، بتواند منابع مورد نياز خود را تامين و كسري بودجه 88 را به حداقل برساند.

اما سايت "الف" وابسته به احمد توكلي سه روز قبل فاش كرد كه دولتمردان صراحتا اين سناريو و هر راه حل بينابيني را رد كرده و بر اجراي كامل آزادسازي يارانه‌ها تاكيد دارند. اين سايت با انتشار جدولي نشان داده بود كه در سناريوي بينابيني، قيمت هر ليتر 2700 ريال براي گازوئيل پيشنهاد شده كه دولت به كمتر از 3500 ريال راضي نيست و براي هر واحد گاز طبيعي و برق نيز به ترتيب 750 و 800 ريال پيشنهاد شده كه دولت كمتر از 1300 و 1000 ريال را نمي‌پذيرد!

اين سايت محافظه‌كار همچنين با انتشار ارقام پيشنهاد شده از سوي دولت، عمق فاجعه را نشان داده بود؛ وضعيتي كه به زعم كارشناسان با افزايش 300 تا 2000 درصدي قيمت انواع حاملان انرژي مورد استفاده مصرف‌كنندگان و بخش توليد، هم اوضاع معيشتي مردم را در هم مي‌ريزد و هم بخش قابل توجهي از توليدكنندگان خصوصي و صد البته دولتي را به ورشكستي خواهند رساند.

در چنين شرايطي، روز گذشته وزير اقتصاد دولت نهم كه اولين بار است درباره لايحه بودجه سالانه به رسانه‌ها توضيح مي‌دهد، با اعلام دونرخي بودن سقف بودجه و نيز تنظيم بودجه احتياطي، ابهامات جديدي را پيرامون موضوع بودجه سال 88 ايجاد كرد.

شمس‌الدين حسيني پس از چند هفته گمانه‌زني رسانه‌ها درباره ارقام كلي بودجه سال آينده، نسبت آن با لايحه هدفمند شدن يارانه‌ها، قيمت تعيين شده براي نفت و دلار در بودجه و نيز ميزان تغيير در بودجه‌هاي جاري و عمراني، در جمع خبرنگاران مطبوعات در حوزه دولت، آب پاكي را روي دست همه ريخت و مشخص كرد كه حساب دخل و خرج دولت در سال 88 همچنان مفتوح است.

اگرچه حسيني نيز همانند ممبيني، معاون معاون برنامه‌ريزي احمدي‌نژاد، تعيين رقم 950 تومان براي هر دلار در لايحه دولت را تاييد كرد، اما همزمان در گوشه‌اي ديگر از محوطه بيروني هيات دولت، رئيس بانك مركزي در حال تكذيب اظهارات وزير اقتصاد و بيان اين نكته به خبرنگاران بود كه: "هنوز نرخ دلار در بودجه نهايي نشده است."

نرخ تعيين شده از سوي دولت براي دلار، مخالفان عمده‌اي در مجلس دارد؛ از جمله جعفر قادري، نماينده اصولگراي عضو كميسيون برنامه و بودجه كه با انتقاد از پيشنهاد دولت براي افزايش نرخ ارز و تنظيم بودجه‌اي كه كسري آن قطعي است، پيش‌بيني مي‌كند بودجه‌اي كه دولتمردان صحبت از ارائه آن مي‌كنند، "باعث ايجاد شوک‌هايي به اقتصاد کشورمان مي‌شود."

اين البته غير از شوكي است كه سايت احمد توكلي با اشاره به افزايش يكباره قيمت سوخت خودروها، برق و گاز طبيعي، آن را پيش‌بيني و فاش كرده بود كه دولتمردان هم ضمن اصرار بر آن، صراحتا اعتراف مي‌كنند كه هيچ فكري براي تورم انتظاري ناشي از اين افزايش شديد قيمت‌ها نكرده و ميزان آن را صفر فرض كرده‌اند؛ تنها به اين بهانه كه: "ميزان اين تورم انتظاري قابل محاسبه نيست."

بدين ترتيب وضعيت اقتصادي كشور در سال 1388 كه دست‌كم تا پنج ماه ابتدايي آن، احمدي‌نژاد همچنان رئيس دولت است، در چنبره بحران‌هاي بالقوه متعددي قرار دارد كه احتمال فعليت يافتن همه آنها زياد است و تحقق هريك از آنها نيز به معناي شوك جديدي بر پيكر اقتصاد بيمار ايران است كه بر اثر سياستهاي اقتصادي دولت نهم در اين سه سال، بسيار نحيف و لرزان شده است

+ نوشته شده در  87/11/04ساعت 22:48  توسط مهرداد آذر تاش  | 

از گراني 300 درصدي بنزين تا كاهش حقوق كارمندان

خبرهاي نگران‌كننده از بودجه 88

از گراني 300 درصدي بنزين تا كاهش حقوق كارمندان

bodje859.jpg

جواد ملك‌زاده

در حالي كه خبرها از رسيدن قيمت جهاني نفت به آستانه 36 دلار حكايت مي‌كند، دولت احمدي‌نژاد به‌رغم هشدار علني مجلس هشتم، هنوز لايحه بودجه سال آينده را به مجلس تقديم نكرده است. با اين حال خبرهايي كه از سوي برخي مسئولان دولت و مجلس منتشر شده، نشان مي‌دهد كه نه تنها افزايش قيمت اقلامي همچون بنزين، آب، برق و گاز قطعي است، بلكه احتمال پرداخت نقدي يارانه‌ها به مردم نيز به شدت كاهش يافته و در عين حال احتمال كاهش حقوق كارمندان دولت نيز مي رود.

سخناني كه مطبوعات ديروز از قول محمدرضا باهنر از سران اكثريت اصولگراي مجلس هشتم منتشر كردند، نه تنها شگفت‌انگيز بود، بلكه حامل پيامي براي حاميان انتخاباتي احمدي‌نژاد در جناح اصولگرا نيز محسوب مي‌شد. باهنر بدون اينكه از پافشاري دولت بر پرداخت نقدي يارانه‌ها انتقاد صريحي بكند، شايد براي اولين بار به اين صراحت، از احتمال عدم تصويب طرح پرداخت نقدي يارانه‌ها به مردم خبر داد و در عين حال در اظهاراتي عجيب خاطرنشان كرد كه: "هر دو قوه براي ارائه و اجراي طرح دچار سردرگمي و دوگانگي شده‌اند."

اما يك روز پس از اظهارات باهنر كه اعتراف كرد دولت و مجلس درباره زمان و نحوه پرداخت نقدي يارانه‌ها اختلاف دارند، يك نماينده نزديك به دولت در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس هشدار داد كه اگر لايحه دولت براي پرداخت نقدي تصويب نشود، حقوق كارمندان در سال آينده كم خواهد شد!

اين نماينده اصولگرا تاكيد كرد كه در صورت عدم تصويب سريع لايحه دولت، در سال آينده شاهد "مشكلات و چالشهاي جدي و اساسي" خواهيم بود و در اين صورت "بايد در سال آينده پرداختهايمان به كاركنان و بازنشستگان دولت را كاهش داده و حجم فعاليتهاي عمراني را نيز پايين بياوريم."

تامين كسري بودجه از جيب بازنشستگان؟

اظهارات نگران كننده نمايندگان جناح همسو با دولت در شرايطي مطرح مي‌شود كه همزمان گزارش‌هايي به رسانه‌ها منعكس شده مبني بر اينكه قيمت بنزين در سال آينده يكباره تا 300 درصد افزايش خواهد يافت و قيمت آب، برق و گاز نيز افزايشي مشابه را تجربه خواهد كرد.

گفته‌هاي متناقض مسئولان دولتي و نمايندگان در خصوص ميزان قطعي قيمت نفت در بودجه سال آينده، قيمت نهايي بنزين پس از عيد، در اولويت بودن لايحه بودجه يا هدفمند كردن يارانه‌ها و نيز نحوه كنار آمدن با قيمت واقعي نفت در شرايط فعلي و شعارهاي پيشين در خصوص پرداخت نقدي كردن يارانه‌ها، مجموعه عواملي است كه بر اضطراب افكار عمومي نسبت به وضعيت اقتصادي سال آينده افزوده و شهروندان را نگران اوضاع معيشت خود در سال آينده كرده است.

در چنين شرايطي، اعلام اين خبر كه در صورت تصويب نشدن لايحه يارانه‌ها، دولت از حقوق بازنشستگان و كارمندانش خواهد زد و كسري بودجه خود را به اين شيوه مهار خواهد كرد، تير خلاص بر كساني است كه هنوز به وعده‌هاي احمدي‌نژاد مبني بر پرداخت ماهانه 50 تا 70 هزار تومان دل بسته اند؛ بخصوص آنهايي كه از آبان ماه منتظر دريافت سود سهم عدالت خود هستند و اكنون پس از 5 بار تعويق، وعده دهه فجر به آنها داده مي‌شود.

تاخير به خاطر سردرگمي

اعتراف دو روز قبل باهنر به "سردرگمي" دولت و مجلس در خصوص لوايح بوجه و هدفمند كردن يارانه‌ها، يك روز پس از آن صورت گرفت كه وي در صحن علني مجلس در پاسخ به اعتراضات نمايندگان به عدم تقديم لايحه بودجه سال آينده، فاش كرد كه هيات رئيسه تصويب كرده كه در اين خصوص به دولت اخطار دهد.

حاجي‌بابايي، عضو هيات رئيسه مجلس هشتم هم ديروز اعلام كرد كه اخطار هيات رئيسه به طور رسمي به دولت ابلاغ شده و تا پايان دي ماه بايد لايحه بودجه سال 88 به مجلس ارائه شود. وي همچنين تاكيد كرد كه با توجه تغييرات جديد آيين‌نامه داخلي، بررسي لايحه بودجه در مجلس حداقل به دو ماه زمان نياز دارد.

دولت احمدي‌نژاد چند ماه پيش وعده داده بود كه لايحه بودجه در آذر ماه ارائه خواهد شد، اما نه تنها به اين وعده عمل نكرد، بلكه هنوز هم با گذشت 25 روز از دي ماه، خبري از لايحه بودجه نيست. اين در حالي است كه وضعيت بحراني ناشي از كاهش شديد قيمت نفت، دولت نهم را كه در سه سال اخير خود را بيش از پيش به منابع نفتي وابسته كرده، با بحران تامين منابع روبه‌رو كرده است.

در قانون بودجه سال 1387 قيمت 55 دلار براي فروش هر بشكه نفت در نظر گرفته شده بود كه از اواسط آذر ماه قيمت واقعي نفت از اين رقم پايين‌تر آمد و بدين ترتيب دولت احمدي‌نژاد نه تنها با كسري بودجه كلان ناشي از سوء مديريت خود - كه محمدرضا باهنر چندي پيش ميزان آن را 30 ميليارد دلار اعلام كرد - روبه‌روست، بلكه از عوارض ناشي از كاهش قيمت نفت نيز رنج مي‌برد.

اين در حالي است كه احمدي‌نژاد سال 87 را با وعده انجام يك انقلاب اقتصادي كه بعدا نام طرح تحول اقتصادي به آن داده شد، آغاز كرد و پس از آن هم چند بار به صراحت وعده پرداخت نقدي و ماهانه يارانه‌ها را به مردم داد. حال با كاهش شديد قيمت نفت، اگرچه دولت حاضر نيست از طرح پرداخت نقدي يارانه‌ها (كه منتقدان آن را يك طرح انتخاباتي مي‌خوانند) كوتاه بيايد، ولي حتي نمايندگان اصولگرا هم معتقدند كه تحقق چنين پرداختي با توجه به قيمت پايين نفت غيرممكن است.

بنزين گران مي‌شود، آب و برق نيز

چندي پيش يكي از مقامات دولتي در پاسخ به سؤال خبرنگاران درباره علت عدم ارائه به موقع لايحه بودجه، فاش كرد كه دوت منتظر تصويب لايحه هدفمند كردن يارانه‌هاست. اين اظهارنظر بلافاصله با واكنش تند نمايندگان مواجه شد كه به دولت هشدار مي‌دادند منتظر تصويب آن لايحه نباشد.

اكنون با گذشت حدود 10 روز از اين بگومگو كه به سرعت در رسانه‌هاي اصولگرا به حاشيه رانده شد، مشخص شده كه مجلس قصد ندارد در تصويب لايحه دولت عجله كند. دولت هم با تأخير در ارائه لايحه بودجه 88 نشان داده كه بنا ندارد اجازه دهد نمايندگان در هفته‌هاي آينده فراغتي براي ريز شدن در روند بررسي لايحه مربوط به پرداخت نقدي يارانه‌ها داشته باشند.

در اين كشمكش ناگفته و پشت پرده اما جدي، كه باهنر آن را به سردرگمي و دوگانگي تعبير كرده، خبرهايي هم مي‌رسد مبني بر اينكه دولت قصد دارد با تأخير در ارائه لايحه بودجه، برخي مفاد لايحه نقدي شدن يارانه‌ها را كه پيش‌بيني مي‌كند از سوي مجلس تصويب نشود يا با تغيير روبه‌رو شود، در بودجه سال آينده بگنجاند.

يكي از اين موارد روز گذشته از قول يك نماينده عضو كميسيون انرژي در مطبوعات نقل شد. اين نماينده با اشاره به ديدار اعضاي كميسيون مذكور با وزير اقتصاد دولت احمدي‌نژاد، از قول وي نقل كرد كه قيمت هر ليتر بنزين در سال آينده 240 يا 400 تومان خواهد بود. اين در حالي است كه قيمت بنزين در سال جاري ليتري 100 تومان بود و قيمت 400 توماني به معناي افزايشي 300 درصدي خواهد بود.

اين نماينده همچنين از افزايش قيمت گازوئيل، برق و گاز مايع به 270، 80 و 150 تومان خبر داده كه به معناي افزايشي نزديك به 400 درصدي نسبت به قيمت‌هاي فعلي است. اين در حالي است كه پرويز فتاح، وزير نيرو هم روز قبل از قطعي بودن افزايش قيمت آب و برق در سال آينده خبر داده بود.

نكته جالب در اينجاست كه نمايندگان و مقامات دولتي تاكيد دارند كه اين افزايش شديد قيمت ها، فارغ از اين است كه در سال آينده پرداخت نقدي يارانه‌ها به مردم محقق شود يا خير. احمدي‌نژاد پيش از اين گفته بود كه افزايش قيمت‌ها هيچ تاثير منفي مستقيمي بر زندگي مردم نخواهد گذاشت، چرا كه همان مابه‌التفاوت يارانه‌هاي حذف شده به طور نقدي به آنها پرداخت خواهد شد، و آنها صرفا بايد براي چند ماه اثرات غيرمستقيم تورمي اجراي طرح تحول اقتصادي را تحمل كنند.

حال با توجه به خبرهايي كه به تازگي درباره وضعيت اقتصادي سال آينده منتشر مي‌شود، بخصوص اظهارنظرهايي همچون گفته اخير محمدرضا باهنر مبني بر اينكه "شايد به اين نتيجه رسيديم كه اصولا يارانه نقدي حذف و همه اين مبلغ صرف بيمه اجتماعي يا بازنشستگي يا مصارف ديگر شود"، به نظر مي‌رسد كار اقشار ضعيف و كم‌درآمد جامعه كه هنوز بخشي از آنها به وعده‌هاي اقتصادي احمدي‌نژاد اميد دارند، به دشوارترين روزهاي چند سال اخير و بلكه شايد سي سال گذشته خواهد رسيد.

در چنين شرايطي، گفته‌هايي از نوع سخنان محمدحسين فرهنگي نماينده تبريز مبني بر كاهش حقوق كارمندان و بازنشستگان، تنها استخوان لاي زخم خانوارهايي است كه هنوز چك‌هاي نقد نشده 80 هزار توماني سهام عدالت و 70 هزار توماني يارانه‌هاي نقدي را در دست دارند و حال بايد علاوه بر انفجار قريب‌الوقوع قيمت‌ها، دل‌نگران حقوق ماهانه خود نيز باشند.


+ نوشته شده در  87/10/25ساعت 23:3  توسط مهرداد آذر تاش  | 

بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور 13/10/87

 

به نام خداوند جان و خرد

بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور 13/10/87

حسین (ع) آموخت که مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می دهند تا زنده بمانند.

دکتر علی شریعتی

       محرم ، ماه بیداری وجدان های خفته ی انسان هایی است که در حصار تنگ خواسته های شخصی و نفسانی خویش گرفتار گشته اند و اطرافیان خویش را از یاد برده اند و عاشورا یاد آور این حقیقت است که پیروزی ،  چیرگی و غلبه نیست بلکه  پیروز کسی است که ، گذر زمان نام نیک او را از یادها نبرد و در روزگار سخت حرکت های اجتماعی نیز ، با فریاد های رساتر از فریاد صاحبان زر و زور و تزویر ،  پیام خویش را به گوش تاریخ برساند آن گونه که در همیشه ی تاریخ طنین انداز گردد.

فرهنگیان عزیز

      کانون های صنفی معلمان سراسر کشور ضمن ابراز همدردی با مردم ستمدیده غزه ، تاسف شدید خود را از جنایات اسراییل در این منطقه که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از غیر نظامیان به ویژه دانش آموزان گردیده است ابراز می نماید و از مجامع بین المللی در خواست       می نماید تا نسبت به توقف هر چه سریعتر این گونه جنایات از تمام توان خود استفاده نمایند.

همکاران گرامی

      آن چه امروز در کشور شاهد آن هستیم شیوه ی استبداد گونه ی دولتی قانون گریز است که سال ها تلاش جامعه فرهنگیان سراسر کشور را نادیده می گیرد و قانونی را که برای تصویب آن معلمان بسیاری بارها کتک خورده اند ، زندان رفته اند ، رنج تبعید را تحمل کرده اند ، اخراج گشته اند و احکامی همچون انفصال از خدمت ، بازنشستگی ناخواسته ، تنزل گروه و قطع حقوق دریافت نموده اند بدون هیچ دلیل قانونی و موجه حتی بدون این که خود را موظف به توضیح در این رابطه بداند معطل گذاشته است و اگر تفرقه ، فردیت و بی تفاوتی بر ما حاکم نبود و همچون اسفند 85 در صحنه حضور داشتیم قطعا هیچ دولتی به خود اجازه ی این گونه بی حرمتی و بی توجهی به جامعه گسترده و تاثیر گذار فرهنگیان را نمی داد. تاسف آور است که همین دولت با تمامی ادعا های خود ، به راحتی در برابر اعتراضات صنف طلا فروشان و بازاریان که با هم متحد شده بودند جلوی اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده را گرفت و در برابر خواست آنان  تسلیم گردید.

فرهنگیان شریف

    در وضعیتی که دولت مردان مدعی عدالت و قانون گرایی ، حتی به قوانین مصوب مجلس نیز بی اعتنا هستند و مجلسیان نیز با کمال تاسف از ایفای نقش نظارتی خویش غفلت می ورزند و با وجود نامه ها ، بیانیه ها و در خواست های مکرر فرهنگیان سراسر کشور حتی از دادن یک تذکر دسته جمعی به رییس جمهور در رابطه با دلایل عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ ) خود داری می نمایند. چه باید کرد ؟  و کدام ابزار حقوقی و قانونی دیگری برای پی گیری حقوق قانونی مان باقی مانده است ؟

در چنین شرایطی و با وجود تهدید ها و فشار های فراوانی که متوجه تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور  ( شورای هماهنگی ) بوده است و موانعی که بر سر راه تشکیل جلسه  این شورا ایجاد نموده و می نمایند ، بالاخره در 13/10/87 نمایندگان کانون های صنفی معلمان از استان های مختلف در جوار آرامگاه  امام خمینی گرد هم آمدند و یک بار دیگر خواسته های جامعه فرهنگیان را به شرح زیر به مسئولان کشور در رده های مختلف تصمیم گیری متذکر شدند:

1-  اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری بدون هیچ قید و شرط برای شاغلین و بازنشستگان حتی در صورت تصویب نهایی طرح تحول اقتصادی که در ماده 13 آن به موقوف الاجرا شدن اجرای این قانون اشاره دارد.

2-  رفع موانع فعالیت کانون های های صنفی معلمان سراسر کشور و شورای هماهنگی و صدور پروانه ها و تمدید مجوز ها طبق قانون و بر اساس وظیفه ای که برای کمسیون ماده 10 احزاب تعریف شده است.

3-  لغو تمامی احکام اداری و دادگاه های انقلاب برای فعالان صنفی و معلمان سراسر کشور و توجه ویژه به فرهنگیان و بر طرف کردن فضای پلیسی و امنیتی از مدارس .

4-  به وجود آوردن شرایط مساعد برای گفت و گو با مسئولان ارشد نظام و مکلف شدن آنان به پاسخ گویی به پرسش های فراوانی که بارها و بارها توسط کانون های صنفی معلمان سراسر کشور مطرح گردیده و بی جواب مانده است.

5-    رفع تو قیف از تنها تریبون خاص معلمان یعنی هفته نامه قلم معلم.

6-  تجدید نظر در حکم اعدام معلم کردستانی که هنوز ابهامات فراوانی درباره پرونده وی وجود دارد و افکار عمومی معلمان به هیچ وجه نسبت به دلایلی که برای دستگیری و صدور حکم برای وی آورده  می شود مجاب نگردیده است.

7-    استاندارد سازی مدارس کشور و اجرای قانون مدیریت انتخابی و سالم سازی فضاهای آموزشی و پرورشی در همه زمینه ها.

      بدیهی است در صورت عدم توجه مسئولان به موارد یاد شده به ویژه کوتاهی در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تا تدوین و تصویب بودجه سال 88 ، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور حق خود می داند که در اعتراض به بی توجهی مسئولان کشور ، باکمک گرفتن از مجامع بین المللی ، به اعتراضات مدنی خود با شیوه هایی هم چون : اعتراض سفید ، اعتصاب ملی ، تجمع بی صدا و ... به منظور مجبور ساختن دولت به اجرای قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی پناه ببرد.

      در خاتمه کانون های صنفی معلمان سراسر کشور از همه ی معلمان می خواهند با حفظ هوشیاری اخبار مربوط به فعالیت کانون های صنفی را پی گیری نموده و منتظر بیانیه ی بعدی تشکل ها باشند.

 

 

با سپاس

شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور

13/10/87

 

+ نوشته شده در  87/10/16ساعت 16:18  توسط مهرداد آذر تاش  |